
٪۵۰
کتاب عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست
مواجهه با اندوه و فقدان با فرهنگی که اینها را برنمیتابد
انتشارات:
انتشارات میلکان٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Forest ♂️
۱۲۲۰
شجاعبودن یعنی بیدارشدن از خواب در مواجهه با روزی که ترجیح میدهید از خواب بیدار نشوید.
Nilch
۸۶۱
شما دیوانه نیستید، اتفاقی دیوانهکننده رخ داده است. و شما نیز مانند هر شخص عاقلِ دیگری به آن واکنش نشان دادهاید.
k.t
۶۲۵
شجاعبودن یعنی بیدارشدن از خواب در مواجهه با روزی که ترجیح میدهید از خواب بیدار نشوید. شجاعبودن یعنی حاضربودن در قلب خود؛ قلبی که شکسته و به میلیونها قطعهٔ مختلف تبدیل شده و هرگز نمیتوان آن را درست کرد. شجاعت یعنی ایستادن در لبهٔ پرتگاهی که در زندگیِ شخصی ایجاد شده و رو برنگرداندن از آن، پنهاننکردن ناراحتیِ خود زیر ماسک کوچک «مثبت فکر کن». شجاعت یعنی بگذاریم درد آزاد باشد و تمام فضای موردنیازش را اشغال کند. شجاعبودن یعنی نقل این داستان.
هم وحشتناک است و هم زیبا.
ᶜʳᶻ
۴۴۷
سوگ به دل آدم مربوط است، نه به منطق.
k.t
۴۴۷
ازطرف حرفهٔ خودم عذرخواهی میکنم که زندگی اینقدر سخت است.
Forest ♂️
۳۹۴
بارهاوبارها میشنوم که قضاوتشدن چقدر دردناک است، نادیدهگرفتهشدن و فهمیدهنشدن.
Forest ♂️
۳۷۹
اما تشکری بیپایان به خودم مدیونم؛ به کسی که بودم، کسی که آن روز در رودخانه بودم و سالهای بعداز آن، کسی که زندگی کرد، بااینکه نمیخواست.
k.t
۳۰۴
زندهبودن در چنین دنیای فانی و شکنندهای سخت است
k.t
۲۷۳
ما نیازمند داستانهای جدیدی از شجاعت هستیم در مواجهه با چیزی که درمان ندارد.
Forest ♂️
۲۶۴
وظیفهٔ ما، بهتنهایی و باهم، این نیست که درد و فقدانی را که حس میکنیم به حداقل برسانیم، بلکه این است که بفهمیم این حوادثِ تحولساز در زندگی، چه چیزی را درونمان بیدار میکنند.
chafdich
۲۴۳
«نمیخواهم خودم را بکشم، اما میتوانم بگویم که اگر یک پیانو درحالِ سقوط از سقفِ این ساختمان بود و من درحال ردشدن بودم، فرار نمیکردم.»
Orange Star
۱۹۲
گفتن «خوبم، ممنون» به سؤالی عادی درحالیکه بههیچوجه خوب نیستید، نوعی مهربانی به خودتان است. میتواند نوعی مهربانی به خودتان باشد. هرکسی سزاوارِ شنیدن دربارهٔ سوگ شما نیست. هرکسی توان شنیدن دربارهٔ آن را ندارد. فقط بهخاطر اینکه کسی آنقدر به فکرتان بوده که احوالتان را بپرسد، مجبور نیستید جواب بدهید.
Forest ♂️
۱۶۷
دردِ مرهمنیافته و پذیرفتهنشده رفع نمیشوند. این درد تلاش میکند به هر نحوی که ممکن است شنیده شود؛ اغلب خود را بهصورت اعتیاد، اضطراب، افسردگی، و انزوای اجتماعی نشان میدهد.
