جملات زیبای کتاب فلسفه، ایدئولوژی و دروغ | طاقچه
تصویر جلد کتاب فلسفه، ایدئولوژی و دروغ

کتاب فلسفه، ایدئولوژی و دروغ

نوع کتاب
۳.۴(از ۷ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
رضا داوری اردکانی
انتشارات: 
انتشارات سخن
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
حام
۳
وقتی تفکر نباشد کسی در رسم موجود چون و چرا نمی‌کند و همه به مشهورات عصر تسلیم می‌شوند. مقصود این نیست که بلهوسانه باید مشهورات را رد و انکار کرد، مردمان مشهورات را می‌پذیرند و با آنها زندگی می‌کنند اما اگر باید آنها را به عنوان حقیقت پذیرفت دلایل پذیرفتنش باید روشن باشد.
محمد مصطفی نورآبادی
۰
اکنون که نام افلاطون به میان آمد خوب است متذکر شویم که زمینه‌سازی برای درهم آمیختن صدق و حق کار اوست و شاید برای اولین بار او بود که به سخن مطابق با واقع (صدق) نام حقیقت داد و از آن پس طبیعی بود که حق و صدق در زبان با هم مشتبه شود، در اشاره‌ای که به سخن سقراط و افلاطون کردیم این در آمیختن پیداست. سقراط که درس تذکر می‌داد و می‌گفت که بدان خوبی را نمی‌شناسند و اگر می‌شناختند بدی نمی‌کردند، خود دعوی علم نداشت و می‌دانست که جاهل است و دیگران را هم مثل خود جاهل می‌دانست با این تفاوت که دیگران از جهل خود خبر نداشتند و احیانآ خود را عالم می‌پنداشتند اما سقراط می‌دانست که هیچ نمی‌داند و می‌خواست دیگران را از جهل خویش آگاه سازد. آیا نادانی که خود را دانا می‌پندارد، دروغگوست.
محمد مصطفی نورآبادی
۰
شاید شبی که دکارت «من فکر می‌کنم پس هستم» را یافت گرگیاس و پروتاگوراس به خلوت تفکر فیلسوف رفته و در بیرون آوردن این اصل تفکر دکارتی از حجاب به او کمک کرده بودند. دکارت اولین فیلسوفی بود که توانست از اختلاف و تضاد میان سقراط و گرگیاس بگذرد و به هر دوآری بگوید. سقراط می‌گفت آدمی باید به کمال عقل برسد تا اهل علم و عمل و صلاح باشد. دکارت لزم این تحول در وجود آدمی را پذیرفت و کوگیتوی او تصدیق این تحول است، سخن سوفسطاییان را هم که می‌گفتند علم قدرت و غلبه است تصدیق کرد. با این پیش آمد فلسفه ره‌آموز قدرت شد یعنی اتحاد سقراط و پروتاگوراس و گرگیاس که در ازای مسکوت گذاشتن فضائل صورت گرفت به فلسفه قوت و نیروی تأثیر بیشتر در همه مراتب موجودات داد. اما وقتی این توانایی به نهایت رسید پروتاگوراس از سقراط انتقام گرفت.