جملات زیبای کتاب فراتر از بودن | طاقچه
تصویر جلد کتاب فراتر از بودن

بریده‌هایی از کتاب فراتر از بودن

امتیاز
۳.۷از ۵۴ رأی
۳٫۷
(۵۴)
من در این ۱۶ سال پرکارترین مرد دنیا بودم: نشسته در سایه، همواره محو تماشای تو ...
آرام
دوستت دارم... و این جمله‌ای است که هرگز آن را به زمان گذشته نخواهم نوشت..
Saeid
بهترین مادرها، تمام وجودشان را می‌بخشند و می‌روند.
Mithrandir
ستاره‌های قرمز رنگ، همچون بارانی از شهاب سنگ، درون سرت فرو می‌ریزد. آنوریسم یا سکتهٔ مغزی. این چیزی است که پزشک‌ها می‌گویند و نامی است که برای گفتن ناگفتنی‌ها به کار می‌برند.
آرام
صد بار شدم عاشق و مردم صد تابوت خودم به گور بردم صد بار من غّره از این که صد نفر گول زدم دل غافل از آن که گول خوردم صد بار
Nerd
«کودکان به ملکوت پروردگار نزدیک‌ترند... و خدا آن چیزی است که کودکان می‌شناسند، نه بزرگسالان؛ بزرگسالان وقت خود را برای غذا دادن به گنجشکان هدر نمی‌دهند.»
Toobakiani
به نظر من ما انسان‌ها بر روی کرهٔ زمین زندگی نمی‌کنیم، بلکه سرزمین واقعی ما، قلب کسانی است که به آن‌ها علاقه داریم.
بانو نیک
همهٔ ما به غم اعتبار و اهمیت بیش‌تری می‌دهیم تا به شادی؛ برای غمی که تمام گذشته و وزن و عمقش را به رخ ما می‌کشد. در حالی که شادی هیچ گذشته، وزن و عمقی ندارد. همان لحظه که متولد می‌شود، در حال پرواز است. شادی پرارزش‌ترین و در عین حال کم ارزش‌ترین موجود در دنیاست، چیزی که تنها کودکان می‌توانند به راستی آن را ببینند و حس کنند
بانو نیک
من در این ۱۶ سال پرکارترین مرد دنیا بودم: نشسته در سایه، همواره محو تماشای تو ...
Saeid
«کودکان به ملکوت پروردگار نزدیک‌ترند... و خدا آن چیزی است که کودکان می‌شناسند، نه بزرگسالان؛ بزرگسالان وقت خود را برای غذا دادن به گنجشکان هدر نمی‌دهند.»
بانو نیک
سلّاخی زار می‌گریست... به قناری کوچکی دل باخته بود!
:)
تو در قلب گل‌های سرخ، پنهانی...
م.
تو اگر می‌دانستی که چه دردی دارد خنجر از دست عزیزان خوردن دگر امروز نمی‌پرسیدی که تو ای مرد چرا تنهایی...
mhrnaz
هیچ فرقی نمی‌کند چقدر خوب و وفادار باشم، زیرا همیشه کسانی هستند که لیاقتش را ندارند...
zahra_askari
دوستت دارم... این رمزگونه‌ترین کلامی است که شایستهٔ تعبیر تو در طول قرن‌هاست؛ کلامی که وقتی به درستی بیان می‌شود، تمام هدف و لطافتش را هدیه می‌کند.
بانو نیک
برای آن که بتوان کمی، حتی شده کمی زندگی کرد، باید دو بار متولد شویم: ابتدا تولد جسم‌مان است و سپس تولد روح‌مان. هر دو تولد مانند کنده شدن‌می‌مانند. تولد اول بدن را به این دنیا می‌کشاند و تولد دوم، روح را به آسمان پرواز می‌دهد.
behzad.r
واقعهٔ مرگ تو، تمام وجود مرا در هم ریخت... تمام وجودم، جز قلبم را. آن قلبی که تو ساختی و هنوز می‌سازی، قلبی که تو، هنوز در نبودت هم با دست‌های گم شده‌ات، به آن شکل می‌دهی و با صدای گم شده‌ات، آن را به آرامش دعوت می‌کنی و با خنده‌های گم شده‌ات، به آن روشنی می‌بخشی.
سپیده
دوستت دارم... این کلام زنده می‌ماند و تمام طول زندگی‌ام، مدت زمانی است که برای بیان آن لازم است، نه کم‌تر و نه بیش‌تر.
یك رهگذر
