
کتاب دویی گربهی کتابخانه
گربهای در کتابخانهای شهری کوچک که دنیا را تحت تاثیر قرار داد
انتشارات:
کتاب کوله پشتی٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
𝔏𝔦𝔪𝔬𝔬
۳۴
«میتونم اون رو تمام روز توی بغلم بگیرم.»
𝔏𝔦𝔪𝔬𝔬
۲۸
گربهای در کتابخانهٔ شهری کوچک، که دنیا را تحتتأثیر قرار داد
zahrasalimpour
۹
هیچچیز روی زمین سبز خدا پیدا نمیشود که کسی به آن اعتراض نکند، مردم به خود خدا و زمین سبزش نیز معترض هستند.
sepid sh
۷
جایت را پیدا کن. از آنچه داری شاد و راضی باش. با همه خوب رفتار کن. خوب زندگی کن. زندگی نه دربارهٔ چیزهای مادی که دربارهٔ عشق است و هرگز نمیشود عشق را پیشبینی کرد.
شراره
۶
هرکس دردسنجی دارد که از صفر تا ده شمارهگذاری شده است. هیچکس تا زمانی که به ده نرسد، دست به تغییر نمیزند. حتی نُه هم کافی نیست. وقتی به نُه میرسی، هنوز هم ترس داری. فقط عدد ده است که تو را هل میدهد و وقتی به دَه برسی خودت متوجه میشوی باید چهکار کنی. هیچکس نمیتواند بهجای تو تصمیم بگیرد.
شراره
۵
نمیتوان کسی را وادار به انجام کاری کرد که میدانی درست است. باید بهتنهایی به این نتیجه برسد.
Hopefull_librarian
۴
هرکس دردسنجی دارد که از صفر تا ده شمارهگذاری شده است. هیچکس تا زمانی که به ده نرسد، دست به تغییر نمیزند. حتی نُه هم کافی نیست. وقتی به نُه میرسی، هنوز هم ترس داری. فقط عدد ده است که تو را هل میدهد و وقتی به دَه برسی خودت متوجه میشوی باید چهکار کنی. هیچکس نمیتواند بهجای تو تصمیم بگیرد.
شراره
۳
یک کتابخانهٔ عالی لازم نیست حتماً بزرگ یا زیبا باشد. لازم نیست بهترین امکانات، کارآمدترین کارکنان یا بیشترین مراجعان را داشته باشد. یک کتابخانهٔ عالی چیزی برای ارائه دارد. جوری با زندگی جامعه عجین میشود که وجودش ضروری و لازم میشود. یک کتابخانهٔ عالی کتابخانهای است که کسی ناگهان متوجه آن نمیشود؛ چون همیشه آنجا بوده و همیشه آنچه را مردم نیاز داشتهاند، فراهم آورده است.
کلوچه ₍ᐢ. .ᐢ₎
۳
شناخته شدن چیز خطرناکی است.
Sayna sedigh
۲
دکتر شارلین بل، میگوید هرکس دردسنجی دارد که از صفر تا ده شمارهگذاری شده است. هیچکس تا زمانی که به ده نرسد، دست به تغییر نمیزند. حتی نُه هم کافی نیست. وقتی به نُه میرسی، هنوز هم ترس داری. فقط عدد ده است که تو را هل میدهد و وقتی به دَه برسی خودت متوجه میشوی باید چهکار کنی. هیچکس نمیتواند بهجای تو تصمیم بگیرد.
ℝ𝕠𝕟𝕒𝕜
۲
واقعاً وقتی چیزی گم شود، بیشتر به آن عشق میورزی.
ℝ𝕠𝕟𝕒𝕜
۲
«دویی به چه معناست؟»
به او گفتم: «دویی برای کتابخونه خیلی خوبه. تشویش رو از بین میبره. کاری میکنه فضا دوستداشتنی و آرامشبخش باشه. مردم دوستش دارن، مخصوصاً بچهها.»
«بله ولی معنای عمیقترش چیه؟»
«معنای عمیقتری وجود نداره. همه از وقت گذروندن با دویی لذت میبرن. اون ما رو خوشحال میکنه. اون یکی از ماست. چه معنایی عمیقتر از این میتونه داشته باشه؟»
golnaz
۲
کتابها از رادیو، تلویزیون، فیلمها، مجلهها، روزنامهها، برنامهٔ پانچ و جودی و تئاترهای شکسپیر جان سالم به در بردهاند. آنها بعد از جنگ جهانی دوم، جنگ صدساله، مرگ سیاه و سقوط امپراطوری روم سر پا ماندهاند. حتی در دوران تاریکی، دورانی که تقریباً هیچکس سواد نداشت و هر کتابی باید بهصورت دستنویس تکثیر میشد هم کمر خم نکردهاند. اینترنت نیز قرار نیست آنها را از پا دربیاورد.
Aa
۱
هیچچیز روی زمین سبز خدا پیدا نمیشود که کسی به آن اعتراض نکند، مردم به خود خدا و زمین سبزش نیز معترض هستند.
