
کتاب نابخردیهای پیشبینیپذیر
نیروهای پنهانی که به تصمیم ما شکل میدهند
انتشارات:
انتشارات مازیار٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Shanti
۱۱۲
خوشا به حال کسی که چشم انتظار چیزی نیست، زیرا هرگز نا امید نخواهد شد
Shanti
۱۰۳
ایران نمونهٔ دیگری است از ملتی درگیر بیاعتمادی. یک دانشجوی ایرانی در MIT به من گفت که کسب و کار در آنجا فاقد بستری از اعتماد است. به همین دلیل، هیچ کس پیشپرداخت نمیپردازد، هیچ کس اعتبار پیشنهاد نمیکند، و هیچ تمایلی به ریسک کردن ندارد. افراد باید در کسب و کارهای خانوادگی، که هنوز مقداری اعتماد در آن هست، به کار مشغول شوند. آیا دوست دارید در چنین جهانی زندگی کنید؟
mohammad
۷۱
قرار است نخست یک خودکار و سپس لباسی برای کار بخرید. در نوشتافزار فروشی، خودکاری خوب با قیمت ۲۵ دلار پیدا میکنید. میخواهید آن را بخرید که به یادتان میآید همین خودکار در فروشگاهی دیگر که ۱۵ دقیقه دورتر است، در حراجی ۱۸ دلار قیمت خورده. چه کار میکنید؟ ۱۵ دقیقه راه میروید تا ۷ دلار صرفهجویی کنید؟ بیشتر آدمهایی که با چنین موردی مواجه میشوند میگویند ترجیح میدهند که برای صرفهجویی ۷ دلار سراغ آن مغازه بروند.
اکنون به کار دوم بپردازیم: برای خرید کت و شلوار به فروشگاهها سرک میکشید. کت و شلوار طوسی راه راه درجه یکی با قیمت ۴۵۵ دلار چشمتان را میگیرد و میخواهید آن را بخرید که ناگهان یک مشتری دیگر در گوشتان میگوید که درست همین کت و شلوار در فروشگاهی دیگر، ۱۵ دقیقه دورتر در حراجی ۴۴۸ دلار قیمت خورده است. آیا این راهپیمایی ۱۵ دقیقهای را باز هم انجام میدهید؟ در این مورد، بیشتر آدمها میگویند خیر.
سجاد
۵۹
به قول مارک تواین در تام سایر «تام به قانون بزرگی در اعمال آدمی دست یافت، یعنی برای اینکه کسی در هوس چیزی لهله بزند تنها کافی است دستیابی به آن چیز را برایش دشوار کرد.»
abcd
۳۱
یکی از دوستانم به من گفت که تنها سال خوش ازدواج وی هنگامی بود که او در نیویورک زندگی میکرد، همسرش در بوستن بود، و آنان فقط آخر هفتهها همدیگر را میدیدند. پیش از آنکه آنان چنین وضعی داشته باشند ــ وقتی که با هم در بوستن به سر میبردند ــ آخر هفتههایشان را به جای اینکه با هم باشند، به کار مشغول میشدند. اما به محض تغییر وضعیت، فهمیدند که تنها آخر هفته را برای هم دارند، و زمان مشترک آنان محدود است و دارای پایانی مشخص (زمان بازگشت قطار). چون معلوم بود که ساعت به جلو میرود، آخر هفته را به خوش گذراندن با هم اختصاص دادند تا کار کردن.
erfan erfan
۲۴
بدین ترتیب، اگر پیشاپیش بر این باور باشیم که چیزی خوب خواهد بود، معمولاً خوب هم از آب در خواهد آمد ــ و اگر فکر کنیم بد خواهد بود، بد هم از آب در میآید.
Variable
۱۶
میگویند گام نخست به سوی بهبودیابی، اذعان به داشتن مشکل است.
