
٪۵۰
کتاب یوسف آباد، خیابان سی و سوم
پدیدآورندگان:
سینا دادخواهانتشارات:
نشر چشمه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
باران
۶۶
خیلی مواظب باش که زمستان احوال گرمسیریات را بد نکند.
باران
۶۱
خیلی چیزها هست که باید خودت بهتنهایی حلوفصلشان کنی.
باران
۵۸
نگاهت باید ترس گوینده را بریزد.
باران
۲۰
من از آدمهای توی خطای حافظه خوشم میآید.
آدمهایی که خیال میکنند تو را جای دیگری دیدهاند.
باران
۱۵
حرفها خودشان خودبهخود نمیآیند؛ واج میشوند، مصوت میشوند و درست یک هوا بیرونتر از دندانها قرار میگیرند، ولی بیرون نمیپرند... سقوط آزاد مصوتها لغو میشود. سقوط آزاد همیشه خطرناک است. مخصوصاً اگر بدون طناب و کمربند ایمنی باشد. حرفهایی که به خاطرات عاشقی مربوط میشوند، این کمربند را ندارند. خطرناکاند.
باران
۱۳
احساس میکنم میتوانم سختترین حرفهای دنیا را با سادهترین کلمات بزنم، و این چه حس عجیبی است.
باران
۱۰
هر چه فکر کنی همان میشود.
باران
۷
در خیابان که راه بروم، کلماتم زنده میشوند. خیابان زبانهای در حال انقراض را دوباره زنده میکند...
باران
۷
این جوانها چه میدانند بیاحتیاطی عاطفی یعنی چی و چه عواقبی دارد
n re
۷
خداحافظی با نوجوانی غمانگیز است.
باران
۶
جای آنکه بیاید و رک و پوستکنده حرفش را بزند و از فکر دربیاید، توی خودش میریزد. حتماً تا حالا برای خودش زندگینامهٔ تراژیکی هم ساخته است...
باران
۵
راستش را بخواهی این دلشورهها برام خوب است. میدانی چند وقت است دلم شور نمیزند؟
باران
۵
ببین چه پروانهای بشود کرم ابریشمی که چهار سال است دور خودش پیله میتند.
n re
۴
قلب من شبهقارهای فقیر است ولی بمب اتمی دارد. بمب اتمیاش هر لحظه ممکن است بترکد.
n re
۴
آدم نباید به گذشتهها برگردد، گذشتهها استخوان آدم را پوک میکنند و باعث میشوند قلب آدم تیر بکشد.
n re
۳
جواب بعضی سؤالها را فقط دیوانهها میدانند
مادر پسرک
۳
دوتایی امشب میخواهیم خوش باشیم، پس ساکت نباش و من را یاد ماست کمچرب نینداز.
n re
۲
برای وصال باید حجاب را کنار زد. ما هم باهم حجاب را کنار میزنیم.
n re
۲
من. میروم شهرکتاب. کتاب یار مهربان است.
n re
۲
عاشقها همیشه میتوانند دوتا گوش مخملی روی سرت سبز کنند.
n re
۲
شهری از شهر دیگر به تو سزاوار نیست و بهترین شهرها شهری است که تو را در برگیرد...
مادر پسرک
۲
پیتزای سرد خیلی حال میدهد، مخصوصاً که وقتی آن را گاز بزنی، خاطرهٔ شادمانی دیشب برات زنده بشود.
n re
۱
مگر چندتا دختر توی کرهٔ زمین هست که سالهای نوجوانیات شبوروز به آنها فکر کرده باشی؟
n re
۱
ببین چه پروانهای بشود کرم ابریشمی که چهار سال است دور خودش پیله میتند
n re
۱
جانور نر جلوِ جانور ماده جولان میدهد.
n re
۱
باشوقوذوق آمده سمت هتل. دل توی دلش نبوده.
شاید جایی میان ابرها بوده ولی نه بهخاطر تو، بهخاطر شورونشاطی که توی سرش داشته. تو حق نداری خوابهای نقرهای کسی را با یک کلمه ازش بگیری، و همینالان گرفتی.
n re
۱
نشنیدی گفتی دخترم؟ شنیدن دخترم از مردی که بههر دلیل دوستش دارد جنایت است. قتل عمد است. نسلکشی است
n re
۱
زنها یک بخش اضطراری انتقامگیر در وجودشان دارند که در مواقع لزوم آن را بهسرعت بهکار میاندازند.
n re
۱
پدر خودش را به فراموشی زده بود و مادر به ناخوشی. ناخوشی و فراموشی دو روی سکهٔ قطع امید
n re
۱
گم شده است. از خانه خارج شده و تاکنون مراجعت نکرده است. نامبرده دارای اختلال حواس است؛ اختلال حواس خانوادگی. مثل باباش حواسپرت است و همهاش یادش میرود پدر و مادر و خواهر و دوست و آشنا یعنی چه
