جملات زیبای کتاب قصه های شب برای مدیران | طاقچه
تصویر جلد کتاب قصه های شب برای مدیران
off
٪۷۰
subscriptionAvailable

کتاب قصه های شب برای مدیران

درنگی بر تعمق، پس از رهاشدن از یک روز پر از آشوب مدیربودن

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۸۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
هنری مینتزبرگ، محمدحسین نقوی، علی بابایی... بیشتر

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
محمد
۳۴
. به‌قول جیم مارچ، استاد دانشگاه کسب‌وکار استنفورد، «وقتی رهبر باشی، هم باید لوله‌کشی کنی و هم شاعر باشی».
MHNOURII
۲۷
بهترین راه برای شناخت عیب‌های یک نفر یا ازدواج با اوست یا کارکردن با او!
مسعود ۱۱۸
۱۷
علم هم مانند عشق بخشی دارد که کار دل است؛ اگر به تکنیک محدود شود ناتوان خواهد شد.
Amir Ganjkhani
۱۳
استراتژی به‌دردبخور آماده‌کردن زمین حاصلخیزی است که همهٔ ایده‌ها بتوانند در آن جوانه بزنند و ایده‌های بهتر بتوانند رشد کنند.
Amir Ganjkhani
۹
سمکو، شرکت مشهور برزیلی، همیشه در جلسات هیئت‌مدیره دو صندلی را برای کارکنان خالی می‌گذارد.
farhadfery
۸
«...شغل من انجام‌دادن دو دسته کار است: کارهای کوچک و کارهای بزرگ. کارهای در سطحِ متوسط را می‌توان به دیگران واگذار کرد... .»
mh.ranjbari
۸
«وقتی رهبر باشی، هم باید لوله‌کشی کنی و هم شاعر باشی».
mr. mayor
۸
فراتر از همه، برای رسیدن به شادی واقعی، دیگران را رها کن
Amir Ganjkhani
۶
گروهی از افراد هستند که به‌صورت یک کل منسجم، در همکاری با یکدیگر، به‌طور مستمر از لابه‌لای هرج‌ومرج موجود در محیط اطراف پیشرفت می‌کنند. من این رهبری جمعی و هم‌سطح را «کامیونیتی‌شیپ» می‌نامم.
mr. mayor
۶
گاهی همین خلاقیت‌های معمولی و تغییرات کوچکْ جهان را تغییر داده است
mr. mayor
۶
بهترین کار این است که هر فرد با خودش رقابت کند، نه با دیگران، و سعی کند بهترینِ خودش باشد
Amir Ganjkhani
۵
حاضرم با شما شرط ببندم که در همهٔ سازمان‌های تحسین‌برانگیز، روحی قدرتمند از «کامیونیتی‌شیپ» وجود دارد، نه یک رهبر قهرمان‌مآب فردگرا
مریم رسول زاده
۵
همواره خودت را برای اثربخشی بهتر، نه کارایی بیش‌تر، تحلیل کن.
kamiar
۵
اگر همهٔ انسان‌ها شبیه به هم فکر کنند، هیچ‌کس فکر نمی‌کند! (بنجامین فرانکلین)
طراح سایت
۵
پس شاید وقت آن رسیده باشد که وسواس‌مان برای «بهترین‌بودن در مقایسه با دیگران» را رها کنیم؛ درعوض، تمام تلاش‌مان را صرف این کنیم که تا حد ممکن خوب باشیم و برای رسیدن به آن، هر کاری از دست‌مان برمی‌آید انجام دهیم.
H.H
۴
وقتی در سال ۱۹۸۹ دیوار برلین فروریخت، غربی‌ها ادعا کردند کاپیتالیسم بر کمونیسم پیروز شد، اما اشتباه می‌کردند؛ تعادل بود که بر نبود تعادل پیروز شد.
سجاد
۴
به‌قول آلفرد نورث وایتهد، ریاضی‌دان و فیلسوف مشهور انگلیسی، «برای تحلیل پدیده‌ای واضح به ذهنی بسیار غیرعادی نیاز است».
mr. mayor
۴
من ایستادم که شمرده شوم؛ آن‌ها به من گفتند یک شماره بگو.
کاربر ۷۲۷۶۸۴۲
۴
«گاهی روح به تعمیر نیاز دارد.»
کاربر ۷۲۷۶۸۴۲
۴
