جملات زیبای کتاب بافته | طاقچه
تصویر جلد کتاب بافته

کتاب بافته

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۲۳۱ رأی)
انتشارات: 
نشر نیماژ
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
usofzadeh.ir
۵۹
یک پدر هرگز نمی‌میرد، یک پدر جاودانه است، صخره است، یک ستون است،
Mary gholami
۳۹
«کسی که یک زندگی را نجات می‌دهد، کل دنیا را نجات می‌دهد.»
kordelia
۳۵
گاهی فکر کردن به این‌که هرچیزی انتهایی دارد، آرامش‌بخش است، این‌که بزرگ‌ترین شکنجه‌ها هم می‌توانند فردا تمام شوند.
-Dny.͜.
۳۱
اگر مردی بدهی و قرضی داشته باشد، به همسرش تجاوز می‌کنند تا تنبیهش کنند: اگر مردی با زنی متأهل رابطه داشته باشد، با تجاوز به خواهرانش او را مجازات می‌کنند. تجاوز سلاحی قدرتمند است، یک سلاح کشتارجمعی.
usofzadeh.ir
۳۱
لعنت به جامعه‌ای که ضعیفان، زنان، بچه‌ها و تمام کسانی را که باید از آن‌ها حمایت کند، زیر پایش له می‌کند.
-Dny.͜.
۲۷
سرطان می‌ترساند، جدا می‌کند، دور می‌کند. بوی مرگ می‌دهد. همه در مقابل او ترجیح می‌دهند رویشان را برگردانند و دماغ‌شان را بگیرند.
farez
۲۶
گاهی زندگی تاریک‌ترین لحظات و روشن‌ترین لحظات را در کنار هم قرار می‌دهد. هم‌زمان هم چیزی به آدم می‌دهد و هم چیزی از او می‌گیرد.
-Dny.͜.
۲۵
آدم وقتی ناراحت است، دلش می‌خواهد آهنگ‌های غمگین گوش کند
rezaat98
۲۱
تو حق نداری این‌جا باشی. تو یک دالیت هستی، یک تخلیه‌کنندهٔ توالت، همین هم باقی می‌مانی، همین‌طور هم زندگی خواهی‌کرد. تو در کثافت خواهی مُرد مثل مادر و مادربزرگت. مثل فرزندان و نوه‌هایت و تمام نوادگانت. برای قرن‌ها و قرن‌ها هیچ‌چیز دیگری برای شما نخواهد بود، برای شما نجس‌ها، زباله‌های بشریت، هیچ‌چیزی جز این بوی زننده، فقط مدفوع دیگران، باید مدفوع همهٔ دنیا را جمع کنید
آروشا دهقان
۱۸
مدرسه برای درس خواندن ساخته شده، نه برای به بردگی کشیدن.
zaraakra
۱۷
برای داشتن شهامت، لازم نیست که حتماً نجیب‌زاده بود
shayan khe
۱۵
یک پدر هرگز نمی‌میرد، یک پدر جاودانه است، صخره است، یک ستون است
farez
۱۴
گاهی فکر کردن به این‌که هرچیزی انتهایی دارد، آرامش‌بخش است، این‌که بزرگ‌ترین شکنجه‌ها هم می‌توانند فردا تمام شوند.
farez
۱۴
«کسی که یک زندگی را نجات می‌دهد، کل دنیا را نجات می‌دهد.»
rezaat98
۱۳
«آن‌ها نمی‌دانستند که این کار غیرممکن است، پس انجامش دادند.»
hamid
۱۳
لعنت به جامعه‌ای که ضعیفان، زنان، بچه‌ها و تمام کسانی را که باید از آن‌ها حمایت کند، زیر پایش له می‌کند.
