ویکتور یک خروسجنگی پا کوتاه است. قدش به سختی به بیست سانتیمتر میرسد ولی آنقدر وحشی است که پدر مجبور شده یک تابلوی خطر روی نردههای ورودی خانه بزند که رویش نوشته: «مواظب باشید خروس وحشی!»
این را بیشتر به خاطر پستچی زده. همینکه او یک بسته یا نامهٔ سفارشی میآورد، ویکتور بالهایش را مثل دیوانهها به هم میزند و توی حیاط دنبال او میدود تا جورابهایش را نوک بزند.