جملات زیبای کتاب چگونه مرور کتاب بنویسیم؛ مرورنویسی برای مشاوره‌ی خوانندگان | طاقچه
تصویر جلد کتاب چگونه مرور کتاب بنویسیم؛ مرورنویسی برای مشاوره‌ی خوانندگان
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب چگونه مرور کتاب بنویسیم؛ مرورنویسی برای مشاوره‌ی خوانندگان

نوع کتاب
۳.۳(از ۵۶ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
مـَه‌سـا
۶۳
«هر آزمایشگاه خوبی تعدادی لولهٔ آزمایش شکسته دارد و هر اوجی فرودی. شما از اوج‌ها لذت ببرید».
s.latifi
۳۹
هر مرور کتاب چه کوتاه باشد و چه بلند، ۱۷۵ واژه یا ۵۰۰ واژه، باید دو نکتهٔ مهم را به خوانندهٔ خود بگوید: ۱) کتاب در مورد چیست؟ ۲) تا چه حد خوب است؟ این قانونی ثابت و همیشگی برای مرور کتاب است.
hedgehog
۲۳
مرور با نقد تفاوت دارد. با وجود درک عامه مبنی‌بر اینکه این دو اصطلاح به یک معنا و این دو کار یک چیز هستند، اما در واقع این‌طور نیست: مرور یک چیز است و نقد چیزی دیگر.
hedgehog
۱۹
تفاوت اساسی میان مرور و نقد همین است: مرور کلی‌تر و فراگیرتر است و به اندازهٔ نقد دربارهٔ مسئلهٔ مشخصی نیست. مرور نوعی برانداز کردن است، یعنی به‌اشتراک‌گذاری برداشت‌های اولیه و ارزیابی تمام وجوه با تعادلی نسبی. اما نقدْ کانونی مشخص دارد، تمرکز بر روی یک و فقط یک ویژگی، خصوصیت، مشخصه، یا گرایشی است که مثلاً در روایت کتاب یا فیلم یا کتاب گویایی پدیدار می‌شود و یا در طول آن مشاهده می‌گردد.
s.latifi
۱۵
برای تبدیل شدن به یک مرورنویس خوب، آدمِ کتاب باید یاد بگیرد چگونه با نگرشی انتقادی (و نه صرفاً برای لذت) به خواندن کتاب‌ها یا گوش دادن به کتاب گویاها بپردازد.
همچنان خواهم خواند...
۱۴
شغل دوست‌داشتنی‌ای بود؛ کار من این بود که تمام روز را پشت میز بنشینم، کتاب‌هایی را که قرار بود به‌زودی منتشر شوند بخوانم و برای آن‌ها مرور بنویسم.
s.latifi
۱۳
به‌عنوان قانونی کلی، کتاب‌هایی را که زیاد خوب از آب درنمی‌آیند نباید مرور کرد؛ درعوض برای کتابی مرور بنویسید که از آن خوشتان آمده و دوست دارید دیگران هم آن را بخوانند تا شاید خوششان بیاید.
آسمان
۱۲
مسئله‌ای که او در پیش دارد این است: آیا به کتاب‌فروشی برود و کتاب را بخرد؟ یا به کتابخانهٔ عمومی مراجعه کند و نسخه‌ای را به‌صورت کوتاه‌مدت امانت بگیرد؟
همچنان خواهم خواند...
۱۰
درست نیست کتابی را مورد انتقاد قرار دهید، صرفاً به این دلیل که دربارهٔ چیزی است که مورد علاقهٔ شما نیست یا در مواجهه با آن احساس پریشانی می‌کنید
آسمان
۴
باشگاه‌های کتاب همچنان محبوب هستند و اکثر آن‌ها در خانه‌های شخصی (یا کتابخانه‌های عمومی) تشکیل می‌شوند، جایی که دوستان و آشنایان گرد هم می‌آیند تا در مورد کتابی توافقیْ بحث و یا حتی مشاجره کنند
hedgehog
۳
در حوزه‌های متنوعی هم بخوانید: هم حوزه‌هایی که به آن‌ها بسیار علاقه دارید، هم حوزه‌هایی که به‌طور معمول چندان گرایشی به آن‌ها ندارید.
hedgehog
۳
مرورْ ارزیابی چیزی جدید «در بازار» است: چیزی که به‌تازگی منتشر شده یا قرار است به‌زودی منتشر شود. نقد را می‌توان نگاهی سنجیده و کاملاً متمرکز بر یک کتاب یا مورد غیرچاپی دانست که چند سال قبل، یا در بسیاری موارد هم چندین سال قبل، جدید بوده است. مناسبت زمانی __یعنی صحبت در مورد چیزی جدید که مردم هم به‌زودی راجع‌به آن سخن خواهند گفت__ در نقد مطرح نیست. مرورها نقش اعلامیهٔ عناوین جدید را دارند. مرورها در واقع اخباری هستند که یا قبل و یا کم‌وبیش بلافاصله بعد از انتشار یک کتاب پدیدار می‌شوند و مقداری سلیقهٔ ویراستاریِ مرورنویس نیز به آن افزوده می‌شود: کلیت کتابی که تازه خوانده‌ام این است و این حرف‌ها را می‌توانم راجع‌به آن بگویم.
