جملات زیبای کتاب آزادگی در اسارت | طاقچه
تصویر جلد کتاب آزادگی در اسارت

بریده‌هایی از کتاب آزادگی در اسارت

امتیاز
۳.۵از ۲ رأی
۳٫۵
(۲)
گفتم: دیشب خوابی دیده‌ام و برای بچه‌ها خواب را تعریف کردم و گفتم به نظرم آن سیدی که پیش از ظهور امام زمان (عج) باید رهبری را به دست بگیرد و اهل مشهد باشد، ایشان است و آن آفتابی که در خواب طلوع کرد، ایشان است.
bahar1396
حتی اگر می‌خواستم بایستم و دست بالا ببرم، باز هم تیر خورده بودم و عجیب‌ترین صحنهٔ واقعه را در مورد خود دیدم. به راستی مگر می‌شود عده‌ای با هم به یک نفر که نزدیک است شلیک کنند، ولی حتی یک تیر هم اصابت نکند و هنوز هم این حکایت بعد از ۱۸ سال، مرا در حیرت فرو برده است.
bahar1396