‫فراتر از همه، برای رسیدن به شادی واقعی، دیگران را رها کن؛ به‌جای آن، بهترین کاری را انجام بده که از دستت برمی‌آید و تا حد ممکن خوب باش.
محمد
۳
به‌نظرتان استراتژی آیکیا که به‌راستی صنعت مبلمان را دگرگون کرد از کجا آمد؟ جالب است بدانید این استراتژی از کارگری ساده آغاز شد. روزی او برای این‌که بتواند میزی را داخل ماشین یکی از مشتریان جای دهد پایه‌های میز را جدا کرد و همین ایده به الگوی کسب‌وکار جدیدی در آیکیا تبدیل شد.
محمد
۳
من از همهٔ مدیران ارشد سؤالی دارم: یک نفر در سازمانی دیگر چه‌چیزی می‌تواند به شما بگوید که شما هرگز از افراد خود نخواهید شنید؟
کاربر ۱۲۷۰۹۰۶
۳
«...شغل من انجام‌دادن دو دسته کار است: کارهای کوچک و کارهای بزرگ. کارهای در سطحِ متوسط را می‌توان به دیگران واگذار کرد... .» ماتسوشیتا، بنیان‌گذار پاناسونیک
صبح
۳
از این کتاب انتظار نداشته باشید برای شما وِردهای جادویی یا سحرآمیز برای مدیریت معرفی کند. من این افاضات جادویی را به کتاب‌های مدیریتیِ دیگر واگذار می‌کنم! درعوض در این کتاب شما با بینش‌هایی متفاوت با آن‌چه تاکنون دربارهٔ مدیریت و سازمان شنیده‌اید آشنا خواهید شد
Amir Ganjkhani
۳
اسلب‌ها موانعی «افقی» هستند که از جریان آزاد اطلاعات در سلسله‌مراتب سازمان جلوگیری می‌کنند
Amir Ganjkhani
۳
به‌نظر من باید حواس‌مان باشد که نمی‌توان خیلی از چیزهای مهم در زندگی را اندازه‌گیری و برایش سنجه تعیین کرد؛ البته معتقدم باید هرچیزی را که می‌توانیمْ اندازه‌گیری کنیم، به‌شرط این‌که سنجش و اندازه‌گیریْ ما را مسحور نکند
Amir Ganjkhani
۳
«شادی ناخالص ملی (جی‌ان‌اچ)» براساس چهار رکن ساده بنا شده است: ۱. حکمرانی خوب؛ ۲. توسعه پایدار؛ ۳. حفظ و ترویج فرهنگ؛ ۴. حفاظت از محیط‌زیست
safaeinejad
۳
اقتصاددانان همواره تأکید می‌کنند که رشد یعنی «هر چه بیش‌تر به‌دست‌آوردن»، اما من معتقدم معنای این عبارت به‌جز «رفتن به عقب» نیست. ما نباید سیاره و سرزمین‌مان را فقط به‌دلیل توهم اقتصاددانان دربارهٔ مفهوم رشد نابود کنیم. بله، ما بی‌تردید به اشتغال و درآمد نیاز داریم، اما صرفاً در بستر توسعه‌ای مسئولانه، همراه با اشتغالی پایدار. جامعهٔ سالم هیچ‌گاه ازطریق تأکید وسواس‌گونه بر نیروی تک‌بعدیِ رشد شکل نمی‌گیرد؛ برای مثال، بازار بورس را در نظر بگیرید. این بازار فلسفه‌ای جز «بیش‌تر و بیش‌ترکردن سود» ندارد، ولی ببینید چگونه به اقتصاد و جامعهٔ ما ضربه زده است.
Mahdi Hoseinirad
۳
این‌جا پایان کار نیست، حتی شروعی برای پایان هم نیست، اما شاید پایانی برای یک آغاز باشد (وینستون چرچیل، ۱۹۴۲)
حسین احمدی
۳
نمی‌توان ازطریق کلاس درس، فردی بی‌تجربه را به مدیر تبدیل کرد، اما مدیران باتجربه می‌توانند از کلاس‌های درس استفادهٔ زیادی ببرند. البته این اتفاق در کلاس‌های رایج نمی‌افتد، بلکه کلاس‌هایی این کار را می‌کند که به آن‌ها یاد دهد چگونه از تجارب خود بهرهٔ بیش‌تری ببرند و دانسته‌های‌شان را با دیگران به اشتراک بگذارند. همان‌گونه که تی‌اس الیوتِ مشهور گفته است «همهٔ ما تجربه‌های زیادی داشته‌ایم، اما معنای تجربه‌های‌مان را گم کرده‌ایم»، آموزش مدیریت هم چیزی نیست جز استخراج «معنا» از تجربه‌های واقعی.