جملات زیبای کتاب خاطرات خانه مردگان | طاقچه
تصویر جلد کتاب خاطرات خانه مردگان

بریده‌هایی از کتاب خاطرات خانه مردگان

دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۷از ۲۵ رأی
۳٫۷
(۲۵)
یک بار به فکرم رسید اگر بخواهند مجرمی را نابود کنند، درهم بکشنند و به طرزی خدشه‌ناپذیر تنبیهش کنند تا حتی سیاه‌دل‌ترین راهزن‌ها و جنایت‌کارها پیشاپیش از ترس آن به خود بلرزند، کافیست کاری از او بکشند کاملا بیهوده و مطلقآ پوچ.
pejman
هرگز نمی‌توانستم درک کنم تحمل رنج وحشتناک، هیچ‌وقت تنها نماندن، حتی برای ده دقیقه طی ده سالی که دوران محکومیتم طول می‌کشید یعنی چی.
خاک
آدم‌ها چه‌قدر زندانی عادتند.
نسیم رحیمی
ما زنده‌ایم بی‌اون که زندگی کنیم و مرده بی‌اون که دفن‌مون کرده باشن
pejman
بله آدم موجود جان‌سختی است!
pejman
زندان و اعمال شاقه مجرم را هشیار نمی‌کند؛ خیلی ساده تنبیهش می‌کند تا جامعه خیالش آسوده شود که دوباره مرتکب جرم یا جنایت نخواهد شد. زندان و کارهای دشوار فقط نفرت، عطش لذت‌بردن از انجام کارهای ممنوع و بی‌خیالی وحشتناکی را در او گسترش می‌دهد.
نسیم رحیمی
خنده‌کنان گفتم: «ولی هنوز کسی را به جرم عاشق‌شدن به زندان نینداخته‌اند.»
pejman
لباس است که از فردی معمولی کشیش می‌سازد.
pejman
فرد بدون کار، بدون قانون، بدون هیچ چیزی که به او تعلق داشته باشد، دیگر خودش نیست، به فساد کشانده می‌شود، برمی‌گردد به دنیای توحش و ددمنشی.
نسیم رحیمی
امید، بی‌باکی و امکان «تغییر دادن سرنوشت» قلب‌ها را می‌لرزاند. «اگر آن‌ها توانسته‌اند بگریزند، چرا من این کار را نکنم؟»
دکتر بی مریض
بله آدم موجود جان‌سختی است! موجودی که به همه‌چیز عادت می‌کند، به گمانم این بهترین توصیفی است که از یک موجود بشری می‌توان کرد.
Ghazaleh
پول مثل کبوتر است، وقتی پرید، پریده است.
نسیم رحیمی
هیچ چیز زجرآورتر از این نیست که آدم در محیط خودش زندگی نکند.
pejman
بالاترین عشقی که فرد می‌تواند نسبت به همنوعش ابراز کند، جز خودخواهی‌ای بزرگ چیز دیگری نیست.
magi
انگار قادر نبود هیچ گفت‌وشنودی را تحمل کند. لبخندی می‌زد و با یک بله یا نه جواب می‌داد، همین
دکتر بی مریض
اگر پول گنجی به‌شمار می‌آمد که نمی‌شد بهایی برایش تعیین کرد، دارندهٔ خوشبختش هرگز آن را حفظ نمی‌کرد.
نسیم رحیمی
چه‌قدر شناختن یک آدم، حتی پس از سال‌ها همزیستی و همجواری با او، دشوار است!
نسیم رحیمی
«ما آدم‌های فلک‌زده‌ای هستیم، درون‌مان به کلی درهم شکسته است، به همین دلیل هم در خواب فریاد می‌کشیم و از این حرف‌ها می‌زنیم.
pejman
گاهی انسان را وامی‌دارد زخمی دردناک را بفشارد و عمق آن را بکاود تا درد جانکاهش را مزه‌مزه کند و از شدتش لذت ببرد.
pejman
تیره‌روزها فاقد شهامت هستند
pejman
در برابر بی‌مهری سرنوشت سکوت اختیار کرده بود
pejman
ملال‌هایی وجود دارند که همه چیز در برابرشان رنگ می‌بازند
pejman
نیاز خائنانه‌ای بود که گاهی انسان را وامی‌دارد زخمی دردناک را بفشارد و عمق آن را بکاود تا درد جانکاهش را مزه‌مزه کند و از شدتش لذت ببرد.
magi
زندگی در جنگل و ول گشتن در مقایسه با زندان بهشت است. هیچ وضعیتی را نمی‌توان با زندگی آزاد، اگرچه دشوار، اما آزاد مقایسه کرد
magi
به‌طور مثال هرگز نمی‌توانستم درک کنم تحمل رنج وحشتناک، هیچ‌وقت تنها نماندن، حتی برای ده دقیقه طی ده سالی که دوران محکومیتم طول می‌کشید یعنی چی. هنگام بیگاری، زیر نظر نگهبان‌ها بودم و در زندان میان دویست نفر دیگر و یک بارــ بله، حتی یک بارــ تنها نماندم! با این همه باید با این رنج ناگفتنی عادت می‌کردم!
دکتر بی مریض
یک بار به فکرم رسید اگر بخواهند مجرمی را نابود کنند، درهم بکشنند و به طرزی خدشه‌ناپذیر تنبیهش کنند تا حتی سیاه‌دل‌ترین راهزن‌ها و جنایت‌کارها پیشاپیش از ترس آن به خود بلرزند، کافیست کاری از او بکشند کاملا بیهوده و مطلقآ پوچ.
دکتر بی مریض
بعدها پی بردم زندانی‌ها علاوه بر محرومیت از آزادی و اجبار به کارهای دشوار، شکنجه‌ای به همان اندازه طاقت‌فرسا را هم تحمل می‌کردند، منظورم «همزیستی اجباری» است.
دکتر بی مریض
فقط با این امید زنده بود و به گمانم اگر این امید را از او می‌گرفتند، زنده نمی‌ماند.
دکتر بی مریض
خیلی‌ها هم دست به ارتکاب جنایت می‌زنند تا به زندان با اعمال شاقه محکوم شوند و خود را از شر زندگی بس رنج‌آورتر و طاقت‌فرساتری که می‌گذرانند رهایی بخشند. چنین افراد فلکزده‌ای، در آزادی شاید دشوارترین ناراحتی‌ها را تحمل می‌کرده‌اند، هرگز غذای خوب یا کافی برای خوردن پیدا نمی‌کرده‌اند، یا از صبح تا شب برای اربابی سنگدل جان می‌کنده‌اند. در زندان کار آسان‌تر است، نان فراوان‌تر و با کیفیت بهتر، روزهای یکشنبه و ایام عید گوشت نصیب زندانی می‌شود، صدقه دریافت می‌کند، حتی می‌تواند چند پشیزی هم به‌دست بیاورد.
Ghazaleh
یک نفر بعدها به من گفت به این نتیجه رسیده است که تحصیل باعث گمراه‌شدن ملت‌ها می‌شود. به‌نظر من این حرف اشتباه است. علت این انحطاط اخلاقی را باید در جای دیگری جست‌وجو کرد. در حقیقت تحصیل می‌تواند باعث غرور و خودبینی فرد شود، ولی به‌نظر من نمی‌تواند شخص را به چنین کارهایی وادارد.
نسیم رحیمی

حجم

۳۸۹٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۱

تعداد صفحه‌ها

۴۲۴ صفحه

حجم

۳۸۹٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۱

تعداد صفحه‌ها

۴۲۴ صفحه

قیمت:
۶۸,۰۰۰
تومان