جملات زیبا از متن کتاب شلتاق؛ مجموعه غزل | طاقچه
تصویر جلد کتاب شلتاق؛ مجموعه غزل
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب شلتاق؛ مجموعه غزل

۳.۸(از ۲۹ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
غلامرضا طریقی
انتشارات: 
نشر چشمه

۶۰,۰۰۰

۵۰٪

قیمت:

۳۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

عشق آخرین تلاش بشر پیش از پذیرفتن مرگ است
اِیْ اِچْ|
۶۴
چه می‌داند کسی شاید شبی از قلب باران سر درآوردم
آرام
۶۱
عمر انسان قدر حرفی بود و باخت هر کس در بند ای کاش و اما بود
آرام
۴۹
کاشکی عشق جهان را به فضایی ببرد که در آن دورترین بُعد زمان نزدیک است
آرام
۳۹
می‌رسی چند ثانیه با من بگذرانی به حال پرسیدن در سؤالت جواب مستتر است در جوابم سؤال پنهان است
اِیْ اِچْ|
۳۶
چه کرده‌ای که من تیزچنگِ چشم‌دریده میان این‌همه آهو دل شکار ندارم
اِیْ اِچْ|
۳۵
نگرد نیست! که پیش از تو هر که جست نبود که عشق حادثه‌ای جز تب نخست نبود برای ما که پَر و بال کوچکی داریم شکستن قفس از ابتدا درست نبود من و تو زود شکستیم و دیر فهمیدیم که آسمان گذر بال‌های سست نبود به آسمان زدن و در فراز جان دادن مناسب هوسی که به بال توست نبود سفر به ساحت دریا درست بود ولی سزای چشمه که دست از جهان نشست نبود
احسان
۳۱
منم آن قطره کز دریا جدا گشت و به مرداب شما افتاد چه می‌داند کسی شاید شبی از قلب باران سر درآوردم
arghavan
۲۶
بعد از تو درد مزمن مرموزی مانند درد کهنهٔ یک سرپر بی‌وقفه تیر می‌کشد از قلبش اما نمی‌شود نگران حتا
اِیْ اِچْ|
۲۳
به خاطر دل من با جهانِ بد سر کن
اِیْ اِچْ|
۲۲
شاد زی با سیاه‌چشمان شاد شاد زی شاد هر چه بادا باد که جهانْ عمرِ رفته با غم را به کسی باز پس نخواهد داد با تمام وجود عاشق شو تا نگویی که اتفاق افتاد زندگی بادبادکی رنگی‌ست که به‌یکباره می‌رود بر باد می‌رود آن‌چنان که سیلابی از پس بند می‌شود آزاد می‌گریزد چنان که متهمی از شعاع شقاوت جلاد تا نکرده سفیدپوشت مرگ شاد زی با سیاه‌چشمان شاد
آرام
۱۴
که نام این هیجان هر چه هست شادی نیست
Elahe
۱۱
سهم تو از جهان همین خانه‌ست گرچه این خانه هم از آن تو نیست
ساده بگیر همه چیز را🌿
۱۱
عشق آخرین تلاش بشر پیش از پذیرفتن مرگ است
min
۱۰
عمر انسان قدر حرفی بود و باخت هر کس در بند ای کاش و اما بود
م.حکیمی
۱۰
که آسمان گذر بال‌های سست نبود
Elahe
۹
ای شیخ اگر ربیع تویی من محرمم خصم تواَم بهشت که باشی جهنمم از کُشته‌مُرده‌های بهشت تو نیستم میراث‌دار دوزخیان دو عالمم
mobina
۸
چشم در چشم مرا باش که در سینهٔ من سخنی هست که در حوصلهٔ گوشی نیست
🌸فطرس🌸
۸
نگرد نیست! که پیش از تو هر که جست نبود
*𝐻𝑒𝒾𝓇𝒶𝓃
۸
احساس می‌کنم جگرم گریه می‌کند
دلبر که جان فرسود از او...(:
۷
خاطر سوخته را بیم فراموشی نیست
Elahe
۷
مرگ ــ پوشیده بگویم ــ به کفن‌پوشی نیست
سرمست
۷
نه چنان سابقْ غمگین هستی نه چنان سابق شادی به چه روزی افتادی ای دل به چه روزی افتادی
آرام
۶
شاد زی با سیاه‌چشمان شاد شاد زی شاد هر چه بادا باد که جهانْ عمرِ رفته با غم را به کسی باز پس نخواهد داد با تمام وجود عاشق شو تا نگویی که اتفاق افتاد زندگی بادبادکی رنگی‌ست که به‌یکباره می‌رود بر باد
mobina
۵
پرنده دل نسپرده به فجر کاذب و صادق امید معجزه‌ای از شب سیاه ندارد مگر به دیدن خورشید رفته و نرسیده که اشتیاق پریدن به سوی ماه ندارد پرنده هیچ امیدی به تخت و تاج نبسته چنان که بیمی از افتادن کلاه ندارد
🌸فطرس🌸
۵
عشق آخرین تلاش بشر پیش از پذیرفتن مرگ است
• Khavari •
۵
دل بی‌دست‌وپای من بنشین فتح این شهر در توان تو نیست سهم تو از جهان همین خانه‌ست گرچه این خانه هم از آن تو نیست دل من نیمهٔ پُری داری بدتر از نیم خالی لیوان هر چه رنج است در جهانِ تو هست هر چه شادی‌ست در جهان تو نیست
شقایق خیری
۴
تو با کدام خزانی که من بهار ندارم اگر قرار نداری... چرا قرار ندارم؟ تو با کدام تبر با کدام اره رفیقی که من امید رسیدن به برگ‌وبار ندارم تو با نویدِ دویدن به ایستگاه چه کردی که من امید رسیدن به این قطار ندارم چه کرده‌ای که من تیزچنگِ چشم‌دریده میان این‌همه آهو دل شکار ندارم چه رفته است که من با هزار برگ برنده دودل نشسته‌ام و جرئت قمار ندارم
mobina
۴
پرندهٔ قفسم من که چند ثانیه هر روز به میل میله پریدم ولی ادامه ندادم دویدم و نرسیدم به خانهٔ تو و دیدم چه‌قدر از تو بعیدم ولی ادامه ندادم
🌸فطرس🌸
۴
نه چنان سابقْ غمگین هستی نه چنان سابق شادی به چه روزی افتادی ای دل به چه روزی افتادی
شقایق خیری
۳