
بریدههایی از کتاب مزرعهی حیوانات
۴٫۴
(۲۳۱)
همهٔ حیوانات با هم برابرند
ولی بعضی حیوانات از بقیه برابرترند.
Ben.Ali
دیگر عادتشان شده بود که هروقت یک جای کاری خراب میشد، آن را تقصیر اسنوبال بیندازند.
این دیگه کیه؟!؟
اصلا گوش به حرف کسانی ندهید که میگویند انسان و حیوان منافع مشترکی دارند، یا پیشرفت این به پیشرفت آن منجر میشود. اینها همهاش دروغ است. انسان جز منافع خودش به منفعت هیچ موجود دیگری فکر نمیکند. پس بگذارید میان ما حیوانات اتحاد کامل برقرار شود و در این مبارزه پشت هم باشیم. همهٔ انسانها دشمن ما هستند. همهٔ حیوانات رفیق ما هستند.»
مهندس
دوازده صدا داشتند با عصبانیت فریاد میکشیدند و همهٔ آنها شبیه یکدیگر بودند. حالا دیگر کاملا واضح بود که چهرهٔ خوکها چه تغییری کرده است. حیوانات از پنجره به خوکها و بعد به آدمها، و از آدمها به خوکها، و دوباره از خوکها به آدمها نگاه میکردند؛ ولی دیگر نمیتوانستند تشخیص دهند که خوک کدام است و آدم کدام.
کاربر ۱۵۵۹۴۶۰
همین مزرعهٔ خودمان بهتنهایی میتواند زندگی یکدوجین اسب و بیست گاو و صدها گوسفند را تأمین کند؛ و همهٔ آنها هم چنان زندگی آسوده و مرفهی داشته باشند که الان حتی به خواب هم نمیبینیم. پس چرا همچنان در این شرایط نکبتبار زندگی میکنیم؟ به این دلیل که تقریبآ همهٔ دسترنجمان را انسانها به غارت میبرند. رفقا، راهحل همهٔ مشکلات ما همین است. همهاش در یک کلمه خلاصه میشود ــ انسان. انسان تنها دشمن واقعی ماست. انسان را از صحنهٔ روزگار محو کنید، ریشهٔ گرسنگی و بیگاری تا ابد خشکانده میشود.
انسان تنها موجودیست که مصرف میکند بیآنکه تولید کند. انسان شیر نمیدهد، تخم نمیگذارد، قدرت کشیدن گاوآهن را ندارد، سرعتش آنقدر نیست که بتواند خرگوش بگیرد. با وجود این، انسان اشرف مخلوقات است
مهندس
گرسنگی و مشقت و ناامیدی، به گفتهٔ بنجامین، قانون تغییرناپذیر زندگی بود.
الهام بانوو
به دلایلی به نظر میآمد مزرعه ثروتمندتر شده است، بیآنکه خود حیوانات را ذرهای ثروتمند کرده باشد ــ البته بهاستثنای خوکها و سگها.
کاربر ۲۲۶۵۲۴۱
من آموختم که شعارهای تبلیغاتی حاکمیتی خودکامه با چه سهولتی میتواند هدایت افکار روشنفکرانِ کشورهای دموکراتیک را در دست بگیرد.
Bahareh
هیچچیز نبود که بتوانند زندگی کنونی خود را با آن مقایسه کنند؛ هیچچیزی در دست نداشتند، جز آمار و ارقام اسکوئیلر، که بدون استثنا نشان میداد همهچیز دارد روزبهروز بهتر و بهتر میشود.
ponyo
رفتهرفته معمول شد که هر دستاورد پیروزمندانه و هر یاری بخت مساعد را به ناپلئون نسبت بدهند. بسیار پیش میآمد که مرغی به مرغ دیگر میگفت: «تحت رهبری پیشوای ما، رفیق ناپلئون، من ظرف شش روز پنج تخم گذاشتهام.» یا اینکه دو گاو، همینطور که خوشخوشک از برکه آب میخوردند، ذوقزده میگفتند: «به برکت رهبری رفیق ناپلئون، این آب چه مزهٔ گوارایی دارد!»