Aa
۱
دکتر شارلین بل، میگوید هرکس دردسنجی دارد که از صفر تا ده شمارهگذاری شده است. هیچکس تا زمانی که به ده نرسد، دست به تغییر نمیزند. حتی نُه هم کافی نیست. وقتی به نُه میرسی، هنوز هم ترس داری. فقط عدد ده است که تو را هل میدهد و وقتی به دَه برسی خودت متوجه میشوی باید چهکار کنی. هیچکس نمیتواند بهجای تو تصمیم بگیرد.
Aa
۱
«نگران نباش. وقتی پونزدهساله بشن براشون به احمقترین آدم دنیا تبدیل میشی، اما وقتی به بیستودوسالگی برسن، تو دوباره ازنظر اونها باهوشی
Aa
۱
جایت را پیدا کن. از آنچه داری شاد و راضی باش. با همه خوب رفتار کن. خوب زندگی کن. زندگی نه دربارهٔ چیزهای مادی که دربارهٔ عشق است و هرگز نمیشود عشق را پیشبینی کرد.
Par.ya
۱
رفتار او به گونهای بود که گویی با خود میگفت، چه کسی میتواند یک گربه را دوست نداشته باشد؟ یا سادهتر از آن، چه کسی میتواند مقابل من از خود مقاومت نشان دهد؟
mobina
۱
یکی از بدترین ویژگیهای دوران ناخوشایند، تأثیری است که روی ذهن بر جای میگذارد. اوقات ناخوشایند انرژیتان را تحلیل میبرد. افکارتان را اشغال میکند. همهچیز را در زندگیتان تحتالشعاع قرار میدهد. خبر بد به اندازهٔ غذایی بد میتواند مسمومکننده باشد.
ℝ𝕠𝕟𝕒𝕜
۱
این چیزی است که درمورد شمالغربی آیووا دوست دارم؛ همیشه در حال تغییر است.
ℝ𝕠𝕟𝕒𝕜
۱
اسم من ویکی مایرون است، بیستوپنج سال در کتابخانه کار کردهام و بیست سال آخر را مدیر کتابخانه بودهام
ℝ𝕠𝕟𝕒𝕜
۱
کتابدارها دربارهٔ این مسئله با کسی صحبت نمیکنند؛ چون ممکن است به آن افراد هم ایدههای جدیدی برای خرابکاری بدهد
ℝ𝕠𝕟𝕒𝕜
۱
هیچ اتفاق قابلتوجهی رخ نداد؛ مثلاً کسی از دیگری معذرت خواهی نکرد یا مشکلات خود را با کسی درمیان نگذاشت، اما بهمحض ورود دویی از شدت تنش بین کارکنان کاسته شد. میخندیدیم، خوشحالتر بودیم، دویی ما را به هم نزدیک کرده بود.
ℝ𝕠𝕟𝕒𝕜
۱
شهر به مردم خود تکیه میکند و مردم هم به شهر.
ℝ𝕠𝕟𝕒𝕜
۱
اسپنسر تواناییهای خود را ثابت کرده بود. هیچچیز به شهر یا به مردم شهر تقدیم نشده بود، هرچه داشتیم، خودمان به دست آورده بودیم.
ℝ𝕠𝕟𝕒𝕜
۱
کتابها از رادیو، تلویزیون، فیلمها، مجلهها، روزنامهها، برنامهٔ پانچ و جودی و تئاترهای شکسپیر جان سالم به در بردهاند. آنها بعد از جنگ جهانی دوم، جنگ صدساله، مرگ سیاه و سقوط امپراطوری روم سر پا ماندهاند. حتی در دوران تاریکی، دورانی که تقریباً هیچکس سواد نداشت و هر کتابی باید بهصورت دستنویس تکثیر میشد هم کمر خم نکردهاند. اینترنت نیز قرار نیست آنها را از پا دربیاورد.
کتابخانه هم از پا درنمیآید.
ℝ𝕠𝕟𝕒𝕜
۱
داستان گربهای را تعریف میکرد که شهری را تحتتأثیر خود قرار داده و در دنیا مشهور شده بود... و همهٔ این اتفاقات در صبحی سرد در ماه ژانویه، در یکی از شهرهای کوچک آیووا و از درون جعبهٔ تحویل کتاب یک کتابخانه شروع شده بود. و حالا بقیهٔ داستان رو میدونین...
شکوفا
۱
اندازهٔ هر چیز به دیدگاه ما بستگی دارد. برای یک حشره، ساقهٔ بلند ذرت یا خود خوشهٔ آن میتواند بهمنزلهٔ یک دنیا باشد.
Hannah
۱
زندگی همین است. همهٔ ما هرازگاهی بین این دندانهها گیر میکنیم. همه کبود و همه زخم میشویم. گاهی دندانهها زخمی عمیق بر جای میگذارند. افراد خوششانس تنها چند خراش برمیدارند و کمی خونریزی دارند، اما نکتهٔ مهم این نیست. آنچه مهم است، این است که کسی را داشته باشی تا تو را بلند کند، در آغوش بگیرد و بگوید همهچیز خوب است.
کلوچه ₍ᐢ. .ᐢ₎
۱
گربهها ممکن است به وجود ما نیاز داشته باشند اما محتاج ما نیستند.