
Torab_118
۸۰
همهٔ حیوانات با هم برابرند
ولی بعضی حیوانات از بقیه برابرترند.
این دیگه کیه؟!؟
۷۱
دیگر عادتشان شده بود که هروقت یک جای کاری خراب میشد، آن را تقصیر اسنوبال بیندازند.
مهندس
۴۷
اصلا گوش به حرف کسانی ندهید که میگویند انسان و حیوان منافع مشترکی دارند، یا پیشرفت این به پیشرفت آن منجر میشود. اینها همهاش دروغ است. انسان جز منافع خودش به منفعت هیچ موجود دیگری فکر نمیکند. پس بگذارید میان ما حیوانات اتحاد کامل برقرار شود و در این مبارزه پشت هم باشیم. همهٔ انسانها دشمن ما هستند. همهٔ حیوانات رفیق ما هستند.»
کاربر ۱۵۵۹۴۶۰
۴۰
دوازده صدا داشتند با عصبانیت فریاد میکشیدند و همهٔ آنها شبیه یکدیگر بودند. حالا دیگر کاملا واضح بود که چهرهٔ خوکها چه تغییری کرده است. حیوانات از پنجره به خوکها و بعد به آدمها، و از آدمها به خوکها، و دوباره از خوکها به آدمها نگاه میکردند؛ ولی دیگر نمیتوانستند تشخیص دهند که خوک کدام است و آدم کدام.
مهندس
۳۱
همین مزرعهٔ خودمان بهتنهایی میتواند زندگی یکدوجین اسب و بیست گاو و صدها گوسفند را تأمین کند؛ و همهٔ آنها هم چنان زندگی آسوده و مرفهی داشته باشند که الان حتی به خواب هم نمیبینیم. پس چرا همچنان در این شرایط نکبتبار زندگی میکنیم؟ به این دلیل که تقریبآ همهٔ دسترنجمان را انسانها به غارت میبرند. رفقا، راهحل همهٔ مشکلات ما همین است. همهاش در یک کلمه خلاصه میشود ــ انسان. انسان تنها دشمن واقعی ماست. انسان را از صحنهٔ روزگار محو کنید، ریشهٔ گرسنگی و بیگاری تا ابد خشکانده میشود.
انسان تنها موجودیست که مصرف میکند بیآنکه تولید کند. انسان شیر نمیدهد، تخم نمیگذارد، قدرت کشیدن گاوآهن را ندارد، سرعتش آنقدر نیست که بتواند خرگوش بگیرد. با وجود این، انسان اشرف مخلوقات است
الهام بانوو
۳۰
گرسنگی و مشقت و ناامیدی، به گفتهٔ بنجامین، قانون تغییرناپذیر زندگی بود.
کاربر ۲۲۶۵۲۴۱
۲۵
به دلایلی به نظر میآمد مزرعه ثروتمندتر شده است، بیآنکه خود حیوانات را ذرهای ثروتمند کرده باشد ــ البته بهاستثنای خوکها و سگها.
Bahareh
۲۰
من آموختم که شعارهای تبلیغاتی حاکمیتی خودکامه با چه سهولتی میتواند هدایت افکار روشنفکرانِ کشورهای دموکراتیک را در دست بگیرد.
ponyo
۱۹
هیچچیز نبود که بتوانند زندگی کنونی خود را با آن مقایسه کنند؛ هیچچیزی در دست نداشتند، جز آمار و ارقام اسکوئیلر، که بدون استثنا نشان میداد همهچیز دارد روزبهروز بهتر و بهتر میشود.
Bahareh
۱۸
رفتهرفته معمول شد که هر دستاورد پیروزمندانه و هر یاری بخت مساعد را به ناپلئون نسبت بدهند. بسیار پیش میآمد که مرغی به مرغ دیگر میگفت: «تحت رهبری پیشوای ما، رفیق ناپلئون، من ظرف شش روز پنج تخم گذاشتهام.» یا اینکه دو گاو، همینطور که خوشخوشک از برکه آب میخوردند، ذوقزده میگفتند: «به برکت رهبری رفیق ناپلئون، این آب چه مزهٔ گوارایی دارد!»
