سربازان روسی بر سر من یک کیسه پارچهای کشیدند و دستانم را با طناب بستند و سوار درشکهای کردند. از درون کیسه میتوانستم کمی بیرون را ببینم. تمام مردم در کوچهها جمع بودند و به طور یکنواخت شعار: عدالت طلوع کن، حقارت غروب کن، را فریاد میکشیدند. صدای تیر و فریاد زنان و گریه کودکان شنیده میشد و برای من بسیار زجرآور بود.