
کتاب برگزیده مقالات والتر بنیامین
کار هنر در دوران بازتولید مکانیکی رسالههایی در باب مفهوم تاریخ نقد خشونت و...
انتشارات:
نشر علم٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
ایلیا
۳
" تمامی تلاشهایی که سیاست را زیباییشناسانه میکند به یک چیز میرسد: جنگ."
mohamad sabzian
۳
در لحظهای که مقولهٔ اصالت دیگر کاربردی در تولید هنری ندارد، کل کارکرد هنر وارونه میشود. به جای آنکه بر آیین استوار باشد، بر آداب دیگری ـ سیاست ـ بنا میگردد.
AmirHossein
۲
در عکاسی ارزشِ نمایشی شروع به جایگزین کردن ارزش مناسکی در تمامی مراحل میکند. اما ارزش مناسکی بدون ایستادگی تسلیم نمیشود. خود را به جان پناهی نهایی پس میکشد: چهره و سیمای مردمی. تصادفی نیست که پرتره نقطهٔ کانونی مراحل نخستین عکاسی بود. مناسک به یادآوری عزیزان، غایب یا مرده، پناهگاهی نهایی برای ارزش مناسکی نگاره است.
ایلیا
۲
بیرون کشیدن چیزی از صدفش، نابود کردن هالهاش، نشانهٔ درکودریافتی است که «مفهوم برابری همهگیر چیزها» در آن تا آنجا افزایش یافته که آن را حتی از هر چیز منحصر به فرد و یگانهای هم به یاری بازتولید بیرون میکشد. بهاین ترتیب، چیزی در میدان درکودریافت متجلی میشود که در حوزهٔ نظری در اهمیت فزایندهٔ آمار توجه برانگیز است. سازگاری واقعیت با تودهها و تودهها با واقعیت، روندی است که دامنهٔ آن هم برای اندیشمندی و هم درکودریافت، بیکران است.
ali73
۲
تنها آن تاریخنگاری استعداد پروبال دادن به امید به گذشته را دارد که به شکل راسخی بهاین باور رسیده باشد که حتی مردگان، از دست دشمن اگر پیروز شود، در امان نیستند. و این دشمن از پیروزبودن دست نکشیده است.
ایلیا
۱
فاشیم میگوید: Fiat ars - pereat mundus (بگذار هنر آفریده شود - بگذار دنیا فنا شود) و همانطور که مارینتی میپذیرد، انتظار دارد که جنگ ارضای هنری درکودریافتی حسی را که با تکنولوژی تغییریافته برآورده کند. بدیهی است که این به اجرا گذاشتن «هنر برای هنر» است. گونهٔ مردم که در روزگار هومر موضوع و هدف ژرفاندیشی برای ایزدان المپ بود، اینک کسی برای خودش است. از خودبیگانگیاش به چنان درجهای رسیده که میتواند نابودی خودش را به عنوان لذت درجهٔ یک زیباییشناسی تجربه کند. این وضعیت سیاست است که فاشیسم به زیباییشناسی عرضه میکند. کمونیسم با سیاسی کردن هنر پاسخ میدهد.
mohamad sabzian
۱
تکنیک بازتولید، موضوع بازتولید شده را از قلمرو سنت جدا میکند. با بازتولیدهای فراوان، شمار بالایی از روگرفته یا نسخهها را برای یک هستی یگانه جایگزین میکند و چون اجازه میدهد بازتولید، بیننده یا شنونده را در وضعیت خاص خودش ببیند، عینیت و موضوعِ بازتولید شده را از نو فعال میکند.
ali73
۱
هیچ سندی از تمدن نیست که در عین حال، سند بربریت نباشد. و درست چون چنین سندی از بربریت خالی نیست، بربریت، روشِ دست به دست شدنِ آنرا هم از یک دارنده به دارندهٔ دیگر آلوده میکند.
ایلیا
۰
در عکاسی ارزشِ نمایشی شروع به جایگزین کردن ارزش مناسکی در تمامی مراحل میکند. اما ارزش مناسکی بدون ایستادگی تسلیم نمیشود. خود را به جان پناهی نهایی پس میکشد: چهره و سیمای مردمی. تصادفی نیست که پرتره نقطهٔ کانونی مراحل نخستین عکاسی بود. مناسک به یادآوری عزیزان، غایب یا مرده، پناهگاهی نهایی برای ارزش مناسکی نگاره است. هاله برای آخرین بار از تجلی زودگذرِ سیمای مردمیِ نخستینِ عکسهای گرفته شده تراوش میشود.
ali73
۰
تنها آن تاریخنگاری استعداد پروبال دادن به امید به گذشته را دارد که به شکل راسخی بهاین باور رسیده باشد که حتی مردگان، از دست دشمن اگر پیروز شود، در امان نیستند. و این دشمن از پیروزبودن دست نکشیده است.
Hamed T.k.i
۰
کمبود زبانها در شمار بالای آنهاست، زبان برین را کم دارند
