جملات زیبای کتاب پنج نفری که در بهشت ملاقات می کنید | طاقچه
تصویر جلد کتاب پنج نفری که در بهشت ملاقات می کنیدsubscriptionAvailable

کتاب پنج نفری که در بهشت ملاقات می کنید

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۱۳۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
میچ البوم، راضیه عبدلی
انتشارات: 
نشر روزگار

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mohammad
۶۴
داشتن خشم، مثل سَم می‌مونه. آدم رو از درون از بین می‌بره. تصور می‌کنیم نفرت سلاحی است که با اون به شخص آزار دهنده حمله می‌کنیم. اما نفرت شمشیر دو لبه است. هر آسیبی که با اون بزنیم، به خودمون زدیم.
Mohammad
۴۷
وقتی چیز ارزشمندی رو فدا می‌کنی، در واقع اونو از دست نمیدی. فقط اونو به کسی دیگه می‌بخشی.
Mohammad
۳۷
می‌گویند عشق را پیدا می‌کنند، انگار چیزی است که پشت سنگ پنهان باشد.
AλI
۲۷
عشق از دست رفته باز هم عشق است. فقط شکلش عوض میشه، همین. نمی‌تونی لبخندش رو ببینی، یا براش غذا بیاری، یا موهایش رو نوازش کنی، یا باهاش برقصی. اما وقتی اون حس‌ها ضعیف میشه، حس دیگری قوی میشه. خاطره.
maahein
۲۷
مگه قرار نیست وقتی مُردی به آرامش برسی؟» پیرزن گفت: «تو وقتی به آرامش می‌رسی که خودت به وجودش بیاری.»
reihaneh
۲۴
اما نفرت شمشیر دو لبه است. هر آسیبی که با اون بزنیم، به خودمون زدیم.
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۱۷
«تو وقتی به آرامش می‌رسی که خودت به وجودش بیاری.»
2018
۱۷
گاهی وقتا وقتی چیز ارزشمندی رو فدا می‌کنی، در واقع اونو از دست نمیدی. فقط اونو به کسی دیگه می‌بخشی
lili
۱۶
می‌گویند عشق را پیدا می‌کنند، انگار چیزی است که پشت سنگ پنهان باشد.
nashenas
۱۴
گاهی وقتا وقتی چیز ارزشمندی رو فدا می‌کنی، در واقع اونو از دست نمیدی. فقط اونو به کسی دیگه می‌بخشی.
سارا
۱۱
. وقتی مطرود باشی، حتی پرتاب یه سنگ هم به تو می‌تونه باعث خوشحالیت بشه.
jef_raj
۱۰
پدر و مادرها به ندرت فرزندانشان را رها می‌کنند، بنابراین بچه‌ها آن‌ها را رها می‌کنند. جدا می‌شوند و از آن‌ها دور می‌شوند. لحظاتی که باید صرف توجیه شدنشان شود، مثل تایید مادر، سرتکان دادن پدر، با لحظاتی که کارها را بدون نظر خواهی انجام می‌دهند، تغییر می‌کند. بچه‌ها، با گذشت زمان، وقتی که پیر و قلبشان ضعیف شد، پی می‌برند که سرگذشت و دستاوردهایشان مثل سنگی بر سنگی دیگر، روی سرگذشت‌های پدر و مادر قرار می‌گیرد.
nashenas
۹
داشتن خشم، مثل سَم می‌مونه. آدم رو از درون از بین می‌بره. تصور می‌کنیم نفرت سلاحی است که با اون به شخص آزار دهنده حمله می‌کنیم. اما نفرت شمشیر دو لبه است. هر آسیبی که با اون بزنیم، به خودمون زدیم.
آلیس در سرزمین نجایب
۸
- «آدم ها به خاطر وفاداری نمی‌میرند.» زن لبخند زد. «نمی‌میرند؟ مذهب؟ دولت؟ ما به این‌ها وفادار نیستیم؟ گاهی تا لحظه مرگ؟» ادی شانه بالا انداخت. زن گفت: «بهتر است انسان‌ها به هم وفادار باشند.»