Bahareh
به کمک این سرودها، راهپیماییها، اعداد و ارقام اسکوئیلر، شلیک پرطنین تفنگ، قوقولیقوقوی جوجهخروس و به اهتزازدرآمدن بیرق مزرعه، آنها میتوانستند، دستکم تا مدت کوتاهی، فراموش کنند که شکمشان خالی است.
A. Moghaddas
اصلا گوش به حرف کسانی ندهید که میگویند انسان و حیوان منافع مشترکی دارند، یا پیشرفت این به پیشرفت آن منجر میشود. اینها همهاش دروغ است. انسان جز منافع خودش به منفعت هیچ موجود دیگری فکر نمیکند.
محبوب
به دلایلی به نظر میآمد مزرعه ثروتمندتر شده است، بیآنکه خود حیوانات را ذرهای ثروتمند کرده باشد ــ البته بهاستثنای خوکها و سگها.
کاربر ۴۱۶۲۳۰۱
حیوانات از پنجره به خوکها و بعد به آدمها، و از آدمها به خوکها، و دوباره از خوکها به آدمها نگاه میکردند؛ ولی دیگر نمیتوانستند تشخیص دهند که خوک کدام است و آدم کدام.
An ordinary man
ناپلئون دستور داده بود که میبایست هفتهای یکبار مراسمی موسوم به «تظاهراً ت خودجوش» برگزار شود، با این هدف که مبارزهها و پیروزیهای «مزرعهٔ حیوانات» مورد تجلیل قرار گیرد.
امیررضا فخاریان
کارشان به دوره وزمانهای کشیده بود که هیچکس جرئت نمیکرد عقیدهاش را بر زبان بیاورد
mirzayi
همهٔ حیوانات با هم برابرند
ولی بعضی حیوانات از بقیه برابرترند.
کاربر ۴۱۶۲۳۰۱
دوازده صدا داشتند با عصبانیت فریاد میکشیدند و همهٔ آنها شبیه یکدیگر بودند. حالا دیگر کاملا واضح بود که چهرهٔ خوکها چه تغییری کرده است. حیوانات از پنجره به خوکها و بعد به آدمها، و از آدمها به خوکها، و دوباره از خوکها به آدمها نگاه میکردند؛ ولی دیگر نمیتوانستند تشخیص دهند که خوک کدام است و آدم کدام.
ZinBook
پیام من به شما این است، رفقا: قیام! البته من نمیدانم این قیام کی اتفاق میافتد، یک هفتهٔ دیگر یا صد سال دیگر، ولی این را میدانم، به همان وضوح که این کاه را زیر پای خودم میبینم، که دیر یا زود حقمان را میگیریم. رفقا، در مدت کوتاهی که از عمرتان باقی مانده، از این هدف یک لحظه هم چشم برندارید! و از همه مهمتر، پیام مرا به گوش همهٔ کسانی که بعد از شما به دنیا میآیند برسانید، تا نسلهای بعد هم آنقدر به این مبارزه ادامه دهند تا پیروز شوند.
الهام بانوو
به خاطر شماست که این شیرها و سیبها را میخوریم. میدانید اگر ما خوکها نتوانیم کارمان را درست انجام دهیم، چه اتفاقی میافتد؟ جونز دوباره برمیگردد! بله، جونز دوباره برمیگردد!» اسکوئیلر از اینطرف به آنطرف پرید و دُمش را تکان داد و کمابیش ملتمسانه فریاد زد: «مطمئنآ، رفقا، مطمئنآ میان شما هیچکس نیست که بخواهد جونز دوباره برگردد، درست نمیگویم؟»
راستش اگر تنها یک نکته بود که حیوانات کاملا از آن اطمینان داشتند، همین بود که نمیخواستند جونز برگردد. بنابراین وقتی مطلب از این زاویه برایشان مطرح شد، دیگر جای چون وچرا باقی نماند.
mirzayi
ناپلئون دستور داده بود که میبایست هفتهای یکبار مراسمی موسوم به «تظاهراً ت خودجوش» برگزار شود، با این هدف که مبارزهها و پیروزیهای «مزرعهٔ حیوانات» مورد تجلیل قرار گیرد.
