جملات زیبای کتاب آوای یخ و آتش (جلد اول) | طاقچه
تصویر جلد کتاب آوای یخ و آتش (جلد اول)subscriptionAvailable

کتاب آوای یخ و آتش (جلد اول)

بازی تاج و تخت

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۶۷ رأی)
انتشارات: 
نشر موج

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mina Dhb
۳۵
حاکمی که پشت جلادهای مزدورش پنهان می‌شود خیلی زود فراموش می‌کند مرگی نیز هست.»
Majid Zanjiran
۱۷
حاکمی که پشت جلادهای مزدورش پنهان می‌شود خیلی زود فراموش می‌کند مرگی نیز هست.
ملیکا بشیری خوشرفتار
۱۵
تاریخ گواه است که سخت‌ترین آزمون‌ها برای سرسخت‌ترین مردان است.
Mina Dhb
۹
مردی که حکم می‌دهد باید شمشیر را بِکشد. اگر بخواهی جانی را بگیری این دین را به گردنش داری که به چشمانش بنگری و آخرین وصیتش را بشنوی و اگر جرأت چنین کاری را نداشته باشی شاید آن مرد مستحق مرگ نیست.
ملیکا بشیری خوشرفتار
۸
برن کمی فکر کرد، گفت: «می‌شود یکی هم شجاع باشد و هم ترسیده باشد؟» پدر گفت: «این تنها زمانی است که یک مرد می‌تواند شجاع باشد.
rezamahmoudi79
۶
طنین خنده‌اش تاریکی را شکافت. انگار تمام نیاکان وینترفل با نگاهی سرد و خشمگین به او می‌نگرند.
کتابخوان ساده
۶
اغلب مردان واقعیتی که داشتند را انکار می‌کردند. این جملهٔ کوتوله بود. جهان پر از احمق‌هایی بود که خود را قهرمان نشان می‌دادند. این شجاعت بود که کسی مثل سامول تارلی خودش را بزدل می‌دانست.
Book
۶
جان گفت: «هیچ چیز عادلانه نیست.»
rezamahmoudi79
۵
اگر مدرکی پیدا کنم که لنیسترها جان آرین را کشته‌اند...» کاتلین در آغوشش لرزید. دستان زخمی ترسانش را به او چفت کرد. «اگر پیدا کنی چه می‌شود عشقم؟» این خطرناک‌ترین بخشش بود. ند می‌دانست. «بعد شاه باید عدالت را اجرا کند. وقتی واقعیت را بفهمم پیش رابرت می‌روم.» در دلش دعا کرد که رابرت هنوز همان مردی باشد که می‌شناخت نه مردی که می‌ترسید شده باشد.
ملیکا بشیری خوشرفتار
۵
حاکمی که پشت جلادهای مزدورش پنهان می‌شود خیلی زود فراموش می‌کند مرگی نیز هست.
Book
۴
نگذار حرف‌های بقیه تو را بشکند وگرنه هرگز از تمسخرشان در امان نخواهی ماند.
Mina Dhb
۳
«خوشحالم که بهتر شده‌ای.» سر رودریک گفت: «بله. دو روز است آرزوی مرگ نکرده‌ام.
ملیکا بشیری خوشرفتار
۳
دیوار هادریان دیوار یخی تحمیلی نبود و همچنین از مردم انگلیس در برابر زامبی‌های زمستانی ترسناک مراقبت نمی‌کرد. ساخت این دیوار در سال ۱۲۲ پس از میلاد برای جدا کردن رومی‌ها از مردم بومی منطقه که انگلیسی بودند شکل گرفت. بنابراین دیوار یخی وستروس برای جلوگیری از ورود وحشی‌ها به سرزمین‌های وستروس، تمثیلی زیبا از درک رومی‌ها از مردم بومی انگلستان است که آنان را به چشم انسان‌هایی متمایز و متفاوت و منفی می‌انگاشتند و با ساخت این دیوار سعی می‌کردند خود را از آن‌ها دور نگه داشته و وجهه‌ای غیرانسانی، بیگانه و وحشی به آن‌ها ببخشند و بدین ترتیب رفتار ناخوشایند و غیرعادلانهٔ خود با آن‌ها را توجیه کنند.