⋆sama⋆
۸
«میگی باید به جای من می‌مردی. ولی در مدت زندگی من روی زمین خیلی‌ها هم جای من مرده‌اند. هروز همین اتفاق می‌افته. وقتی یه دقیقه بعد از رفتن تو رعد و برق می‌زنه، یا هواپیمایی سقوط می‌کنه که ممکن تو توش بوده باشی، وقتی همکارات مریض می‌شن، و تو نمی‌شی. تصور می‌کنیم این چیزا اتفاقیه. اما توازنی بین همه اونا وجود داره. یکی می‌میره، دیگری بزرگ می‌شه. تولد و مرگ بخشی از کل هستند.
مهدی بیگمرادی
۸
«مرگ پایان همه چیز نیست اما ما فکر می‌کنیم هست. آنچه روی زمین اتفاق می‌افته فقط شروعه.»
اشکان
۷
«فکر می‌کنم مثل ماجرای آدم و حوا تو کتاب مقدس باشه. اولین شب آدم روی زمین. وقتی دراز می‌کشه تا بخوابه، تصور می‌کنه که همه چیز تمام شده، مگه نه؟ نمی‌دونه خواب چیه. چشمانش بسته می‌شه و فکر می‌کنه داره از این دنیا میره. درسته؟ درحالیکه این‌طور نیست. صبح روز بعد از خواب بیدار میشه و دنیای جدیدی پیش روی خودش می‌بینه. اما چیز دیگه‌ای هم داره. دیروزش رو داره.»
zizi
۶
همهٔ پدر مادرها به بچه‌هایشان آسیب می‌زنند. اجتناب‌ناپذیر است. جوانی، مانند آینه‌ای صاف و دست نخورده، آثار مراقبین خود را جذب می‌کند. بعضی والدین آن را لک می‌کنند، بعضی دیگر ترک، و عده‌ای هم دوران کودکی را خرد و به تکه‌های ناصاف و تعمیر ناشدنی تبدیل می‌کنند.
lili
۵
می‌گویند عشق را پیدا می‌کنند، انگار چیزی است که پشت سنگ پنهان باشد.
˙·٠•●Fateme●•٠·˙
۵
گاهی وقتا وقتی چیز ارزشمندی رو فدا می‌کنی، در واقع اونو از دست نمیدی. فقط اونو به کسی دیگه می‌بخشی.
آلیس در سرزمین نجایب
۴
کاپیتان لبخند زد: «سرباز، برای همین هم هست که به اینجا میایم. بهشت همینه. اینجا معنای دیروزهاتو درک می‌کنی.»
Mina.Hp
۴
«غمگینم، چون کاری با زندگیم نکردم. هیچ بودم. هیچ کاری رو به انجام نرسوندم. بازنده بودم. حس می‌کردم قرار نبود که اونجا باشم.»
pejman
۴
هرچند غم انگیزه اما باعث غرورم شد. وقتی مطرود باشی، حتی پرتاب یه سنگ هم به تو می‌تونه باعث خوشحالیت بشه.
محمد جواد
۴
مرگ پایان همه چیز نیست
کاربر ۱۰۵۱۶۷۸۵
۴
گاهی وقتا وقتی چیز ارزشمندی رو فدا می‌کنی، در واقع اونو از دست نمیدی. فقط اونو به کسی دیگه می‌بخشی.»
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۳
«نکته همینه. گاهی وقتا وقتی چیز ارزشمندی رو فدا می‌کنی، در واقع اونو از دست نمیدی. فقط اونو به کسی دیگه می‌بخشی.»
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۳
رفتارها همیشه اون طوری نیستن که به نظر میان.
Mina.Hp
۳
«مرگ پایان همه چیز نیست اما ما فکر می‌کنیم هست. آنچه روی زمین اتفاق می‌افته فقط شروعه.»
nazila
۳
هر پایانی، خود می‌تواند یک آغاز باشد و تنها در آن لحظه، ممکن است متوجه آن نشویم.
eli
۳
داشتن خشم، مثل سَم می‌مونه. آدم رو از درون از بین می‌بره. تصور می‌کنیم نفرت سلاحی است که با اون به شخص آزار دهنده حمله می‌کنیم. اما نفرت شمشیر دو لبه است. هر آسیبی که با اون بزنیم، به خودمون زدیم.