A. Moghaddas
حیوانات از پنجره به خوکها و بعد به آدمها، و از آدمها به خوکها، و دوباره از خوکها به آدمها نگاه میکردند؛ ولی دیگر نمیتوانستند تشخیص دهند که خوک کدام است و آدم کدام.
کاربر ۴۱۶۲۳۰۱
خداوند برای دورکردن مگسها دُمی به او بخشیده است، ولی کاش اصلا نه دُمی در کار بود و نه مگسی
Parsa_Mehrabi
آیا به نظرتان مثل روز روشن نیست که همهٔ بدبختیهای زندگی ما زیر سر این انسانهای مستبد است؟ فقط کافیست از شرّ اینها خلاص شویم، آنوقت حاصل دسترنجمان مال خودمان میشود. یکشبه میتوانیم آزاد و ثروتمند شویم.
یَلدا🌱
حالا تکلیف ما چیست؟ خب، شب و روز باید با تمام قوا مبارزه کنیم تا نژاد بشر سرنگون شود! پیام من به شما این است، رفقا: قیام! البته من نمیدانم این قیام کی اتفاق میافتد، یک هفتهٔ دیگر یا صد سال دیگر، ولی این را میدانم، به همان وضوح که این کاه را زیر پای خودم میبینم، که دیر یا زود حقمان را میگیریم.
یَلدا🌱
انسان تنها موجودیست که مصرف میکند بیآنکه تولید کند. انسان شیر نمیدهد، تخم نمیگذارد، قدرت کشیدن گاوآهن را ندارد، سرعتش آنقدر نیست که بتواند خرگوش بگیرد. با وجود این، انسان اشرف مخلوقات است. اوست که حیوانات را به کار وامیدارد، اوست که درازای این کار فقط قوت ناچیزی به آنها میدهد تا از گرسنگی نمیرند و مابقی را هم خودش تصاحب میکند. ما هستیم که زمین را شخم میزنیم و پِهِنِ ماست که زمین را حاصلخیز میکند. با وجود این، هیچکداممان آه در بساط نداریم.
الهام بانوو
از آن پس، علاوه بر شعار «بیشتر کار میکنمِ» شخصیاش، این سخن حکیمانه را هم سرلوحهٔ زندگی خود قرار داد: «همیشه حق با ناپلئون است.»
الهام بانوو
گهگاه حیوانات سالخوردهتر در خاطرات مبهم خود کندوکاو میکردند و میکوشیدند بفهمند که در روزهای اولیهٔ «قیام»، که جونز را تازه بیرون کرده بودند، حال وروزشان بهتر از حالا بود یا بدتر.
اَرغَوان
اسکوئیلر در سخنرانیهای خود با اشکهایی که از گونههایش روان بود از خردمندی ناپلئون میگفت، و از صفای باطن و عشق عمیقی که به همهٔ حیوانات در چهارگوشهٔ عالم داشت، بخصوص به حیوانات بدبختی که همچنان در جهل و بردگی در مزرعههای دیگر به سر میبردند. رفتهرفته معمول شد که هر دستاورد پیروزمندانه و هر یاری بخت مساعد را به ناپلئون نسبت بدهند.
محمد جواد عربانی
حالا دیگر کاملا واضح بود که چهرهٔ خوکها چه تغییری کرده است. حیوانات از پنجره به خوکها و بعد به آدمها، و از آدمها به خوکها، و دوباره از خوکها به آدمها نگاه میکردند؛ ولی دیگر نمیتوانستند تشخیص دهند که خوک کدام است و آدم کدام.
کاربر ۹۹۶۰۲۴۰
حجم
۱۰۸٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۱۴۷ صفحه
حجم
۱۰۸٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۱۴۷ صفحه
قیمت:
۴۰,۰۰۰
تومان