
بریدههایی از کتاب شازده کوچولو
۴٫۴
(۷۵۴)
محاکمه خودت ازمحاکمه هر بنی بشری مشکلتر است. اگر موفق شوی به درستی دربارهی خودت قضاوت کنی، آنگاه یک عالم به تمام معنا میشوی.»
نسیم
شازدهکوچولو دوباره سر صحبت را باز کرد که: «آدمها کجان؟ آدم تو کویر یککم احساس تنهایی میکنه».
مار گفت: «بین آدمها هم احساس تنهایی میکنی».
senora zahra
اما مرد خودپسند صدای او را نشنید. آدمهای خودپسند هرگز هیچ صدایی را نمیشنوند، جز صدای تعریف و تمجید.
salar.asadyar
اگر کسی اجازه بدهد که اهلیاش کنند، باید خطر گریه کردن را هم قبول کند.
ماهی
میتوانی خودت را محاکمه کنی، این سختترین کار دنیاست. محاکمه خودت
gilda
چیزهایی که مهمند، هیچوقت با چشم دیده نمیشوند
mamsoudi
«شماها خوشگلید؛ اما توخالی هستید. نمیشود برایتان جان داد. مسلم است که یک رهگذر معمولی خیال میکند که گل من شبیه شماهاست. اما گل من به تنهایی مهمتر از صدها گل سرخ شبیه شماست. چون او بوده که من آبیاریاش کردهام؛ اون بوده که زیر درپوش شیشهای گذاشتمش؛ اون بوده که برایش حفاظ درست کردهام؛ من به خاطر اون کرمهای ابریشم را میکشتم (به جز دوسهتاشون که گذاشتیم بمانند تا به پروانه تبدیل بشوند) چون فقط اونه که غرغرهاش، خودنماییهاش و یا حتی حرف نزدنهاش را به دقت گوش دادهام، چون او گل من است»!
حـــامـــیـــن
سوزنبان گفت: «آدمیزاد هرگز از جایی که هست راضی نمیشود».
gilda
آدمبزرگها همیشه به توضیح بیشتری نیاز دارند.
Mina
اگر کسی اجازه بدهد که اهلیاش کنند، باید خطر گریه کردن را هم قبول کند.
Mohamad Mahdavi
سوزنبان گفت: «آدمیزاد هرگز از جایی که هست راضی نمیشود».
alireza
«حقیقت این است که آن روزها نمیتوانستم بهخوبی درک کنم! باید از روی رفتارهایش دربارهاش قضاوت میکردم، نه حرفهایش. او طراوت و عطرش را در اطراف من میپراکند. نمیبایست از او فرار میکردم. باید به مهر و محبتی که پشت کلکهای معصومانهاش بود، پی میبردم. گلها همهشان پر از اینجور تضادها هستند؛ اما من خامتر از آن بودم که راه عشق ورزیدن به او را بدانم».
zahra
روباه گفت: «آدمها این حقیقت را فراموش کردهاند؛ اما تو نباید آن را فراموش کنی. تو تا ابد نسبت به چیزی که اهلیاش کردهای مسئولی. تو مسئول گلت هستی».
🍁
تو تا ابد نسبت به چیزی که اهلیاش کردهای مسئولی.
abcd
وقتی کسی خیلی دلش گرفته باشد، دوست دارد غروب آفتاب را تماشا کند»!
ayda
اگر کسی اجازه بدهد که اهلیاش کنند، باید خطر گریه کردن را هم قبول کند.
کاربر ۱۱۸۰۸۱۰
فقط با دل میشود همهچیز را به درستی دید؛ چشمها قادر به دیدن ذات انسانها نیستند
"Shfar"
او ادامه داد: «شماها خوشگلید؛ اما توخالی هستید. نمیشود برایتان جان داد.
maryam
شازدهکوچولو همانطور که روانهی سفرش میشد، با خودش فکر میکرد: «راستراستی، این آدمبزرگها چقدر عجیب و غریبند».
ریـوان|'
«هر آدمی، ممکن است یکبار چیزی را فراموش کند و همان یکبار کافی است که کار گل ساخته شود
ALIMP7
«چیزهایی که مهمند، هیچوقت با چشم دیده نمیشوند».
awimis
- «ارزش گل تو به اندازه عمری هست که به پای گلت صرف کردی».
شازدهکوچولو برای اینکه در ذهنش بماند، با خودش تکرار کرد: « به اندازه عمری هست که به پای گل ام صرف کردهام».
روباه گفت: «آدمها این حقیقت را فراموش کردهاند؛ اما تو نباید آن را فراموش کنی. تو تا ابد نسبت به چیزی که اهلیاش کردهای مسئولی. تو مسئول گلت هستی».
شازدهکوچولو برای اینکه یادش بماند، تکرار کرد: «من مسئول گلم هستم».
"Shfar"
«خب اگر بخواهم با پروانهها دوست شوم، باید وجود دو سه تا کرم را هم تحمل کنم دیگر
Shy
زبان سر منشأ همهی سوءتفاهمها هستند
"Shfar"
«این آدمبزرگها راستیراستی چقدر عجیب و غریبند»!
salar.asadyar
نمیدانستم برای دلداریاش باید به او چه بگویم. احساس بیدستوپا بودن و بیعرضگی میکردم.
乙_みG
«قشنگی کویر به خاطر این است که یک جایی در خودش یک چاه پنهان کرده...».
"Shfar"
چشمها قادر به دیدن نیستند، آدمها باید با قلبشان ببینند...».
Zahra Bayandor
تو میتوانی خودت را محاکمه کنی، این سختترین کار دنیاست. محاکمه خودت ازمحاکمه هر بنی بشری مشکلتر است.
MhmD
«اگر کسی عاشق یک گل باشد که توی میلیونها و میلیونها ستاره، فقط یک شاخه از آن باشد، برای شاد شدنش کافی است
t.ftm.s
حجم
۶۶۷٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۲
تعداد صفحهها
۱۹۲ صفحه
حجم
۶۶۷٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۲
تعداد صفحهها
۱۹۲ صفحه
قیمت:
۳۹,۰۰۰
تومان