
شلاله
۳
این تمام ماجرا نبود پدرش حتی شغل او را هم مسخره میکرد و میگفت: «خب که چی؟ یک روز آزگار زحمت میکشی که یک تکّه کاغذ بوی سیب بده؟! خُب میتوانی بری سیب طبیعی بخری و بو بکشی.» و فوث از میلیونها بطری کوچک مولکولی میگفت که میتواند رایحه را تا بیست سال نگه دارد. پدرش هم بیحوصله میگفت: «این کوفتی را نمیشه خورد اما سیب تازه را بو میکشی و بعد گاز میزنی.»
Ali Hosseinnejad
۳
گِلوریا گفت: «برخی زنها قدر گوهری که دارند را نمیدانند.»
فوث مشغول انداختن چوب در آتش بود که هنوز زبانه میکشید و آرام با خودش زمزمه کرد: «و برخی نمیدانند چه چیزی مال آنها هست و چه نیست»