«من یکی از کارگران هستم که روز و شب در اصطبل اسبها خرحمالی میکنم، اما به اندازه یک سگ هم ارزش ندارم! صاحبکارم دست و پایم را میبندد و جوری با شلاق مرا میزند که تا الآن هیچ حیوانی را اینجور نزده است. تنها غذایی که به من میدهند ذرت است. نه کفش و جوراب دارم و نه لباس! تقریباً لخت ماندهام و مجبورم پتویی دور خودم بپیچم و توی اصطبل بخوابم.»
کاربر ۷۴۴۴۱۴۹