
pejman
۱۶
یک بار به فکرم رسید اگر بخواهند مجرمی را نابود کنند، درهم بکشنند و به طرزی خدشهناپذیر تنبیهش کنند تا حتی سیاهدلترین راهزنها و جنایتکارها پیشاپیش از ترس آن به خود بلرزند، کافیست کاری از او بکشند کاملا بیهوده و مطلقآ پوچ.
خاک
۱۲
هرگز نمیتوانستم درک کنم تحمل رنج وحشتناک، هیچوقت تنها نماندن، حتی برای ده دقیقه طی ده سالی که دوران محکومیتم طول میکشید یعنی چی.
نسیم رحیمی
۸
آدمها چهقدر زندانی عادتند.
pejman
۷
ما زندهایم بیاون که زندگی کنیم و مرده بیاون که دفنمون کرده باشن
pejman
۶
بله آدم موجود جانسختی است!
pejman
۶
خندهکنان گفتم: «ولی هنوز کسی را به جرم عاشقشدن به زندان نینداختهاند.»
نسیم رحیمی
۵
زندان و اعمال شاقه مجرم را هشیار نمیکند؛ خیلی ساده تنبیهش میکند تا جامعه خیالش آسوده شود که دوباره مرتکب جرم یا جنایت نخواهد شد. زندان و کارهای دشوار فقط نفرت، عطش لذتبردن از انجام کارهای ممنوع و بیخیالی وحشتناکی را در او گسترش میدهد.
نسیم رحیمی
۴
فرد بدون کار، بدون قانون، بدون هیچ چیزی که به او تعلق داشته باشد، دیگر خودش نیست، به فساد کشانده میشود، برمیگردد به دنیای توحش و ددمنشی.
pejman
۴
لباس است که از فردی معمولی کشیش میسازد.
دکتر بی مریض
۳
امید، بیباکی و امکان «تغییر دادن سرنوشت» قلبها را میلرزاند. «اگر آنها توانستهاند بگریزند، چرا من این کار را نکنم؟»
Shizoku
۳
ما زندهایم بیاون که زندگی کنیم و مرده بیاون که دفنمون کرده باشن، درست نیست؟
Ghazaleh
۲
بله آدم موجود جانسختی است! موجودی که به همهچیز عادت میکند، به گمانم این بهترین توصیفی است که از یک موجود بشری میتوان کرد.
نسیم رحیمی
۲
پول مثل کبوتر است، وقتی پرید، پریده است.
pejman
۲
هیچ چیز زجرآورتر از این نیست که آدم در محیط خودش زندگی نکند.
magi
۲
بالاترین عشقی که فرد میتواند نسبت به همنوعش ابراز کند، جز خودخواهیای بزرگ چیز دیگری نیست.
دکتر بی مریض
۲
انگار قادر نبود هیچ گفتوشنودی را تحمل کند. لبخندی میزد و با یک بله یا نه جواب میداد، همین
Shizoku
۲
«ببخش، دوست داشته باش، آزار نرسان، به دشمنت نیکی کن.»
Shizoku
۲
رنجهای روحی و اخلاقی خیلی طاقتفرساتر از رنجهای جسمانی هستند.
Shizoku
۲
چهقدر شناختن یک آدم، حتی پس از سالها همزیستی و همجواری با او، دشوار است!
Shizoku
۲
وانگهی، آیا زنجیر را فقط به این منظور به پای زندانی میبندند که نتواند فرار کند یا بدود؟ به هیچوجه. زنجیر نشانی از ننگ و رسوایی است، باعث شرمندگی، وزنهای جسمی و روحی ــ یا دستکم اینگونه فرض شده است ــ اما هرگز مانع فرار کسی نشده است.
نسیم رحیمی
۱
اگر پول گنجی بهشمار میآمد که نمیشد بهایی برایش تعیین کرد، دارندهٔ خوشبختش هرگز آن را حفظ نمیکرد.
نسیم رحیمی
۱
چهقدر شناختن یک آدم، حتی پس از سالها همزیستی و همجواری با او، دشوار است!
pejman
۱
«ما آدمهای فلکزدهای هستیم، درونمان به کلی درهم شکسته است، به همین دلیل هم در خواب فریاد میکشیم و از این حرفها میزنیم.
pejman
۱
گاهی انسان را وامیدارد زخمی دردناک را بفشارد و عمق آن را بکاود تا درد جانکاهش را مزهمزه کند و از شدتش لذت ببرد.
pejman
۱
تیرهروزها فاقد شهامت هستند
pejman
۱
در برابر بیمهری سرنوشت سکوت اختیار کرده بود
pejman
۱
ملالهایی وجود دارند که همه چیز در برابرشان رنگ میبازند
magi
۱
نیاز خائنانهای بود که گاهی انسان را وامیدارد زخمی دردناک را بفشارد و عمق آن را بکاود تا درد جانکاهش را مزهمزه کند و از شدتش لذت ببرد.
magi
۱
زندگی در جنگل و ول گشتن در مقایسه با زندان بهشت است. هیچ وضعیتی را نمیتوان با زندگی آزاد، اگرچه دشوار، اما آزاد مقایسه کرد
دکتر بی مریض
۱
بهطور مثال هرگز نمیتوانستم درک کنم تحمل رنج وحشتناک، هیچوقت تنها نماندن، حتی برای ده دقیقه طی ده سالی که دوران محکومیتم طول میکشید یعنی چی. هنگام بیگاری، زیر نظر نگهبانها بودم و در زندان میان دویست نفر دیگر و یک بارــ بله، حتی یک بارــ تنها نماندم! با این همه باید با این رنج ناگفتنی عادت میکردم!