دستان سیسیلیا– خُب، دیگر آنقدر سفید و لطیف نبودند اما به پینههای تازه دستانش افتخار میکرد. به نظر میرسید نشان دهنده تواناییاش بودند، اینکه میتواند افسار سرنوشت خود را به دست بگیرد. در دستانش قدرت میدید، قدرتی که پیش از این از داشتنش آگاهی نداشت.