سؤال بعدی: چرا یک داستان ساکن میماند؟
بیشتر وقتها ایرادْ فقدان ابتکار است.
شخصیت مرکزی ابتکار ندارد یا کم دارد. در رویارویی با یک مشکل یا یک فاجعهٔ بالفعل یا بالقوه مینشیند و ناخنهاش را میجود و منتظر میماند تا رویدادها خودشان رخ دهند.
کاری که او باید بکند، این است که کاری بکند. باید توپ را بقاپد، با آن بدود و جلو برود.
کاری نکردن برای او گناه کبیره است. باور کنید.