Gloria
۱۵۹
با ازدستدادنِ یک چیز، دلیلی ندارد تا همهچیز را ازدسترفته ببینیم.
masom.bdr
۱۴۶
«همیشه حق دارید بگذارید و بروید، حتی اگر تازه رسیده باشید، حتی اگر همهچیز را خودتان برنامهریزی کرده باشد. هیچکس قرار نیست مثل شما این مسئله را در زندگی تحمل کند. هر زمان که لازم دیدید بگذارید و بروید».
narjes.nmD
۱۳۷
«باید کسانی باشند که بتوانیم در میانشان بنشینیم و اشک بریزیم و همچنان دلاور محسوب بشویم.»
آدریِن ریچ، شاعر آمریکایی
Forest ♂️
۱۳۶
این حرفْ متناقض به نظر میرسد، اما تسلیِ واقعی در سوگ، در پذیرش درد است، نه در تلاش برای رهایی از آن.
مرمری
۱۲۴
بعضی چیزها را نمیتوان درمان کرد؛ فقط باید آنها را به دوش کشید.
نــےآیش🐋
۱۱۲
بیشازهمه مایلم بدانید که حقیقتاً این وضعیت به همان اندازه که فکر میکنید بد است. مهم نیست بقیه چه میگویند، این وضعیت مزخرف است. اتفاقی که افتاده است دیگر جبرانشدنی نیست. آنچه از دست رفته است برنخواهد گشت. اینجا، درون این حقیقت، هیچچیزِ زیبایی وجود ندارد.
پذیرشْ مهمترین چیز است.
درد دارید. دردتان بهتر نمیشود.
Mahsa
۱۰۲
برخی که فکر میکردید تا ابد کنار شما خواهند ماند برای همیشه ناپدید خواهند شد. آدمهایی که در حاشیهٔ زندگیتان قرار داشتند ممکن است قدم جلو بگذارند و طوری از شما حمایت کنند که فکرش را هم نمیکردید.
Forest ♂️
۱۰۱
نمیتوانید درد را وادار کنید منظم باشد. نمیتوانید سوگ را مرتب و قابلپیشبینی کنید. سوگ بهاندازهٔ عشق منحصربهفرد است.
"هلاله"
۹۹
ما کلماتی را که هیچوقت درمورد خودمان قبول نمیکنیم درمورد دیگران استفاده میکنیم.
chafdich
۹۴
گاهی میخواهم بهدنبال درد بروم، در آن غرق شوم، اجازه دهم به پوستم نفوذ کند. انگار نوعی داروی شادیآور است.
Forest ♂️
۹۰
حقیقت این است آنهایی که رنج را تجربه میکنند، معرفتی کسب میکنند که بقیهٔ ما به آن نیاز داریم.
روزبه افشار
۸۸
تضادی دوگانه در انسانبودن وجود دارد: اول اینکه هیچکس نمیتواند بهجای شما زندگی کند (یعنی هیچکس نمیتواند با آنچه شما باید با آن مواجه شوید روبهرو شود یا آنچه را شما باید احساسش کنید احساس کند) و هیچکس نیز قادر نیست بهتنهایی ازپسِ زندگی بربیاید. دوم اینکه همهٔ ما، در این تنها نوبتِ زندگیمان، آمدهایم برای عشقورزیدن و ازدستدادن. هیچکس نمیداند چرا، اما همین است که هست.
Ahmad
۷۹
آمدهایم برای عشقورزیدن و ازدستدادن.
Nika
۶۴
هیچچیز آدم را عصبانیتر از آن نمیکند که بداند دارند به او اهانت میکنند، اما نتواند بفهمد چطور این کار را میکنند.
Yeganeh.Rahmatii
۶۲
گاهی بهترین صورت عشق این است که اجازه دهید آدمها بروند.
realarezu
۶۰
بعضی چیزها را نمیتوان درمان کرد؛ فقط باید آنها را به دوش کشید.
Aryan
۵۹
تجربهای از فقدان هممعنی با فقدانی دیگری نیست. فقدان، درست مثل عشق، منفرد است. اینکه کسی فقدانی را تجربه کرده باشد، حتی اگر فقدانی بسیار مشابه شما باشد، به این معنا نیست که لزوماً شما را درک میکند.