Estatira
۱۳
مثلاً در هم سپوختن را در نظر بگیرید. شاید بنا به شرایط اجتماعی به رایگان نصیبمان شود، و امیدواریم که در هر صورت صمیمانه و از لحاظ عاطفی مقوی باشد. ولی برای در هم سپوختن هم بازاری وجود دارد، در هم سپوختن که بنا به درخواست باشد باید بابت آن پول داد. ظاهرا وضعیت سرراست است. ما شوهران (یا زنانی) نداریم که به منزل بیایند و ۵۰ دلار پول بخواهند؛ یا هرجاییهایی نداریم که به دنبال عشق دائمی باشند.
keyvan eskandari
۱۲
وقتی دوست هم جنسی شبیه به شما، ولی خوش قیافهتر، از شما خواست که شبی او را همراهی کنید، بد نیست از خودتان بپرسید که آیا دلیل این دعوت همراهی کردن است یا اینکه قرار است نقش طعمه را ایفا کنید.
Estatira
۱۰
در نوشتافزار فروشی، خودکاری خوب با قیمت ۲۵ دلار پیدا میکنید. میخواهید آن را بخرید که به یادتان میآید همین خودکار در فروشگاهی دیگر که ۱۵ دقیقه دورتر است، در حراجی ۱۸ دلار قیمت خورده. چه کار میکنید؟ ۱۵ دقیقه راه میروید تا ۷ دلار صرفهجویی کنید؟ بیشتر آدمهایی که با چنین موردی مواجه میشوند میگویند ترجیح میدهند که برای صرفهجویی ۷ دلار سراغ آن مغازه بروند.
اکنون به کار دوم بپردازیم: برای خرید کت و شلوار به فروشگاهها سرک میکشید. کت و شلوار طوسی راه راه درجه یکی با قیمت ۴۵۵ دلار چشمتان را میگیرد و میخواهید آن را بخرید که ناگهان یک مشتری دیگر در گوشتان میگوید که درست همین کت و شلوار در فروشگاهی دیگر، ۱۵ دقیقه دورتر در حراجی ۴۴۸ دلار قیمت خورده است. آیا این راهپیمایی ۱۵ دقیقهای را باز هم انجام میدهید؟ در این مورد، بیشتر آدمها میگویند خیر.
اما اوضاع از چه قرار است؟ آیا ۱۵ دقیقه از وقت شما ۷ دلار میارزد یا نه؟ در واقعیت طبیعتا ۷ دلار همان ۷ دلار است. فرقی نمیکند شما آن را چطور بشمارید.
Stoic
۸
«خوشا به حال کسی که چشم انتظار چیزی نیست، زیرا هرگز نا امید نخواهد شد.»
erfan erfan
۷
به زبان فروید، هر یک از ما منزلگاه خویشتنی تیره و تار هستیم، نهاد، نابکاری که میتواند به طرزی پیشبینیناپذیر زمام امور را از چنگ ابرمن به در آورد. بدین ترتیب همسایهای خوش مشرب و دوست داشتنی، در چنگال خشمی در پشت فرمان، خودروی خود را به ماشین جلویی میکوبد. نوجوانی اسلحه به دست میگیرد و دوستانش را به گلوله میبندد. کشیش به پسر بچهای تجاوز میکند. همگی این افراد در سایر موارد نیک سیرت، بر این باورند که خودشان را درک کردهاند. ولی در گرماگرم شور و شوق، به ناگاه با زدن کلیدی درونی همه چیز دگرگون میشود.
sara.dp
۷
به جای متمرکز ساختن توجه آموزگاران، والدین، و بچهها بر روی دستمزد، نمره و رقابت، شاید بهتر باشد که در ذهن همگی ما حسی از اراده، وظیفه، و غرور در آموزش را فرو کنند.
