جملات زیبای کتاب سوپ ماهی قرمز | طاقچه
تصویر جلد کتاب سوپ ماهی قرمزsubscriptionAvailable

کتاب سوپ ماهی قرمز

خانواده‌ی باحال ۳

نوع کتاب
۴.۸ امتیاز(از ۲۹ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
𝒌𝒆𝒓𝒎 𝒌𝒆𝒕𝒂𝒃📚🕊️
۱۲
ژان ـ آ همیشه لج آدم را در می‌آورد، چون فکر می‌کند همیشه حق با اوست و خودش درست می‌گوید. کمی فکر کرد و گفت: «نظرت در مورد بادیگارد شدن چیه؟» «با عینک؟ هیچ‌وقت کسی یه آدم لوچ رو استخدام نمی‌کنه.»
SARINA
۲
با طناب تاب، یک کمند درست کردم. توی جیبم سنگینی چاقوی سوئیسی‌ام را احساس می‌کردم و حس خوبی داشتم اما نمی‌دانستم اگر جانور سیاه‌گوش یکهو روی ما بپرد، دربازکن به چه دردی می‌خورد.
SARINA
۰
پدر پزشک خیلی ماهری‌ست. ولی همیشه وقتی می‌خواهد از چیز تازه‌ای که خریده استفاده کند یک‌جای کار ایراد پیدا می‌کند. این بار هم وقتی دوربین بالاخره عکس را گرفت پدر چنان در حال بد و بیراه گفتن بود که حتی از روی عکس هم می‌توانستیم صدایش را بشنویم.
SARINA
۰
ویکتور یک خروس‌جنگی پا کوتاه است. قدش به سختی به بیست سانتی‌متر می‌رسد ولی آن‌قدر وحشی است که پدر مجبور شده یک تابلوی خطر روی نرده‌های ورودی خانه بزند که رویش نوشته: «مواظب باشید خروس وحشی!» این را بیشتر به خاطر پستچی زده. همین‌که او یک بسته یا نامهٔ سفارشی می‌آورد، ویکتور بال‌هایش را مثل دیوانه‌ها به هم می‌زند و توی حیاط دنبال او می‌دود تا جوراب‌هایش را نوک بزند.
curtain
۰
انتخاب شغل مثل خریدن شکلات و آبنبات می‌ماند؛ تا وقتی هنوز تصمیم نگرفته‌ای که کدام یکی را برداری، آدم فکر می‌کند که همهٔ آنها مال اوست.
curtain
۰
در دریای مانش جزر و مد وجود دارد؛ وقتی کبودشده و لرزان از آب بیرون می‌آمدیم، باید چند کیلومتر می‌رفتیم تا به حوله‌های‌مان که در جای خشکی انداخته بودیم برسیم.
curtain
۰
با طناب تاب، یک کمند درست کردم. توی جیبم سنگینی چاقوی سوئیسی‌ام را احساس می‌کردم و حس خوبی داشتم اما نمی‌دانستم اگر جانور سیاه‌گوش یکهو روی ما بپرد، دربازکن به چه دردی می‌خورد.