
plato
۱
«جنگ از طرف دوست دل آزار نباشد
یاری که تحمل نکند یار نباشد»
انگشت دل از خار گل دوست خلیده
آن خار که از یار بود، خارنباشد
plato
۱
بیچاره دل زار، شب و روز گرفتار
بیچارهتر آن دل، که گرفتار نباشد
گرمیست در این عشق که در نار نباشد
حرفیست که در بیشهی گفتار نباشد