نمی‌توانستم به راحتی از تو بگذرم... حتی در زمانی که می‌دیدمت، برایت دلتنگ می‌شدم. خانهٔ ذهن من، خانهٔ دل من، قفل شده بود و تو همهٔ قفل‌ها را شکستی و هوا به درون پاشید. هوای سرد و نیز هوای گرم و آتشین و تمام روشنی‌ها... و این گوهری است که تو برای من به یادگار گذاشتی... گوهری که همیشه جاودان است...
khorasani
من آموخته‌ام کسانی را که دوست‌شان دارم، خیلی زود از دست می‌دهم و کسانی را که بود و نبودشان برایم اهمیتی ندارد، همیشه در کنارم خواهم داشت...
behzad.r
این که بسیاری از افراد و چیزهای دور و برم به قطارِ شهربازی می‌مانند؛ گرچه همراه شدن و در کنارشان بودن برای مدت کوتاهی سرگرم‌کننده و لذت‌بخش است، اما هیچگاه مرا به جایی نمی‌رسانند و در درازمدت حاصلی جز سرگیجه و تهوع ندارند...
mhrnaz
ما انسان‌ها بر روی کرهٔ زمین زندگی نمی‌کنیم، بلکه سرزمین واقعی ما، قلب کسانی است که به آن‌ها علاقه داریم.
khorasani
بهترین مادرها کسانی هستند که در عین مادر بودن، فراموش نمی‌کنند به همان اندازه همسر، معشوق و فرزند نیز هستند.
behzad.r
آری من یاد گرفته‌ام که هیچ فرقی نمی‌کند چقدر خوب و وفادار باشم، زیرا همیشه کسانی هستند که لیاقتش را ندارند...
mhrnaz
اعتراف می‌کنم که تو باعث شدی من بیماری بزرگ حسادت را تجربه کنم. هیچ چیز دیگری، جز حسادت به عشق شبیه نیست و در عین حال هیچ چیز دیگری با آن در تضاد نیست.
mhrnaz
بهترین مادرها کسانی هستند که در عین مادر بودن، فراموش نمی‌کنند به همان اندازه همسر، معشوق و فرزند نیز هستند. در واقع برای توصیف بهترین مادرها، یک جمله کافی است که این جمله تمام جریان زندگی و مرگ تو را به درستی شرح می‌دهد: بهترین مادرها، تمام وجودشان را می‌بخشند و می‌روند.
سپیده
قدیسه‌ای وجود ندارد... این را حتی قدیسه‌ها هم می‌گویند.
پریسا
بیماری هیچ وقت علت نیست، بلکه پاسخ است... پاسخی ناچیز به درد، به رنج، به بی‌کسی... و نیز می‌دانم که بدبختی مانند یک میراث از یک نسل به نسلی دیگر می‌رسد، و بعد فقط یک نفر برای بلعیدن تمام آن کافی است.
Pariya
انسان همیشه به محبوب‌هایش چیزهای زیادی را اهدا می‌کند: کلام، آسایش و احساس لذت... و تو ارزشمندترین همهٔ این‌ها را به من هدیه کردی: فقدان... نمی‌توانستم به راحتی از تو بگذرم... حتی در زمانی که می‌دیدمت، برایت دلتنگ می‌شدم. خانهٔ ذهن من، خانهٔ دل من، قفل شده بود و تو همهٔ قفل‌ها را شکستی و هوا به درون پاشید. هوای سرد و نیز هوای گرم و آتشین و تمام روشنی‌ها... و این گوهری است که تو برای من به یادگار گذاشتی... گوهری که همیشه جاودان است...
Elahe
آدمی وقتی در درون چیزی قرار دارد نمی‌تواند آن را ببیند، پس در این زندگی فقط باید از بیرون نگاه کرد؛ یعنی همیشه باید در حاشیه بود؛ اصلا هیچ کس نمی‌تواند به طور کامل درون زندگی باشد. در درون ما، همیشه کسی هست که نیست؛ کسی که نگاه می‌کند و بی‌صدا می‌ماند و به ندرت برایش واقعه‌ای اتفاق می‌افتد.
Moon

حجم

۵۲٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۳

تعداد صفحه‌ها

۹۰ صفحه

حجم

۵۲٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۳

تعداد صفحه‌ها

۹۰ صفحه

قیمت:
۴۵,۰۰۰
تومان