z ghaiioomi
۳
پس بدین‌ترتیب، یکی از نکاتی که مرورنویس سعی می‌کند رعایت نماید هم‌لحنی با کتاب است. این مسئله ما را به نکتهٔ عمومی جالبی می‌رساند که از الزامات اصلی یک مرور خوب است: تناسب میان لحن کتاب و لحن مرور. مرور خوب و کامل (حتی یک مرور مختصر و ۱۷۵ کلمه‌ای) لحن کتاب را نشان می‌دهد. لحن را می‌توان با جزئیات زیادی شرح داد. این کار واقعاً مؤثر است. اما روشی هنرمندانه‌تر و شاید مؤثرتر این است که، با خلق مجدد لحن کتاب در مرور، آن را در ذهن خواننده معرفی و تثبیت کنیم. اما این کار را نباید سرسری و بدون فکر قبلی انجام داد. کتابی شوخ‌طبعانه را می‌توان با شوخ‌طبعی مرور کرد. اما باید دقت داشت که شوخیْ افسارگسیخته نشود؛ یعنی مرورنویس سعی نکند در داشتن حس شوخ‌طبعی با کتاب رقابت کند.
حسین
۳
هر مرور کتاب چه کوتاه باشد و چه بلند، ۱۷۵ واژه یا ۵۰۰ واژه، باید دو نکتهٔ مهم را به خوانندهٔ خود بگوید: ۱) کتاب در مورد چیست؟ ۲) تا چه حد خوب است؟
پریسا همانی
۳
افول کتابخوانی یکی از ملموس‌ترین بحران‌های جامعهٔ ماست.
s.latifi
۲
اول، تجربه در خواندن کتاب و گوش دادن به کتاب گویا؛ دوم، تجربه در مرورخوانی؛ و بالاخره، تجربه در مرورنویسی.
hedgehog
۲
مرورنویسان کتاب نفرت‌انگیزترین و مشمئزکننده‌ترین گونهٔ خوک‌هایی هستند که پوزه روی سیارهٔ زمین مالیده‌اند، مخلوقاتی غرغرو و تهوع‌آور که با تکه‌پاره‌کردن کارهای دیگران شهوت تندخویی خود را ارضا می‌کنند. استیو هِلی، چگونه رمان‌نویس مشهوری شدم
همچنان خواهم خواند...
۲
زمانی بهترین کتاب‌ها آن‌هایی بودند که نمی‌شد آن‌ها را زمین گذاشت؛ اما امروزه رمان‌های نخبه آن‌هایی هستند که نمی‌توان آن‌ها را برداشت ...
بامن‌بخوان
۲
هنگام قضاوت در مورد سبک یک نویسنده، سلیقه نقشی بسیار مهم در فرایند ارزیابی ایفا می‌کند؛ بااین‌حال، مرورنویس باید ادعاها و حمایت‌های خود را با مثال‌هایی (هرچند کوتاه، گاهی یک عبارت کافی است) اثبات کند، تا دلیلی برای نظرش ارائه دهد که چرا این سبک برای مقصود نویسنده مناسب است یا نیست.
minoo
۲
زمانی بهترین کتاب‌ها آن‌هایی بودند که نمی‌شد آن‌ها را زمین گذاشت؛ اما امروزه رمان‌های نخبه آن‌هایی هستند که نمی‌توان آن‌ها را برداشت ...
khorasani
۲
مرورنویس ماهر می‌تواند درعین‌حال هم عقب بایستد و کل جنگل را ببیند و هم نزدیک برود و تک‌تک درخت‌ها را مشاهده کند. اما دقت کنید که او وقتی در حال مشاهدهٔ تک‌تک درخت‌هاست، هرگز دید خود را از منظرهٔ اول (یعنی کل جنگل) فراموش نمی‌کند. مرورنویس خوب حتی در یک مرور بلند (مثلاً ۵۰۰ کلمه) نباید چنان درگیرِ بازگویی جزئیات کتاب شود که از عقب ایستادن و ارائهٔ نمایی کلی از کتاب باز بماند.
hedgehog
۱
مجموعه‌داستانی که به‌طور یکنواخت کشش دارد همان قدر مشکوک و شاید غیرخلاقانه است که آلبومی موسیقی که فقط از تک‌آهنگ‌های جذاب تشکیل شده است. داستان‌های کوتاه حکم بخش تحقیق و توسعهٔ رمان‌نویسی را دارند و نه‌فقط باید انتظار آزمایش‌های ناموفق یا غیرقطعی را داشت، بلکه باید به آن‌ها خوش‌بین هم بود. بگذارید رمان‌نویسان بر سر انسجام غر بزنند __داستان‌نویسان باید آزادانه نوآوری کنند؛ باید به خودشان اجازه دهند تا، با خراب کردنِ گاه‌وبیگاه همه‌چیز، امور را به روش‌هایی جدید و غافلگیرکننده درست نمایند.