A. Moghaddas
۸
به کمک این سرودها، راهپیماییها، اعداد و ارقام اسکوئیلر، شلیک پرطنین تفنگ، قوقولیقوقوی جوجهخروس و به اهتزازدرآمدن بیرق مزرعه، آنها میتوانستند، دستکم تا مدت کوتاهی، فراموش کنند که شکمشان خالی است.
Mahboob
۶
اصلا گوش به حرف کسانی ندهید که میگویند انسان و حیوان منافع مشترکی دارند، یا پیشرفت این به پیشرفت آن منجر میشود. اینها همهاش دروغ است. انسان جز منافع خودش به منفعت هیچ موجود دیگری فکر نمیکند.
کاربر ۴۱۶۲۳۰۱
۶
به دلایلی به نظر میآمد مزرعه ثروتمندتر شده است، بیآنکه خود حیوانات را ذرهای ثروتمند کرده باشد ــ البته بهاستثنای خوکها و سگها.
An ordinary man
۵
حیوانات از پنجره به خوکها و بعد به آدمها، و از آدمها به خوکها، و دوباره از خوکها به آدمها نگاه میکردند؛ ولی دیگر نمیتوانستند تشخیص دهند که خوک کدام است و آدم کدام.
mirzayi
۵
کارشان به دوره وزمانهای کشیده بود که هیچکس جرئت نمیکرد عقیدهاش را بر زبان بیاورد
کاربر ۴۱۶۲۳۰۱
۵
همهٔ حیوانات با هم برابرند
ولی بعضی حیوانات از بقیه برابرترند.
Parsa_Mehrabi
۵
خداوند برای دورکردن مگسها دُمی به او بخشیده است، ولی کاش اصلا نه دُمی در کار بود و نه مگسی
امیررضا فخاریان
۴
ناپلئون دستور داده بود که میبایست هفتهای یکبار مراسمی موسوم به «تظاهراً ت خودجوش» برگزار شود، با این هدف که مبارزهها و پیروزیهای «مزرعهٔ حیوانات» مورد تجلیل قرار گیرد.
الهام بانوو
۴
پیام من به شما این است، رفقا: قیام! البته من نمیدانم این قیام کی اتفاق میافتد، یک هفتهٔ دیگر یا صد سال دیگر، ولی این را میدانم، به همان وضوح که این کاه را زیر پای خودم میبینم، که دیر یا زود حقمان را میگیریم. رفقا، در مدت کوتاهی که از عمرتان باقی مانده، از این هدف یک لحظه هم چشم برندارید! و از همه مهمتر، پیام مرا به گوش همهٔ کسانی که بعد از شما به دنیا میآیند برسانید، تا نسلهای بعد هم آنقدر به این مبارزه ادامه دهند تا پیروز شوند.
کاربر ۴۱۶۲۳۰۱
۴
حیوانات از پنجره به خوکها و بعد به آدمها، و از آدمها به خوکها، و دوباره از خوکها به آدمها نگاه میکردند؛ ولی دیگر نمیتوانستند تشخیص دهند که خوک کدام است و آدم کدام.
یَلدا🌱
۴
آیا به نظرتان مثل روز روشن نیست که همهٔ بدبختیهای زندگی ما زیر سر این انسانهای مستبد است؟ فقط کافیست از شرّ اینها خلاص شویم، آنوقت حاصل دسترنجمان مال خودمان میشود. یکشبه میتوانیم آزاد و ثروتمند شویم.
