جملات زیبای کتاب اما | طاقچه
تصویر جلد کتاب اماsubscriptionAvailable

کتاب اما

نوع کتاب
۳.۱ امتیاز(از ۱۱۷ رأی)
انتشارات: 
انتشارات پر

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
tina
۶۸
کجا می‌توانم مردی را پیدا کنم که مثل پدرم همیشه حرف مرا مهم‌تر از حرف خودش بداند و همیشه حق را به من بدهد.
farahani
۴۴
که اگر زنی شک داشته باشد مردی را بپذیرد یا نپذیرد، حتماً باید جواب رد بدهد. اگر شک دارد که بگوید بله، باید حتماً بگوید نه. این قضیه‌ای نیست که انسان با شک و تردید واردش بشود و دودل بماند.
Mαԋʂα
۴۱
چقدر بهتر است آدم انتخاب کند نه این‌که انتخاب شود،‌ چقدر بهتر است آدم در دیگری احساس حق‌شناسی ایجاد کند نه این‌که خودش احساس حق‌شناسی کند.
tina
۳۰
اگر خلق و خوی انسان طوری باشد که همه چیز را تحمل کند دیگر چیزی باقی نمی‌ماند که آدم تحمل کند.
آبـــــان🍊
۲۲
شاید بشود بدون رقص هم زندگی را ادامه داد. هستند جوانانی که ماه‌های پیاپی اوقاتشان را بدون این‌که به هیچ مجلس رقصی بروند سپری می‌کنند و جسم و روحشان هم هیچ صدمه‌ای نمی‌بیند. ولی وقتی لذت جست و خیزهای تند و موزون را بچشند در این صورت برایشان خیلی سخت می‌شود که دیگر آن کارها را انجام ندهند.
tina
۱۹
کسانی که زندگی فقیرانه‌ای دارند و در محیطی محدود و سطح پایین‌تری زندگی را به زحمت پیش می‌برند ممکن است تنگ‌نظر و بدعنق بشوند
farahani
۱۲
خلق‌وخوی‌اش طوری بود که احساس بدبختی نمی‌کرد، حتی در ازدواج اولش. اما خُب، این ازدواج دوم قاعدتاً به او می‌فهماند که زن باشعور و دوست‌داشتنی چه لطف و حلاوت دیگری دارد. بله، با کمال رضایت درمی‌یافت که چقدر بهتر است آدم انتخاب کند نه این‌که انتخاب شود،‌ چقدر بهتر است آدم در دیگری احساس حق‌شناسی ایجاد کند نه این‌که خودش احساس حق‌شناسی کند.
yasinds
۱۲
آدم با خیرخواهی می‌تواند آن کسی که باید باشد، نه با دوستی. اِما آرزوی چنین مردی را داشت.
yasinds
۱۱
ولی مسلماً کارهای ابلهانه‌ای که آدم‌های عاقل بدون شرم و حیا مرتکب می‌شوند دیگر ابلهانه نخواهد بود. رذالت و بدی همیشه رذالت و بدی نیست، بلاهت همیشه بلاهت نیست. بستگی دارد به شخصیت افراد.
tina
۱۰
با کمال رضایت درمی‌یافت که چقدر بهتر است آدم انتخاب کند نه این‌که انتخاب شود،‌ چقدر بهتر است آدم در دیگری احساس حق‌شناسی ایجاد کند نه این‌که خودش احساس حق‌شناسی کند.
yasinds
۳
برای افرادی مانند اِما که جوان هستند و طراوت و نشاط طبیعی دارند، هر قدر هم که شب سخت و غم‌انگیزی را پشت سر بگذارند، باز که خورشید طلوع کند روحیه و نشاط‌شان برمی‌گردد. جوانی و نشاط صبح با روحیه‌شان جور درمی‌آید و بسیار کارساز است. اگر ناراحتی و غصه به آن تلخی نباشد که چشم‌ها را باز نگه دارد، صبح که بیدار می‌شود غم و غصه کمتر و امیدواری‌ها بیشتر می‌شود.
