جملات زیبای کتاب ما آواره‌ایم | طاقچه
تصویر جلد کتاب ما آواره‌ایم

کتاب ما آواره‌ایم

سرگذشت من و داستان‌هایی از دختران آواره‌ی از سراسر دنیا

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۱۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
ملاله یوسف زی، صبورا جلالی
انتشارات: 
نشر نوین
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ام باقر
۸
کشور ما داشت فرصت پیشرفت برای زنان را مهیا می‌کرد، اما منطقه ما، پسرفت می‌کرد. در سال ۲۰۰۳، پدرم اولین دبیرستانش را تأسیس کرد و پسران و دختران با هم در کلاس‌ها حضور پیدا می‌کردند. اما سال ۲۰۰۴، دیگر، برپایی کلاس‌های مختلط ممکن نبود.
Hessam Shahbazi
۶
«این زندگی توئه. نه زندگی اونا. به اونا اعتنایی نکن و روی خواسته‌هات تمرکز کن.»
Hessam Shahbazi
۳
«دلم نمی‌خواهد هیچ دختر دیگری تجربه‌ای مثل من داشته باشد، همهٔ آن‌ها نمی‌توانند به سرسختی من مبارزه کنند.»
Hessam Shahbazi
۳
داعش نام دیگر آیسیس بود که زن‌ها را می‌ربودند و کارهای بسیار وحشتناکی با آن‌ها می‌کردند. اینکه بچه باشند یا مسن برایشان مهم نبود
parisa.p
۳
گفتند والدینشان معتقدند بهترین اتفاق برای یک دختر نوجوان این است که ازدواج کند. آن‌ها گفتند که والدینشان اعتقاد دارند که ازدواج بهترین آینده را برای دخترانشان می‌سازد. می‌دانستم که این درست نیست. می‌دانستم که ازدواج زودهنگام، دختران را در چرخه‌ای از کمبود و محرومیت به دام خواهد انداخت.
کاربر ۳۸۱۶۰۳۷
۲
غالباً دو نوع اندیشه ایجاد می‌شود: یا امیدتان را کاملاً از دست می‌دهید. از هم می‌پاشید و خرد می‌شوید، یا آن‌قدر سرسخت می‌شوید که دیگر هیچ‌کسی نمی‌تواند شما را در هم بشکند.
parisa.p
۱
گفتند والدینشان معتقدند بهترین اتفاق برای یک دختر نوجوان این است که ازدواج کند. آن‌ها گفتند که والدینشان اعتقاد دارند که ازدواج بهترین آینده را برای دخترانشان می‌سازد. می‌دانستم که این درست نیست. می‌دانستم که ازدواج زودهنگام، دختران را در چرخه‌ای از کمبود و محرومیت به دام خواهد انداخت.
کاربر ۳۲۰۶۰۰۵
۱
داشت. آن‌ها دوباره با هم دیدار کردند و همگی ما در جشن و مراسم ازدواج آن‌ها شرکت کردیم که اقدام مهم دیگری بود. اکنون، هر وقت با ماری کلایر یا هریک از خواهران و برادران او هستم، آن‌ها مرا مادر آمریکایی خود معرفی می‌کنند. از اینکه هریک از آن‌ها را در زندگی‌ام دارم، به خودم می‌بالم. هنگامی‌که ماریا کلایر به آمریکا پا گذاشت، بسیار محتاط و خوددار بود. اما من جرقه‌ای را در درونش می‌دیدم که فقط منتظر بود به شعله تبدیل شود. این واقعاً یک سیر تکاملی بود. همیشه متمرکز و مصمم بود، اما دیدم که وقتی حمایت و تشویق می‌شود، با اعتمادبه‌نفس بیشتری رشد می‌کند. او نه‌تنها از فرصت‌ها استفاده می‌کند، بلکه
parisa.p
۰
گفتند والدینشان معتقدند بهترین اتفاق برای یک دختر نوجوان این است که ازدواج کند. آن‌ها گفتند که والدینشان اعتقاد دارند که ازدواج بهترین آینده را برای دخترانشان می‌سازد. می‌دانستم که این درست نیست. می‌دانستم که ازدواج زودهنگام، دختران را در چرخه‌ای از کمبود و محرومیت به دام خواهد انداخت.
parisa.p
۰
گفتند والدینشان معتقدند بهترین اتفاق برای یک دختر نوجوان این است که ازدواج کند. آن‌ها گفتند که والدینشان اعتقاد دارند که ازدواج بهترین آینده را برای دخترانشان می‌سازد. می‌دانستم که این درست نیست. می‌دانستم که ازدواج زودهنگام، دختران را در چرخه‌ای از کمبود و محرومیت به دام خواهد انداخت.
ایران آزاد
۰
گوش دادن به دردودل‌های مادرم
کاربر ۳۸۱۶۰۳۷
۰
پیش از اینکه گواتمالا را ترک کنم، از خدا نشانه‌ای خواستم و هوا بارانی شد. همچنین دعا کردم که نزدیک جایی که زندگی می‌کنم، کلیسا باشد. پدرم را ندارم، اما ایمانم را دارم. هنگامی‌که به منزل برادرم رسیدم، دیدم که او پشت کلیسای ادونتیست زندگی می‌کند به آسمان نگاه کردم و با خودم گفتم، خدایا، ممنونم.