یَلدا🌱
۴
حالا تکلیف ما چیست؟ خب، شب و روز باید با تمام قوا مبارزه کنیم تا نژاد بشر سرنگون شود! پیام من به شما این است، رفقا: قیام! البته من نمیدانم این قیام کی اتفاق میافتد، یک هفتهٔ دیگر یا صد سال دیگر، ولی این را میدانم، به همان وضوح که این کاه را زیر پای خودم میبینم، که دیر یا زود حقمان را میگیریم.
ZinBook
۳
دوازده صدا داشتند با عصبانیت فریاد میکشیدند و همهٔ آنها شبیه یکدیگر بودند. حالا دیگر کاملا واضح بود که چهرهٔ خوکها چه تغییری کرده است. حیوانات از پنجره به خوکها و بعد به آدمها، و از آدمها به خوکها، و دوباره از خوکها به آدمها نگاه میکردند؛ ولی دیگر نمیتوانستند تشخیص دهند که خوک کدام است و آدم کدام.
الهام بانوو
۳
انسان تنها موجودیست که مصرف میکند بیآنکه تولید کند. انسان شیر نمیدهد، تخم نمیگذارد، قدرت کشیدن گاوآهن را ندارد، سرعتش آنقدر نیست که بتواند خرگوش بگیرد. با وجود این، انسان اشرف مخلوقات است. اوست که حیوانات را به کار وامیدارد، اوست که درازای این کار فقط قوت ناچیزی به آنها میدهد تا از گرسنگی نمیرند و مابقی را هم خودش تصاحب میکند. ما هستیم که زمین را شخم میزنیم و پِهِنِ ماست که زمین را حاصلخیز میکند. با وجود این، هیچکداممان آه در بساط نداریم.
mirzayi
۳
به خاطر شماست که این شیرها و سیبها را میخوریم. میدانید اگر ما خوکها نتوانیم کارمان را درست انجام دهیم، چه اتفاقی میافتد؟ جونز دوباره برمیگردد! بله، جونز دوباره برمیگردد!» اسکوئیلر از اینطرف به آنطرف پرید و دُمش را تکان داد و کمابیش ملتمسانه فریاد زد: «مطمئنآ، رفقا، مطمئنآ میان شما هیچکس نیست که بخواهد جونز دوباره برگردد، درست نمیگویم؟»
راستش اگر تنها یک نکته بود که حیوانات کاملا از آن اطمینان داشتند، همین بود که نمیخواستند جونز برگردد. بنابراین وقتی مطلب از این زاویه برایشان مطرح شد، دیگر جای چون وچرا باقی نماند.
اَرغَوان
۳
گهگاه حیوانات سالخوردهتر در خاطرات مبهم خود کندوکاو میکردند و میکوشیدند بفهمند که در روزهای اولیهٔ «قیام»، که جونز را تازه بیرون کرده بودند، حال وروزشان بهتر از حالا بود یا بدتر.
ðąŋïəł
۳
حالا دیگر کاملا واضح بود که چهرهٔ خوکها چه تغییری کرده است. حیوانات از پنجره به خوکها و بعد به آدمها، و از آدمها به خوکها، و دوباره از خوکها به آدمها نگاه میکردند؛ ولی دیگر نمیتوانستند تشخیص دهند که خوک کدام است و آدم کدام.
کاربر ۴۱۶۲۳۰۱
۳
هیچ حیوانی در انگلستان آزاد نیست. زندگی همهٔ حیوانات در بدبختی و بردگی میگذرد؛ این است حقیقتِ رک و پوستکنده.
A. Moghaddas
۳
ناپلئون دستور داده بود که میبایست هفتهای یکبار مراسمی موسوم به «تظاهراً ت خودجوش» برگزار شود، با این هدف که مبارزهها و پیروزیهای «مزرعهٔ حیوانات» مورد تجلیل قرار گیرد.
Erf_
۳
استدلالشان هم این بود که زندگی کنونیشان در مشقت و گرسنگی میگذرد، بنابراین مگر حقیقت و عدالت حکم نمیکند که در جای دیگری دنیای بهتری وجود داشته باشد؟
