یاقوت: قربان، اون به این نتیجه رسیده که تنها قاعده و نظمی که وجود داره اینه که هیچ نظمی در کار نیست و به همین خاطر اعتقاد داره در چنین وضعیتی تنها راه نجات اینه که به خداوند پناه ببریم.
کوهی: (انگار واژهای تازه اما نامفهوم را شنیده باشد زیرلب تکرار میکند) خداوند. خداوند.
مخمل: یک... دو... یک... دو...