نظر من این است که بانوان قرن بیستم قرنهاست که در یک فرهنگ مردانه زیستهاند که باعث شده نسبت به اصل زنانه خود ناخودآگاه باقی بمانند. اکنون آنها در تلاش برای یافتن جایگاه خود در یک دنیای مردانه بیخبر از همه جا، ارزشهای مردانه، زندگی مبتنی بر هدف، انگیزش وسواسگونه مبتنی بر اضطرار و رزق ملموس را که رمز و راز زنانه آنها را تغذیه نمیکند، پذیرفتهاند. زنانگی ناخودآگاه آنها به یک شکل جسمی طغیان کرده و نمود مییابد.