
کتاب شناخت سرزمین ناخودآگاهی
کلید معمای خوششانسی و بدشانسی
پدیدآورندگان:
بهروز اتونیانتشارات:
بنیاد فرهنگ زندگی دیجیتال٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
افشین
۷
اگر جریانهای غیرمنطقی زندگی در کار نبودند، زندگیِ ما وسعت و پهنهای نمیداشت و در چرخشی بسته و تکراری به دور خود، نمیتوانست بستری مناسب و لازم برای رشدِ ما باشد؛ و هیچ «قهرمانی» هم متولد نمیشد؛ چرا که باورم سخت برآنست که همهٔ قهرمانان از دلِ همین جریانهای غیرمنطقی زندگی سربلند میکنند.
سلام
۳
بیمهری تخم همهٔ حسادتهاست
Zohreh
۳
هرگاه نسبت به توانایی و استعداد کسی به دیدهٔ تحسینِ آلوده به غبطه نگاه کردید و خود بر سر ذوق و شوق آمدید، بدانید که این همان توانایی و استعداد خود شماست که در دروازهٔ ناخودآگاهی، به انتظار فراخواندنِ شما نشسته است؛ پس برایش، کاری کنید؛ پیش از آنکه در اعماق و ژرفاهای ناخودآگاهیتان، گم و نابود شود.
Maryammoghamir2262
۲
سرزمین ناخودآگاهی، درست از همانجایی شروع میشود که خودآگاهی انسان، تَرَک بر میدارد؛ یعنی هر عاملی که بتواند خودآگاهی ما را تحت تأثیر قرار دهد، از همانجا ناخودآگاهی شروع میشود.
Zohreh
۲
در دلِ تاریکی نوری نهفته است»؛ و در ویرانیست که آبادانی چون نطفهای بسته میشود.
افشین
۱
آنچه آغاز میشود روال و روندِ غیرمنطقیِ زندگیست. و همین حوادث غیرمنطقی زندگیست که به زندگیمان وسعت میدهد و ما را در درونِ خود به رشد وا میدارد
Arash
۱
اگر در نمادشناسی ما از داستانِ اسطورهای هفت خوانِ رستم، همهٔ قلمرو هفت خوان، قلمرو ناخودآگاهی باشد، پس خوان هفتم، برابر میافتد با عمق و مرکز ناخودآگاهی؛ جایی که در آن، اوجِ اصل تعادلِ اضداد را میبینیم و از همین جاست که بزرگترین، مهمترین و با ارزشترین چیزی که برای بشر میتواند وجود داشته باشد، به دست میآید: آری! خودآگاهی. بینایی چشم کاوس و گُردانِ ایران زمین نمادیست از خودآگاه شدن آنها؛ و خودآگاه شدنِ انسان، بزرگترین ارمغانِ او در این جهانِ خاکیست؛ چرا که همهٔ دستآوردهای او در سایهٔ همین خودآگاهی به وجود میآید.
Zohreh
۱
هیچچیزِ روانتان که روزی روزگاری بدان خودآگاه بودهاید از بین نمیرود بلکه در جایی به نام ناخودآگاهی فردی جمع میشود و از همین روست که ناخودآگاهی فردی را به زبالهدان روان یا اُستودانِ (=قبرستان) یادها ترجمه کردهاند.
Zohreh
۱
متأسفانه، ما انسانهای شهرآیین و متمدنِ امروزین، به همان اندازه که به قلّههای علم و دانش نزدیک میشویم و به سخنی روانشناسانه، خودآگاهتر میشویم، به همان اندازه هم از قلمرو ناخودآگاهی و طبیعت دورتر میشویم؛ و گرنه، قبول کردن این نکته که: همهٔ پدیدههای هستی، از جانداران و بیجانان، دارای درک و شعورند و در پیوندی ناگسستنی با همدیگرند، کاری چندان سخت و اندیشهای کودکانه و ساده دلانه نبوده و نیست.
علیرضا
۱
ناخودآگاهی، سرزمین واقعی زندگی ما انسانهاست؛
ویماند
۱
و باز هم اگر بخواهم، روشنتر از پیش سخن بگویم، میگویم: هرگاه نسبت به توانایی و استعداد کسی به دیدهٔ تحسینِ آلوده به غبطه نگاه کردید و خود بر سر ذوق و شوق آمدید، بدانید که این همان توانایی و استعداد خود شماست که در دروازهٔ ناخودآگاهی، به انتظار فراخواندنِ شما نشسته است؛ پس برایش، کاری کنید؛ پیش از آنکه در اعماق و ژرفاهای ناخودآگاهیتان، گم و نابود شود.
سلام
۰
بدانید که این همان توانایی و استعداد خود شماست که در دروازهٔ ناخودآگاهی، به انتظار فراخواندنِ شما نشسته است؛ پس برایش، کاری کنید؛ پیش از آنکه در اعماق و ژرفاهای ناخودآگاهیتان، گم و نابود شود.
ویماند
۰
ناخودآگاهی جمعی، که من از اینجا به بعد از آن با نام کلّی ناخودآگاهی نام خواهم برد، زیر ساخت اصلی روانِ هر انسانیست. اگر به دنبال شانس یا بخت میگردیم، بایستی آن را در ناخودآگاهی جمعی بیابیم؛ جایی ژرف و عمیق و تیره و تاردر ژرفای نهاد و روان هر کس.
