
کتاب خاطرات دوران کودکی
خاطرات شیرین سالهای دههی سی شمسی ۱۳۳۰ تا ۱۳۴۰؛ زندگی واقعی مرمر اسماعیلی
پدیدآورندگان:
مرمر اسماعیلیانتشارات:
انتشارات آرناخیال
۶
از خنده مرده بودیم
فریده
۲
در شبهای بسیار سرد زمستان قدیم آتیش گردون مادرم را هرگز فراموش نمیکنم آنقدر میچرخاند تا اتیشها سرخ میشدند و نگاه کنجکاوم به این رنگین کمانی که تشکیل میشد خیره مانده یک لحظه از آن جدا نمیشد
sss
۱
منزل آنها نزدیک کوه بود وما مدام به کوه میرفتیم از آن بالاآدمها بسیار کوچک به نظر میرسیدند درست مثل حقیقت زندگی؟
Mersana
۱
داشتم داشتم حساب نیست دارم دارم حسابه.
زیبا
۰
همیشه گوله و ذغال گوشه حیاط و یا زیر زمین میدیدم، با همان چیزها منقل و کرسی را آماده میکرد. توی زمستان بسیار سرد زیر کرسی با گرمایی مطبوع چقدر خوابیدن عالی بود.
