هنگام درس، دگر در مباحثاتمان
نی بحث ارث عمه و عم و خال و خاله است
تمرین ما ز پس نقض وعدهها
هر روز مطالبهٔ وجه الکفاله است
الزام دوست به انجام وعدهاش، ولی
در آمدن ز چاه و فتادن به چاله است
آری، امان ز یار و آن ید امانیاش،
دیگر «امین»، «امان» به رسم اماله است
سستی عهد زمانی زمین لرزه بود و حال
لرزیدن عقود چنان رقص باله است
میعاد وعدهها بی مرور زمان رَوَد
دیگر مرور زمان جای ناله است؟
تحصیل علم و تظاهر به شاعری
نوعاً کشنده نیست ولیکن قتاله است
استاد مقالهای از عشق به من نمود
اینها همه چکیدهٔ آن یک مقاله است
شعر از: محمدامین پورچنگیز
f_altaha