
٪۴۰
نسیم
۴۳۶
محاکمه خودت ازمحاکمه هر بنی بشری مشکلتر است. اگر موفق شوی به درستی دربارهی خودت قضاوت کنی، آنگاه یک عالم به تمام معنا میشوی.»
senora zahra
۱۸۱
شازدهکوچولو دوباره سر صحبت را باز کرد که: «آدمها کجان؟ آدم تو کویر یککم احساس تنهایی میکنه».
مار گفت: «بین آدمها هم احساس تنهایی میکنی».
salar.asadyar
۱۷۵
اما مرد خودپسند صدای او را نشنید. آدمهای خودپسند هرگز هیچ صدایی را نمیشنوند، جز صدای تعریف و تمجید.
ماهی
۱۵۳
اگر کسی اجازه بدهد که اهلیاش کنند، باید خطر گریه کردن را هم قبول کند.
mamsoudi
۱۲۶
چیزهایی که مهمند، هیچوقت با چشم دیده نمیشوند
حـــامـــیـــن
۱۲۶
«شماها خوشگلید؛ اما توخالی هستید. نمیشود برایتان جان داد. مسلم است که یک رهگذر معمولی خیال میکند که گل من شبیه شماهاست. اما گل من به تنهایی مهمتر از صدها گل سرخ شبیه شماست. چون او بوده که من آبیاریاش کردهام؛ اون بوده که زیر درپوش شیشهای گذاشتمش؛ اون بوده که برایش حفاظ درست کردهام؛ من به خاطر اون کرمهای ابریشم را میکشتم (به جز دوسهتاشون که گذاشتیم بمانند تا به پروانه تبدیل بشوند) چون فقط اونه که غرغرهاش، خودنماییهاش و یا حتی حرف نزدنهاش را به دقت گوش دادهام، چون او گل من است»!
gilda
۱۲۴
میتوانی خودت را محاکمه کنی، این سختترین کار دنیاست. محاکمه خودت
gilda
۱۱۵
سوزنبان گفت: «آدمیزاد هرگز از جایی که هست راضی نمیشود».
Mina
۱۰۳
آدمبزرگها همیشه به توضیح بیشتری نیاز دارند.
Mohamad Mahdavi
۸۶
اگر کسی اجازه بدهد که اهلیاش کنند، باید خطر گریه کردن را هم قبول کند.
alireza
۸۲
سوزنبان گفت: «آدمیزاد هرگز از جایی که هست راضی نمیشود».
zahra
۶۷
«حقیقت این است که آن روزها نمیتوانستم بهخوبی درک کنم! باید از روی رفتارهایش دربارهاش قضاوت میکردم، نه حرفهایش. او طراوت و عطرش را در اطراف من میپراکند. نمیبایست از او فرار میکردم. باید به مهر و محبتی که پشت کلکهای معصومانهاش بود، پی میبردم. گلها همهشان پر از اینجور تضادها هستند؛ اما من خامتر از آن بودم که راه عشق ورزیدن به او را بدانم».
🍁
۶۴
روباه گفت: «آدمها این حقیقت را فراموش کردهاند؛ اما تو نباید آن را فراموش کنی. تو تا ابد نسبت به چیزی که اهلیاش کردهای مسئولی. تو مسئول گلت هستی».
abcd
۵۵
تو تا ابد نسبت به چیزی که اهلیاش کردهای مسئولی.
ayda
۵۳
وقتی کسی خیلی دلش گرفته باشد، دوست دارد غروب آفتاب را تماشا کند»!
"Shfar"
۴۹
فقط با دل میشود همهچیز را به درستی دید؛ چشمها قادر به دیدن ذات انسانها نیستند
کاربر ۱۱۸۰۸۱۰
۴۸
اگر کسی اجازه بدهد که اهلیاش کنند، باید خطر گریه کردن را هم قبول کند.
maryam
۴۵
او ادامه داد: «شماها خوشگلید؛ اما توخالی هستید. نمیشود برایتان جان داد.
ریـوان|'
۴۴
شازدهکوچولو همانطور که روانهی سفرش میشد، با خودش فکر میکرد: «راستراستی، این آدمبزرگها چقدر عجیب و غریبند».
ALIMP7
۴۳
«هر آدمی، ممکن است یکبار چیزی را فراموش کند و همان یکبار کافی است که کار گل ساخته شود
"Shfar"
۴۲
- «ارزش گل تو به اندازه عمری هست که به پای گلت صرف کردی».
شازدهکوچولو برای اینکه در ذهنش بماند، با خودش تکرار کرد: « به اندازه عمری هست که به پای گل ام صرف کردهام».
روباه گفت: «آدمها این حقیقت را فراموش کردهاند؛ اما تو نباید آن را فراموش کنی. تو تا ابد نسبت به چیزی که اهلیاش کردهای مسئولی. تو مسئول گلت هستی».
شازدهکوچولو برای اینکه یادش بماند، تکرار کرد: «من مسئول گلم هستم».
awimis
۴۱
«چیزهایی که مهمند، هیچوقت با چشم دیده نمیشوند».
Shy
۳۹
«خب اگر بخواهم با پروانهها دوست شوم، باید وجود دو سه تا کرم را هم تحمل کنم دیگر
"Shfar"
۳۸
زبان سر منشأ همهی سوءتفاهمها هستند
乙_みG
۳۴
نمیدانستم برای دلداریاش باید به او چه بگویم. احساس بیدستوپا بودن و بیعرضگی میکردم.
salar.asadyar
۳۲
«این آدمبزرگها راستیراستی چقدر عجیب و غریبند»!
"Shfar"
۳۱
«قشنگی کویر به خاطر این است که یک جایی در خودش یک چاه پنهان کرده...».
Zahra Bayandor
۳۱
چشمها قادر به دیدن نیستند، آدمها باید با قلبشان ببینند...».
MhmD
۲۷
تو میتوانی خودت را محاکمه کنی، این سختترین کار دنیاست. محاکمه خودت ازمحاکمه هر بنی بشری مشکلتر است.
t.ftm.s
۲۷
«اگر کسی عاشق یک گل باشد که توی میلیونها و میلیونها ستاره، فقط یک شاخه از آن باشد، برای شاد شدنش کافی است