نیومون
۳
«اگر زنده بماند افلیج خواهد شد. بدتر از فلج. یک موجود مشمئزکننده. همه مسخره‌اش می‌کنند. من اگر چنین بشوم مرا سریع بکش.» تیریون با یک لحن دو پهلو گفت: «مشمئزکننده را توضیح بده. من موافق نیستم. مرگ خیلی پایان غم‌انگیزی است. زندگی پر است از راه‌ها و امکانات.»
میما
۳
«بگذار نصیحتی کنم حرامزاده. هرگز فراموش نکن که چه کسی هستی، دنیا که اصلا فراموش نمی‌کند. بعد آن را نقطهٔ قوت خودت کن. دیگر نمی‌تواند نقطه ضعفت باشد. مثل زره بپوشش تا نشود به تو آسیبی زد»
Book
۳
ماندن روی تخت سلطنت هزاران بار سخت‌تر از به دست آوردنش است.
Book
۳
ترس از شمشیر برنده‌تر است.
Book
۳
شما مثل رقاصی که روی حوض یخ‌زده می‌رقصد حکم می‌رانید. به جرأت می‌گویم یک نمایش تلخ خواهید داشت. امروز صبح نخستین ترک یخ را شنیدم.
ملیکا بشیری خوشرفتار
۲
دوتراکی‌ها به صورت پراکنده و کوچ‌نشین در ایسوس زندگی می‌کنند. آداب و رسوم اولیه و تکیه بسیار زیاد بر اسب از جمله شباهت‌های آنان با مغول‌های دوران چنگیزخان است. البته خود مارتین گفته که به جز مغول‌ها از هون‌ها و حتا سرخپوست‌ها الهام گرفته است. دوتراکی‌ها نه تنها متمدن نشده‌اند بلکه بسیاری از رفتارها و قواعد آن‌ها شبیه به حیوانات است. به‌شدت خونریزند و قساوت و بی‌رحمی آن‌ها در تمامی سرزمین‌های شناخته شده معروف است. یک عروسی آنان بدون سه قتل ارزشی ندارد!
نیومون
۲
«چقدر ضعیفی.» «من که برنده شدم.» «نه. آن گاوها باختند.»
نیومون
۲
تو واقعا ما و آرمان‌های والای‌مان را مسخره می‌کنی.» تیریون خندید. «گاهی باید مسخره بشویم لرد مورمنت تا خودمان را چندان جدی نگیریم.
Book
۲
حاکمی که پشت جلادهای مزدورش پنهان می‌شود خیلی زود فراموش می‌کند مرگی نیز هست.
Book
۲
زندگی پر از طنزهای کوچک است.
Book
۲
هر رنج یک درس است
Book
۲
برخی اسرار بهتر است پنهان بمانند. برخی برای گفتن خیلی خطرناکند. حتا با کسانی که دوست‌شان داری و با آن‌ها زندگی می‌کنی.
°•sara_hp•°
۲
«چرا در بازی شما لردهای بلندمرتبه، مردم عادی باید قربانی بشوند؟»
کاربر ۲۹۸۱۹۷
۲
اگر خدایان با حرامزاده‌ها این‌قدر بی‌رحمند، چرا به مردها این قدر شهوت داده‌اند؟
ملیکا بشیری خوشرفتار
۱
خون نخستین انسان در رگ‌های استارک‌ها جاری است و ما باور داریم مردی که حکم می‌دهد باید شمشیر را بِکشد. اگر بخواهی جانی را بگیری این دین را به گردنش داری که به چشمانش بنگری و آخرین وصیتش را بشنوی و اگر جرأت چنین کاری را نداشته باشی شاید آن مرد مستحق مرگ نیست.
NeginJr
۱
هرگز فراموش نکن که چه کسی هستی، دنیا که اصلا فراموش نمی‌کند. بعد آن را نقطهٔ قوت خودت کن. دیگر نمی‌تواند نقطه ضعفت باشد. مثل زره بپوشش تا نشود به تو آسیبی زد
میما
۱
برخی اسرار بهتر است پنهان بمانند. برخی برای گفتن خیلی خطرناکند.