جملات زیبا از متن کتاب گهواره‌ی گربه | طاقچه
تصویر جلد کتاب گهواره‌ی گربهsubscriptionAvailable

کتاب گهواره‌ی گربه

۴.۱(از ۲۶ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۱۸۷,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

«پفیوز کسی است که فکر می‌کند خیلی باهوش است، هیچ‌وقت نمی‌تواند جلوی دهانش را بگیرد. مهم نیست بقیه چه می‌گویند، او باید مخالفتش را بکند. تو می‌گویی از یک چیزی خوشت می‌آید اما او، پناه بر خدا، توضیح می‌دهد چرا خوش آمدن از آن چیز غلط است. یک آدم پفیوز تمام سعی‌اش را می‌کند که تو همیشه خیال کنی گند زده‌ای. مهم نیست تو از چی حرف می‌زنی، او بهتر از تو می‌داند.»
sepid sh
۵۱
اولین جمله اسفار باکونون چنین است: «همه راست‌هایی که می‌خواهم به شما بگویم، دروغ‌هایی بی‌شرمانه‌اند.»
فاطمه
۱۶
هر کس هم فکر می‌کند سر از کار دنیا درمی‌آورد، احمق است.
۶۷۸۷۱۳
۱۵
به مردم فکر کنید... «و بچه‌های کشته‌شده در جنگ... «و به تمام کشورها... «به صلح بیندیشید. «به عشقی برادرانه. «به برکت فکر کنید. «به این فکر کنید که دنیا چه بهشتی می‌شد، اگر انسان‌ها مهربان و عاقل بودند.»
sepid sh
۱۴
در مورد آثار هنری، من به تئوری 'قناری در معدن زغال‌سنگ` اعتقاد دارم. قدیم‌ها معدن‌چی‌ها پرندگان را با خود به درون معدن می‌بردند تا آن‌ها وجود گاز را، قبل از این که به آدم‌ها صدمه‌ای برسد، نشان دهند. در مسئله ویتنام هنرمندان دقیقآ همین کار را کردند. آن‌ها جیک‌جیک کردند و کله‌پا شدند، اما اوضاع هیچ فرقی نکرد. برای هیچ‌کس مهم نبود. اما من همچنان فکر می‌کنم که هنرمندها را، همه هنرمندها را، باید به عنوان نوعی سیستم هشداردهنده عزیز داشت.
۶۷۸۷۱۳
۱۳
«خنده شاید واکنشی به ناکامی‌ها باشد، درست مثل گریه. خنده مشکلی را حل نمی‌کند. همان‌طور که گریه. آدمی وقتی می‌خندد یا می‌گرید که کار دیگری از دستش برنمی‌آید... مثال فروید برای خنده سگی است که چون نمی‌تواند از دروازه‌ای رد شود تا کسی را گاز بگیرد یا با سگ دیگری دعوا کند، شروع به کندن زمین می‌کند. کندن زمین چیزی را عوض نمی‌کند، اما سگ باید کاری بکند...
فاطمه
۱۱
«دکتر هوینیکر همیشه می‌گفت هر دانشمندی که نتواند برای یک بچه هشت ساله توضیح بدهد چه‌کار می‌کند، شارلاتان است.»
فاطمه
۹
بعد از انفجار آن بمب، بعد از این‌که مسلم شد آمریکا می‌تواند یک شهر را فقط با یک بمب نابود کند، دانشمندی به پدر گفت: «حالا دیگر علم باگناه آشنا شده است.» می‌دانید پدر چه گفت؟ او گفت: «گناه دیگر چیست؟»
فاطمه
۷
دکتر برید گفت: «به نظرم بعدها می‌فهمید که همه تقریبآ به یک اندازه فکر می‌کنند. فقط دانشمندها یک جور در باره چیزها فکر می‌کنند، بقیه مردم جور دیگر.»
فاطمه
۵
«خنده شاید واکنشی به ناکامی‌ها باشد، درست مثل گریه. خنده مشکلی را حل نمی‌کند. همان‌طور که گریه. آدمی وقتی می‌خندد یا می‌گرید که کار دیگری از دستش برنمی‌آید...
رئوف
۵
بزرگی به هیکل بزرگ نیست اندیشه و امیده که سمبل بزرگیست.
محمدرضا
۴
کلمات از روی صفحه به ذهنم پریدند و آن‌جا خوش نشستند
کاربر ۱۴۴۵۵۳۶
۳
از آدم‌هایی که زیادی فکر می‌کردند، متنفر بود. همان لحظه به نظرم رسید که او می‌تواند نماینده شایسته‌ای برای نوع بشر باشد.
Mostafa F
۳
حقیقت، دشمن مردم بود. چون خیلی تلخ بود.
Mostafa F
۳
او احمق بود، من هم هستم و هر کس هم فکر می‌کند سر از کار دنیا درمی‌آورد، احمق است.