14161319
۱
نحوهٔ نوشتن مرورهای کوتاه برای وب‌سایت کتابخانه یا مرورهای بلند برای روزنامه‌ها، هیچ‌کدام، لزوماً نیازمند توانایی ذاتی و غریزی نیست.
hedgehog
۱
اصولاً سبکِ نوشتارِ نویسنده برای خواننده حکم یک بزرگ‌راه صاف یا ناهموار را دارد: یعنی یا شما را به جایی که می‌خواهید می‌بَرد بدون اینکه متوجه سطح زیرپایتان شوید و یا بسیار متوجه آن هستید چون سطحی هموار و بی‌مانع نیست. اما ارزیابیِ صاف یا ناهموار بودن این مسیر (سبک نوشتار) تصمیمی ذهنی است، چرا که سبکی که یک خواننده آن را مزاحم می‌داند (سطحی ناهموار که حواس شما را از تجربهٔ خواندن پرت می‌کند و درک داستان و شخصیت‌ها را مختل می‌نماید) ممکن است برای خوانندهٔ دیگر حکم تجربهٔ مثبت اضافه‌ای داشته باشد. خوانندهٔ نوع دوم از مانع‌های عمدی نویسنده در جاده لذت می‌برد و موانع را ساختاری والا در سفرش به حساب می‌آورد.
hedgehog
۱
این بخشی از مرورنویسی است که در آن سلیقهٔ مرورنویس باید از قضاوت در مورد یک نوشته کنار گذاشته شود. مرورنویسان معمولاً یکی از این دو سبک را بر دیگری ترجیح می‌دهند: سبک ساده یا سبک پیچیده. اما وظیفهٔ مرورنویسان است که جانب‌داری شخصی‌شان را کنار بگذارند و سبک یک نویسنده را بر اساس شایستگی آن مورد قضاوت قرار دهند: کارایی آن در انتقال خط داستان و فرایند شخصیت‌سازی، خواه حکم جاده‌ای صاف داشته باشد که می‌گذارد خط داستان و شخصیت‌سازی فقط برای خود سخن بگویند خواه جاده‌ای بسیار ناهموار که عکس‌العمل خواننده به نثر نویسنده را تقویت می‌کند. اگر سبک ساده و یا پیچیده‌ترین سبک توجه زیادی به خود جلب کند، تا جایی که حواس خواننده از ظرافت‌ها و مراحل پردازش شخصیت‌ها پرت شود، آنگاه مرورنویس (حق و) دلیلی مناسب برای انتقاد از سبک نوشتار دارد.
آسمان
۱
برای تبدیل شدن به یک مرورنویس خوب، آدمِ کتاب باید یاد بگیرد چگونه با نگرشی انتقادی (و نه صرفاً برای لذت) به خواندن کتاب‌ها یا گوش دادن به کتاب گویاها بپردازد
AminNasiri
۱
مرورنویسان کتاب نفرت‌انگیزترین و مشمئزکننده‌ترین گونهٔ خوک‌هایی هستند که پوزه روی سیارهٔ زمین مالیده‌اند، مخلوقاتی غرغرو و تهوع‌آور که با تکه‌پاره‌کردن کارهای دیگران شهوت تندخویی خود را ارضا می‌کنند. استیو هِلی، چگونه رمان‌نویس مشهوری شدم
خانومِ کتابدار
۱
کتاب‌دوستان مشخصاً علاقهٔ زیادی به کتاب‌ها دارند؛ آن‌ها خودِ مفهوم کتاب را مقدس می‌دانند. (البته این ماهیتِ عشق به هرچیز است.) اکثر کتاب‌دوستانْ نوشتن و انتشار یک کتاب را شرافتمندانه‌ترین و حتی مهیج‌ترین پاداش زندگی می‌دانند. اما شخص کتاب‌دوست باید بداند که انتشار یک کتاب لزوماً به معنای خوب بودن آن نیست.
z ghaiioomi
۱
هماهنگ کردن لحن مرور با لحن کتاب توانایی‌ای تقریباً غریزی است، به‌طوری که مرورنویس نمی‌تواند کاملاً نسبت به آن آگاه باشد وگرنه خیلی بدیهی و زمخت به نظر می‌رسد. توانایی تعبیهٔ ظریف لحن کتاب در مرور با تجربه به دست می‌آید. شعارمان را در مورد تبدیل شدن به یک مرورنویس خوب به یاد دارید؟ تجربه، تجربه، تجربه.
MOHAMMAD MAHDI
۱
باشگاه‌های کتاب همچنان محبوب هستند و اکثر آن‌ها در خانه‌های شخصی (یا کتابخانه‌های عمومی) تشکیل می‌شوند، جایی که دوستان و آشنایان گرد هم می‌آیند تا در مورد کتابی توافقیْ بحث و یا حتی مشاجره کنند.