أبوٰمُخلــــِـــٰـــصْ
۱۳
او از این مبارزه پیروز بیرون خواهد آمد، شاید کم‌خون اما سرپا. چه اهمیتی دارد که درمانش چند ماه یا چند سال طول می‌کشد، چه اهمیتی دارد که چقدر باید زمان صرف کند، او از این پس، تمام انرژی، هر دقیقه و هر ثانیه‌اش را با جان‌ودل و برای مباره با این بیماری، وقف خواهد کرد.
hamid
۱۲
مردم حتی در خوابیدن هم مثل هم نیستند. مردم در هیچ‌چیز باهم برابر نیستند.
Majidg72
۱۲
وقتی در بین کوسه‌ها شنا می‌کنیم، بهتر است که خونی از بدن‌مان نیاید.
حــق پرســت
۱۱
خیلی دلش می‌خواست که مادرش به‌خاطر او بجنگد، خیلی دوست داشت وارد مدرسه بشود و بین بچه‌های دیگر بنشیند. خواندن و حساب کردن یاد بگیرد. اما این کار ممکن نبود، پدر اسمیتا مثل ناگاراجان مرد خوبی نبود، تندخو و خشن بود، همسرش را کتک می‌زد، کاری که در این‌جا همه می‌کنند. اغلب می‌گفت: یک زن با شوهرش برابر نیست، بلکه به او تعلق دارد. دارایی‌اش است، برده‌اش. باید از خواستهٔ شوهرش اطاعت کند. بدون‌شک پدرش ترجیح می‌داد گاوش را نجات دهد تا همسرش را.
حــق پرســت
۱۱
وقتی سارا در آینه به خودش نگاه می‌کرد، زنی چهل‌ساله را می‌دید که در همه‌چیز موفق بود: سه فرزند زیبا داشت، خانه‌ای مرتب و منظم در محله‌ای معروف و شغلی که خیلی‌ها آرزویش را داشتند. شبیه به زن‌هایی بود که در مجله‌ها دیده می‌شوند، خنده‌رو و همه‌چی‌تمام. زخم‌هایش دیده نمی‌شد، نامرئی بود و تقریباً در زیر آرایش بی‌نقص و کت‌ودامن‌های دوخت بزرگ‌ترین طراحان مد مخفی شده بود. اما آن‌جا بود. سارا کوئن مثل هزاران زن در سرتاسر کشور به دو قسمت تقسیم شده بود. بمبی بود که آمادهٔ انفجار است.
أبوٰمُخلــــِـــٰـــصْ
۱۰
زندگی گذشته‌اش یک دروغ بود، این یکی واقعی خواهد بود.
love.is.books
۱۰
یک پدر هرگز نمی‌میرد، یک پدر جاودانه است، صخره است، یک ستون است
Robab
۹
«آن‌ها نمی‌دانستند که این کار غیرممکن است، پس انجامش دادند.»
عرف
۸
همهٔ روزها شبیه هم هستند. مثل یک صفحهٔ گرامافون خط‌خطی که تا بی‌نهایت یک سمفونی جهنمی را می‌نوازد
Ali Reza
۸
گاهی زندگی تاریک‌ترین لحظات و روشن‌ترین لحظات را در کنار هم قرار می‌دهد. هم‌زمان هم چیزی به آدم می‌دهد و هم چیزی از او می‌گیرد.
SARA
۸
«یک زن آزاد دقیقاً نقطهٔ مقابل یک زن سبک است.»
نازنین عظیمی
۷
«یک زن آزاد دقیقاً نقطهٔ مقابل یک زن سبک است.» سیمون دوبووار
elham
۷
«عشق فرّار است، همان‌طور که می‌آید، می‌رود، گاهی در یک چشم برهم زدن.»
SARA
۷
پزشکی که به او اطلاع داد مبتلا به سرطان است. بدون‌شک، پزشک این لغت را نمی‌گوید، این واژه‌ای است که هیچ‌کس به زبان نمی‌آورد، واژه‌ای که باید پشت درازه‌گویی‌ها آن را حدس زد، آن‌ها این واژه را پشت زبان نامفهوم پزشکی غرق می‌کنند. انگارکه یک فحش است، حرام است، نفرین‌شده است. بااین‌حال منظورش دقیقاً همین است.