کتابچه🌱
۳
«هر انسانی می‌تواند خستگی در کند، اما هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید این خستگی درکردن چقدر به طول خواهد انجامید.»
کتابچه🌱
۳
یک آدم پفیوز تمام سعی‌اش را می‌کند که تو همیشه خیال کنی گند زده‌ای. مهم نیست تو از چی حرف می‌زنی، او بهتر از تو می‌داند
رها
۳
«علم جادوی به درد بخوری است.»
محمدرضا
۲
استعداد درخشانش این بود که می‌توانست میلیون‌ها دلار صرف کند و چیزی بجز آزار، برای بشریت به جای نگذارد.
mitra
۲
او احمق بود، من هم هستم و هر کس هم فکر می‌کند سر از کار دنیا درمی‌آورد، احمق است
mahtab aali
۲
«مردان و زنان چگونه انتظار دارند بدون ثبت دقیق گذشته، از اشتباهات فاحش آینده پرهیز کنند؟»
محمدرضا
۱
به گفته باکونون رانگ ـ رانگ کسی است که مردم با دیدن زندگی‌اش، بیهودگی طرز فکرش را درمی‌یابند و از آن دوری می‌جویند.
amir_abbas
۱
آدمی وقتی می‌خندد یا می‌گرید که کار دیگری از دستش برنمی‌آید... مثال فروید برای خنده سگی است که چون نمی‌تواند از دروازه‌ای رد شود تا کسی را گاز بگیرد یا با سگ دیگری دعوا کند، شروع به کندن زمین می‌کند. کندن زمین چیزی را عوض نمی‌کند، اما سگ باید کاری بکند...
Afsaneh Habibi
۱
چیزی از داستان روزی که برای اولین‌بار بمبی را در آلاموگوردو آزمایش کردند، شنیده‌اید؟ بعد از انفجار آن بمب، بعد از این‌که مسلم شد آمریکا می‌تواند یک شهر را فقط با یک بمب نابود کند، دانشمندی به پدر گفت: «حالا دیگر علم باگناه آشنا شده است.» می‌دانید پدر چه گفت؟ او گفت: «گناه دیگر چیست؟»
Afsaneh Habibi
۱
«می‌دانی منظورم از پفیوز چیست؟» گفتم: «معنی‌اش را می‌دانم، اما معلوم است چیزی که تو ازش می‌فهمی شباهتی به چیزی که من ازش می‌فهمم ندارد.»
Afsaneh Habibi
۱
«پفیوز کسی است که فکر می‌کند خیلی باهوش است، هیچ‌وقت نمی‌تواند جلوی دهانش را بگیرد. مهم نیست بقیه چه می‌گویند، او باید مخالفتش را بکند. تو می‌گویی از یک چیزی خوشت می‌آید اما او، پناه بر خدا، توضیح می‌دهد چرا خوش آمدن از آن چیز غلط است. یک آدم پفیوز تمام سعی‌اش را می‌کند که تو همیشه خیال کنی گند زده‌ای. مهم نیست تو از چی حرف می‌زنی، او بهتر از تو می‌داند.»
Afsaneh Habibi
۱
«اگر یک نظر کارشناسی می‌خواهی، پول همیشه خوشحالی نمی‌آورد.» «از راهنمایی‌ات متشکرم. از دردسرهای زیادی خلاصم کردی. چیزی نمانده بود پول دربیاورم.»
Afsaneh Habibi
۱
«شخصیت دو هنرپیشه اصلی، مک‌کیب و باکونون، نمایش را خیلی خشن می‌کرد. در جوانی آن‌ها خیلی شبیه هم بودند. دوتایشان نیمچه فرشته، نیمچه دزد بودند. اما نمایش اقتضا می‌کرد نیمه دزد باکونون و نیمه فرشته مک‌کیب تباه شوند. مک‌کیب و باکونون بابت شادی مردم رنج بسیاری کشیدند؛ مک‌کیب رنج ظالم بودن را چشید و باکونون رنج قدیس‌بودن را. هر دو برای رسیدن به مقصودشان دیوانه شدند.»
Afsaneh Habibi
۱
با تأسف فهمیدم موافقتم برای رئیس‌جمهور بودن، دست فرانک را باز می‌گذاشت تا بیش‌تر از هر چیز دیگری، کاری را که می‌خواست بکند. کاری که پدرش کرده بود: دستیابی به افتخار و آسایش، با فرار از زیر بار مسئولیت‌های انسانی، که با رفتن ته یک سیاهچال روحی ممکن می‌شد.
Afsaneh Habibi
۱
هر دانشمندی که نتواند برای یک بچه هشت ساله توضیح بدهد چه‌کار می‌کند، شارلاتان است.»
Maysam Azarbakhsh
۱