جملات زیبای کتاب سگ سفید | طاقچه
تصویر جلد کتاب سگ سفید

کتاب سگ سفید

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
رومن گاری، سیلوینا بجانیان
انتشارات: 
نشر نیماژ
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۱۴۲۱۷۷۱
۲
ژان، بزرگ‌ترین آزادی انسان آن است که نگذارد دیگران به حقوقش تجاوز کنند...»
Mohsen
۲
̕من نژادپرست‌ام ولی نه مثل شماها، سفید و سیاه. نژادپرست‌ام چون دیگر نژاد انسان بوی تعفن گرفته ـ حالا چه زرد و چه سبز و چه آبی یا شکلاتی! سی سال است که من حیوانات را انتخاب کرده‌ام...̔
Mohsen
۱
در طول تاریخ، شعور بشر هرگز نتوانسته است مشکلات انسانی را که اساس آن حماقت است از میان بردارد. او فقط قادر بوده است که با نیرنگ یا با زور از آن بگریزد. اما هربار که عقل به پیروزی نهایی خود اطمینان یافته، حماقت فناناپذیر با تمام قدرت ظاهر شده است
Mohsen
۱
خانه‌ای می‌سوزد و کسی به آن اهمیت نمی‌دهد. اما در پنجاه‌متری حادثه، مردم بر صفحهٔ تلویزیون، خانهٔ در حال سوختن را تماشا می‌کنند. حقیقت در دو قدمی آن‌هاست، ولی مردم ترجیح می‌دهند آن را در پشت صفحهٔ کوچک تلویزیون ببینند.
Mohsen
۰
متوجه شدم که مارها فقط هنگامِ احساس خطر و برای دفاع از خود به این شکل درمی‌آیند. بعد دریافتم که من و پت از یک نظر بسیار شبیهِ یک‌دیگریم، و آن «حس احتیاط بیش از اندازه‌مان در برابر بشر» است.
Mohsen
۰
می‌دانید «جذام پوستی» چیست؟ وقتی است که پوستِ بدنِ آدم درد دیگران را احساس می‌کند.
Mohsen
۰
نفرت و کینه‌توزی قدرت فوق‌العاده‌ای دارد که با آن می‌توان کوه‌ها را از جای کند و شهرهای زیبایی بنا نهاد.
Mohsen
۰
چگونه به آن‌ها خُرده بگیرم؛ آن‌ها قرن‌ها بردگی پشت سر دارند. منظورم سیاهان نیست. راجع‌به سفیدها صحبت می‌کنم! که نزدیک به دو قرن است بردهٔ افکاری تحمیلی‌اند ـ پیش‌داوری‌هایی که هم‌چون آیه‌های مقدس از پدران خود به ارث برده‌اند؛ یا عقایدی تحمیلی که دست‌وپای آن‌ها را می‌بندد و افکار آن‌ها را چون قالبی شکل می‌دهد
Mohsen
۰
تمام نیرویی که از من مَرد می‌سازد، در برابر عامل پست «تقدیر» به‌پا خاسته است. اما مبارزهٔ بیهوده‌ای است، چون از قبل بازنده‌ایم...
Mohsen
۰
این هجوم مردم، واکنشی ناگریز به‌جامعه‌ای مصرف‌کننده است که در مردم انگیزهٔ مصرف به‌وجود آورده، بدون آن‌که کوچک‌ترین قدرت خریدی به آن‌ها بدهد. به‌عقیدهٔ من چنین جامعه‌ای را باید «جامعهٔ محرک» نامید.
Mohsen
۰
احساس انزجار می‌کنم. درست مثل سگ هاری که در پی گردن برهنه‌ای بگردد. هربار که در برابر بزرگ‌ترین قدرت روحی تمام ادوار ـ یعنی حماقت ـ قرار می‌گیرم، چنین احساسی در من به‌وجود می‌آید.
Mohsen
۰
سوگندهای دروغینِ تبلیغات سیاسی و تجارتی رابطه‌شان را با حقیقت گسسته‌اند. کالایی که عرضه می‌شود، چه دئودورانت باشد و چه ایدئولوژی، و یا حقیقت دیگری، ارزش واقعی ندارد. از خمیردندانی که نجات‌بخش دندان‌های غرب است گرفته تا تبلیغات چینی‌ها که می‌گویند بتهوون دشمن اجتماع است.
Mohsen
۰
چه کسی این بلا را بر سرمان آورد و چنین موجودی آفرید؟ خواهش می‌کنم فوراً جامعه را به رخم نکشید. این ساختمان مغزی ماست که معیوب است. جامعه فقط وسیله‌ای برای تجزیه‌وتحلیل است.