
دختر کتابخوان
۱۴
«آنچه را که میتوانی تغییر بده و آنچه را که نمیتوانی، بپذیر.»
دختر کتابخوان
۴
هدف امروز: عاشق نشدن.
هیچ یک از اهداف کوچکش به این اندازه دستنیافتنی و محکوم به دلشکستگی به نظر نمیرسید.
M@hs@.T729
۴
جنگ فقط به میدان نبرد محدود نمیشود.
دختر کتابخوان
۲
خواهر بیچارهات میترشد.
هاها، نگران نباش. کاملا راضیام. یا دستکم، بسیار راضیام. چنین چیزی است؟ به نظر من که باید باشد.
قاصدک
۲
آنچه را که میتوانی تغییر بده و آنچه را که نمیتوانی، بپذیر.
sama rhm
۱
دستان سیسیلیا– خُب، دیگر آنقدر سفید و لطیف نبودند اما به پینههای تازه دستانش افتخار میکرد. به نظر میرسید نشان دهنده تواناییاش بودند، اینکه میتواند افسار سرنوشت خود را به دست بگیرد. در دستانش قدرت میدید، قدرتی که پیش از این از داشتنش آگاهی نداشت.
M@hs@.T729
۱
او فهمیده بود جنگ از آدمها فیلسوف میسازد.
قاصدک
۱
اینگونه جنگ قابلتحمل شده بود. دوستی و علم به این که حداقل یک نفر را داری که زندگیات را به اندازه زندگی خود ارزشمند بداند.
M@hs@.T729
۰
آنچه را که میتوانی تغییر بده و آنچه را که نمیتوانی، بپذیر.
M@hs@.T729
۰
بعضی کارها را بهتر بود بدون حرف زدن آدم انجام دهد.
قاصدک
۰
وقتی آدم کسی را دارد که میتواند در سختیها با او شریک شود، جهان برایش جای خوشایندتری میشود.