گیتی یوسفی
۷
در آغاز هر نیمسال دانشجویان من به خودشان قولهای قهرمانانهای میدهند ــ میگویند که تکالیف خود را به موقع انجام میدهند، مقالاتشان را سر وقت ارائه میکنند، و بهطور کلی در اوج به سر میبرند. و هر نیمسال دیدهام که وسوسه، آنان را به سراغ قرار ملاقاتی میبرد، آنان را به اتحادیهٔ دانشجویی برای جلسهای میکشاند، و آنان را جلب سفر اسکی در کوهستان میکند ــ در حالی که کارهایشان روی هم تلنبار میشود. آخر سر آنان مرا تحت تأثیر قرار میدهند، البته نه با وقتشناسی خود بلکه با خلاقیتشان ــ برای دلیل تنبلی خود انواع و اقسام داستانها، بهانهها، و تراژدیهای خانوادگی را خلق میکنند، (چرا معمولاً تراژدیهای خانوادگی در دو هفتهٔ آخر نیمسال تحصیلی رخ میدهند؟)
Shanti
۶
آدمها به ندرت چیزها را در عبارتهای مطلق انتخاب میکنند. ما فاقد سنجهای درونی برای ارزش هستیم تا به ما بگوید چیزها چقدر میارزند. در عوض، ما بر روی مزیت نسبی یک چیز به چیزی دیگر تمرکز میکنیم و بر حسب آن ارزش را تخمین میزنیم. (مثلاً، ما نمیدانیم که یک سواری شش سیلندر چقدر میارزد، ولی میتوانیم حدس بزنیم که از مدل چهار سیلندر گرانتر است.)
Estatira
۶
وی به نیویورک تایمز گفت «من نمیخواهم شیوهٔ زندگیم بر مبنای باکستر باشد، چون وقتی باکستر داشتید، دلتان ۹۱۱ میخواهد، ولی میدانید آدمهایی که ۹۱۱ دارند چشمشان دنبال چیست؟ آنان در رویای فِراری هستند.» این درسی آموزنده برای همگی ماست: هر چه بیشتر داشته باشیم، بیشتر دلمان میخواهد. و تنها درمان آن در هم شکستن حلقهٔ نسبیت است.
elham
۶
میدانیم که دستمزد به تنهایی باعث نمیشود که مردم جان و زندگی خود را به مخاطره بیندازند. مأمورین پلیس، آتشنشانها، سربازان ــ آنها به خاطر دستمزد هفتگی جان خود را از دست نمیدهند. عامل اصلی همان هنجارهای اجتماعی است ــ افتخار به حرفهٔ خود و احساس مسئولیت ــ که سبب جان بر کفی آنان میشود.
محمدحسین
۶
بنا به تیتری در نیویورک تایمز «در دنیای اینترنتی، اکنون پولدارها به پولدارتر از خود حسد میورزند.»
احسان رضاپور
۶
بیشتر مردم نمیدانند چه میخواهند مگر آن را در زمینهای ببینند. ما نمیدانیم چه نوع دوچرخهٔ کورسی میخواهیم ــ تا اینکه قهرمانی را در توردوفرانس ببینیم که دارد روی مدلی خاص پا میزند، ما نمیدانیم چه سیستم بلندگویی میخواهیم ــ تا اینکه مجموعه بلندگوهایی را ببینیم که صدای بهتری از قبلی دارد. ما نمیدانیم که با زندگیمان میخواهیم چه کنیم ــ تا اینکه دوست یا آشنایی را ببینیم که دارد کاری را میکند که ما فکر میکنیم خودمان هم باید دست به آن کار بزنیم.
Stoic
۶
نوآوری و ابداع تنها در گروههای کوچک رخ میدهد. سه نفر را در کمیتهای بگمارید و آنان میتوانند به چیزی برسند. تعدادشان را ده نفر کنید، و کار دشوارتر میشود. سی نفر، چیزی رخ نمیدهد. سی میلیون، ناممکن میشود.
Mohamad Molavi
۵
«تام به قانون بزرگی در اعمال آدمی دست یافت، یعنی برای اینکه کسی در هوس چیزی لهله بزند تنها کافی است دستیابی به آن چیز را برایش دشوار کرد.»
