به پوچگرایی، گفتهای از تولستوی را بهعنوان نمونهای از منطقِ غیرمنطقی باید افزود: «اگر همهٔ مائدههای دنیوی که ما برایشان زندگی میکنیم، همهٔ لذتهایی که از زندگی میبریم، ثروت، افتخار، شأن و اعتبار و قدرت را مرگ از ما برباید، این مائدهها هیچ ارزش و مفهومی ندارند. اگر زندگی جاودانه نباشد، خیلی ساده چیز پوچی است، ارزش زندهبودن را ندارد و باید هر چه زودتر بهوسیلهٔ خودکشی از شرش خلاص شد.» (اعتراف.)
اما تولستوی کمی بعد گفتهاش را اینگونه اصلاح میکند: «وجود داشتن مرگ ناچارمان میکند یا داوطبانه از زندگی چشم بپوشیم، یا زندگیمان را طوری تغییر دهیم و مفهومی به آن ببخشیم که مرگ نتواند آن را برباید.»