الیزابت بهزودی دریافت که در وایتلیف بچهها میتوانند کارهای جالب زیادی انجام دهند. یکروزدرمیان میتوانستند دونفری به دهکده بروند و شیرینی، اسباببازی، کتاب و هر چه لازم داشتند بخرند. هفتهای یکبار هم اجازه داشتند به سینما بروند و البته باید خودشان پول سینما را میدادند.
هر روز میتوانستند اسبسواری کنند و این کاری بود که الیزابت عاشقش بود، زیرا اطراف مدرسه پُر بود از تپههای متعدد و علفزارهایی که در آنها میشد بهخوبی چهارنعل رفت. الیزابت هم چون سالها بود که خودش یک اسب داشت، خیلی خوب اسبسواری میکرد.