erfan erfan
۵
اگر روزی دولت تصمیم به اعمال مالیاتی بگیرد که قیمت بنزین را دو برابر کند، همین اصل پایه دست به کار میشود. در نظریهٔ اقتصاد سنتی چنین کاری باید منجر به افت تقاضا شود. ولی خواهد شد؟ یقینا مردم در آغاز قیمتهای تازه را با لنگرهایشان مقایسه میکنند، از قیمتهای تازه انگشت به دهان میمانند، و لذا شاید دست از مصرف بنزین بردارند و حتی سراغ خریدن ماشین هیبریدی بروند. ولی در درازمدت، و پس از اینکه مصرفکنندگان خود را دوباره با قیمت جدید و لنگرهای جدید وفق دادند (درست همانطور که خودمان را با قیمت کفشهای ورزش نایکی، آب معدنی، و هر چیز دیگری وفق میدهیم)، مصرف بنزین ما، در قیمت جدید، شاید به واقع به همان حد پیش از وضع مالیات برسد.
iranng
۵
مطالعات نشان دادهاند که کشورهای دارای «خوشبختترین» آدمها در زمرهٔ آنهایی نیستند که بالاترین درآمد فردی را دارند. با این حال، باز هم بر دریافت حقوق بیشتر اصرار میورزیم. بیشتر علت آن را میتوان ناشی از حسادت محض دانست. همان گونه که اچ. ال منکن، روزنامهنگار، طنزپرداز، بدبین، و آزاداندیش سدهٔ بیستم دریافته، رضایتمندی یک مرد از حقوق دریافتیاش بستگی به این دارد (آیا آمادهٔ شنیدناید؟) که آیا از باجناقش بیشتر میگیرد یا خیر. چرا باجناق؟ چون این مقایسهای است حاضر و آماده
سجاد
۴
صنعت خردهفروشی نیز دردسرهای خود را دارد: ۱۶ میلیارد دلار زیان سالانه از سوی خریدارانی که لباسهای نو را با برچسب بر تن میکنند، و بعد از مدتی استفاده لباس دست دوم شده را پس داده و تمام پول خود را میگیرند.
erfan erfan
۴
پس ما آموختیم که هنگامی که مردم فرصت داشته باشند دست به تقلب میزنند، ولی به اندازهای که میتوانند تقلب نمیکنند. گذشته از آن، پس از اینکه آنان شروع به اندیشیدن دربارهٔ درستکاری کردند ــ خواه با یادآوری ده فرمان خواه با امضا کردن مرامنامهای ساده ــ آنان کاملاً از تقلب کردن دست میکشند. به زبان دیگر، هنگامی که ما از هرگونه چارچوب اندیشهٔ اخلاقی بیرون گذاشته میشویم، به پرسهزدن در نادرستکاری گرایش پیدا میکنیم. ولی چنانچه به هنگام وسوسهشدن، رفتار اخلاقی به ما گوشزد شود، احتمال خیلی بیشتری هست که درستکار شویم.
erfan erfan
۴
گاهی مردم به عمد لذتی را که از یک تجربهٔ مصرفی خاص میبرند فدا میکنند تا تصویری معین را به دیگران نشان دهند. هنگامی که آدمها، غذا و نوشیدنی سفارش میدهند، گویی دو هدف دارند: سفارشدادن چیزی که بیشترین لذت را از آن میبرند و به نمایشگذاردن خودشان در نوری مثبت در چشمان دوستانشان.
Variable
۴
کلنجار رفتن با خلقالله
elham
۴
رایگان! ما را چنان از لحاظ عاطفی بر میانگیزد که ما آنچه را که دارد پیشنهاد میشود ارزشمندتر از آنچه که واقعا هست در نظر میگیریم.
محمدحسین
۴
در ۱۹۴۱ اریش فروم فیلسوف کتابی نوشت به نام گریز از آزادی. او گفت که در دموکراسی نوین، مردم نه از نبود فرصت بلکه به دلیل فراوانی سرسامآور آن به ستوه میآیند.
مینو
۳
فهمیدن نسبیت (به نسبت) آسان است. ولی یک جنبه از نسبیت است که باعث گمراه شدن دائمی ما میشود. و آن این است: ما نه تنها به مقایسه کردن چیزی با چیز دیگر گرایش داریم بلکه به تمرکز بر مقایسه کردن چیزهایی که به سادگی قابل مقایسهاند گرایش داریم ــ و از مقایسه کردن چیزهایی که نمیشود به سادگی مورد مقایسه قرار داد گریزانیم.
