جملات زیبای کتاب مه لقا | طاقچه
تصویر جلد کتاب مه لقاsubscriptionAvailable

کتاب مه لقا

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۳۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
حمزه سردادور
انتشارات: 
انتشارات پر

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
یك رهگذر
۲
معروف است میوه که ممنوعه شد حرص انسان برای تصرف بلع آن بیشتر می‌شود
یك رهگذر
۱
کدام عاشق است که وقتی به معشوق برسد بتواند راز دل پنهان بدارد.
یك رهگذر
۱
راست گفته‌اند که از عشق تا نفرت یک قدم است.
یك رهگذر
۱
گاهی یک واقعه ناگوار خوشبختی بزرگی پشت سرش دارد. در هر حال باید توکل به خدا کرد و معتقد به سرنوشت و تقدیر شد. خدا سبب ساز کل سبب است
پ. و.
۰
از قیافه و اندام غلام خوشش می‌آمد، حس می‌کرد که غلام مرد دوست‌داشتنی است. از طرز صحبت ساده و داش‌وار غلام حظ می‌کرد. بالاتر از همه این‌ها غلام مرد ثروتمندی بود هم‌وزن آفاق طلا می‌داد. غلام فقط یک عیب داشت. عیبش این بود که کاسب کار و علاف بود در صورتی که غالب افراد خاندان آفاق همه اعیان و صاحب‌القاب بودند. آری غالبآ همان فلان‌السلطنه بهمان‌الدوله‌ها و غیره از آن‌هایی بودند که مردم از راه تمسخر آن‌ها را در ردیف فکلی قراضه‌ها قرار داده و صاحب پز عالی جیب خالی می‌خواندند. همان شاهزاده خانم‌ها که به شاهزادگی خود می‌بالیدند وقتی به مهمانی یا عروسی می‌رفتند از همدیگر لباس و کفش به عاریت می‌گرفتند. با این حال در نظر آفاق مسلم بود که اگر زن غلام شود همه پشت چشم نازک کرده و مورد تمسخر و تحقیرش قرار خواهند داد.
یك رهگذر
۰
خلاصه‌اش این است که من تو را دوست دارم و اگر پای جان هم در میان باشد دست از این کار برنخواهم داشت. خواست خدا بود که ما به هم برسیم
یك رهگذر
۰
وقتی انسان با یکی دوست می‌شود باید همه نوع جور دوست را بکشد. پس دوستی برای چه خوب است.
کیمیا
۰
‫گاهی روزگار دوز و کلک‌های غریبی برای آدمیان می‌چیند و تفریح می‌کند.