yasinds
۳
بین کارهای سخت، خداحافظی از همه سخت‌تر است.
yasinds
۲
شاید بشود بدون رقص هم زندگی را ادامه داد. هستند جوانانی که ماه‌های پیاپی اوقاتشان را بدون این‌که به هیچ مجلس رقصی بروند سپری می‌کنند و جسم و روحشان هم هیچ صدمه‌ای نمی‌بیند. ولی وقتی لذت جست و خیزهای تند و موزون را بچشند در این صورت برایشان خیلی سخت می‌شود که دیگر آن کارها را انجام ندهند.
جودی
۲
چه چیزی بدتر از این‌که آدم دوست صمیمی‌اش که همیشه کنارش هست همۀ کارها را بهتر از او انجام بدهد!
yasinds
۱
خصلت انسان‌ها به کسانی تمایل دارد که از موقعیت نسبتاً مناسبی برخوردارند، به صورتی که از شخص جوانی که بخواهد ازدواج کند و یا کسی که در حال مرگ باشد، به نیکی یاد می‌کنند.
yasinds
۱
غافلگیر کردن کار درستی نیست. لذت و شادی را بیشتر نمی‌کند. حتی ممکن است ناراحت‌کننده هم باشد.
yasinds
۱
رقصیدن به نظر من، مثل هر هنر دیگری لذت خودش را دارد، ولی کسانی که در کنار ایستاده‌اند و تماشا می‌کنند معمولاً به چیزهای دیگر فکر می‌کنند.
yasinds
۱
خلاصه خدا را شکر، هر طور که حساب می‌کنم می‌بینم که خوشبختیم به او بستگی ندارد، کمی زمان لازم دارم که همه چیز به روال سابق برگردد. می‌گویند هر کس در زندگی‌اش یک بار عاشق می‌شود، و خب، من، خدا را شکر، تاوان سنگینی نمی‌پردازم.
جودی
۱
خصلت انسان‌ها به کسانی تمایل دارد که از موقعیت نسبتاً مناسبی برخوردارند، به صورتی که از شخص جوانی که بخواهد ازدواج کند و یا کسی که در حال مرگ باشد، به نیکی یاد می‌کنند.
mona reza
۱
تخیل آدم باید تابع عقل و شعور او بشود.
mona reza
۱
اگر خلق و خوی انسان طوری باشد که همه چیز را تحمل کند دیگر چیزی باقی نمی‌ماند که آدم تحمل کند.
f@rz@ne
۱
ـ بین کارهای سخت، خداحافظی از همه سخت‌تر است.
yasinds
۰
دو نکته بود که ذهن اِما را تا حدودی مشغول می‌کرد. فکر می‌کرد که مبادا وظیفه‌ای که هر زن نسبت به احساسات زن دیگر دارد را زیر پا گذاشته باشد. چون او تمام احساساتش راجع به جین فیرفاکس را با فرانک چرچیل در میان گذاشته بود. احتمالاً کار درستی نکرده بود. ولی این تصورات آن‌قدر قوی بود که خودبه‌خود به زبان می‌آمد و موافقت فرانک چرچیل با اِما خودش نشان‌دهندۀ نفوذ کلام او بود، و خب نمی‌شد به همین راحتی‌ها گفت که اِما باید جلوی زبانش را نگه دارد. نکتۀ دیگری که اِما را ناراحت می‌کرد، باز هم به جین فیرفاکس مربوط می‌شد. این دیگر جای چون و چرا نداشت. ناراحتی اِما از این‌که نوازندگی و آواز جین‌ از او بهتر بود به وضوح حس می‌شد. از ته دل پشیمان شد که چرا در بچگی تنبلی کرده و بیشتر تمرین نکرده بود. به همین خاطر بود که پشت پیانو نشست و یک ساعت و نیم تمرین کرد.