جملات زیبای کتاب سوء ظن | طاقچه
تصویر جلد کتاب سوء ظن

بریده‌هایی از کتاب سوء ظن

انتشارات:نشر ماهی
امتیاز
۳.۸از ۱۲ رأی
۳٫۸
(۱۲)
آزادی گاهی فاحشه است و گاهی مقدس
مری‌آنژ
گردن‌کلفت‌ها راست‌راست راه می‌روند و آفتابه‌دزدها را می‌اندازند زندان.
AS4438
تو را مجبور کردند برای آن آزادی و عدالت و مزخرفاتی از این دست بجنگی، که در بازارِ سرزمینِ پدری چوب حراج به‌شان می‌زنند. مجبورت کردند از جامعه‌ای دفاع کنی که تو را که می‌خواهی دنبال معنویات باشی نه مادیات، به گدایی می‌اندازد.
AS4438
شاید فکری که داریم، خطا باشد، ولی نباید از فکرکردن واهمه داشته باشیم. اگر افکارمان را با وجدانمان در میان بگذاریم، آن‌وقت می‌توانیم بررسی‌شان کنیم. اگر درست نبودند، فراموششان می‌کنیم.
Alighrv
نظمِ این دنیا دیگر نظمی که باید باشد، نیست. گفت که آن‌قدر از امور سردرمی‌آورد که بداند آدم‌ها همه‌جا مثل هم‌اند. چه آنها که یکشنبه‌ها به ایاصوفیه می‌روند و چه آنها که به کلیسای جامع برن. گردن‌کلفت‌ها راست‌راست راه می‌روند و آفتابه‌دزدها را می‌اندازند زندان. گفت خدا خودش می‌داند، چه جنایت‌هایی که اصلا توجه کسی را جلب نمی‌کنند، چون شیک وپیک‌تر از آن قتل‌هایی‌اند که به چشم می‌آیند، و تازه روزنامه‌ها هم درباره‌شان خبر می‌دهند. ولی اگر دقت کنیم و قوهٔ تخیل داشته باشیم، هر دو گروه از یک قماش‌اند.
Alighrv
نظمِ این دنیا دیگر نظمی که باید باشد، نیست.
AS4438
سوءظن چیز وحشتناکی است و حاصل وسوسه‌های شیطانی. «هیچ‌چیز اندازهٔ سوءظن، آدم را خراب نمی‌کند. خودم دقیقآ می‌دانم و خیلی‌وقت‌ها هم به شغلم لعنت می‌فرستم. آدم نباید خودش را گرفتار سوءظن بکند.
hamid
بنابراین باید هروقت به کثافتی و به لکه‌ای برمی‌خوریم، برویم سراغ آب و جارو ــ حتی اگر شد، مثل هرکول که اصطبل اوکیاس را تمیز کرد ــ بین ده خوان هرکول، این یکی را بیش‌تر دوست دارم ــ ولی این‌که فورآ تمام خانه را نیست و نابود کنیم، نه معنی دارد و نه عاقلانه است. خیلی مشکل است که در این دنیای از پای‌بست ویران، خانهٔ تازه‌ای بنا کرد. یک نسل بیش‌تر طول می‌کشد و تازه وقتی هم ساخته شد، چیزی بهتر از اولی نیست.
hamid
گفت دنیا به خاطر همین اهمال‌کاری‌ها خراب شده و کم مانده به درک واصل بشود، و این خطری است به‌مراتب بزرگ‌تر از استالین و تمام همپالکی‌هایش.
Alighrv
یهودی گفت: «بیا ودکا بخوریم. تأثیرش بی‌بروبرگرد است. نباید ازش غافل شد، وگرنه در این سیاره‌ای که پروردگار هم فراموشش کرده، آخرین رؤیاهای شیرینمان را هم از دست می‌دهیم.» بعد هم گیلاس‌ها را پر کرد و با صدای بلند گفت: «زنده باد انسان!» گیلاسی بالا انداخت و ادامه داد: «ولی چه‌طوری؟ بعضی‌وقت‌ها مشکل همین‌جاست.»
nazaninoman
وظیفهٔ جرم‌شناسی تردید در واقعیت‌هاست.
Alighrv
امکان و احتماً ل دو مقولهٔ جدا از هم‌اند. امکان حتماً نباید محتمل باشد.
Alighrv
امروز مبارزهٔ ما علیه غول‌های خطرناک است. علیه جانورهایی که در خشونت و وحشیگری حد و مرزی نمی‌شناسند. علیه دایناسورهایی که روز ازل در سرشان مغز یک گنجشک را جا دادند: درنده‌هایی که نه در افسانه‌ها زندگی می‌کنند و نه در تخیلات ما، بلکه واقعیت دارند. به‌هرحال وظیفهٔ ماست که با هرچه که ضدانسان و ضدبشر است، به هر شکل و تحت هر شرایط مبارزه کنیم. مسئلهٔ مهم این است که چه‌طور مبارزه کنیم و در این مبارزه کمی هم از شعورمان مایه بگذاریم. مبارزه علیه خباثت نباید مثل بازی با آتش باشد.
Alighrv
از قدیم الایام، مبارزه با حماقت و خودپسندی آدم‌ها، پرهزینه و مشکل بود، و فقر و تحقیر به همراه داشت؛ ولی مبارزهٔ مقدسی است که باید با حرمت و احترام دنبال بشود، نه با آه و ناله.
Alighrv
مهم این است که آدم بتواند حقیقت را بگوید و برایش مبارزه کند، نه این‌که حقیقت را به مسخره بکشد.
Alighrv
آزادی یعنی شهامت انجام جنایت، چون آزادی خودش یک جنایت است.
Alighrv
من این جسارت را دارم که خودم باشم، نه چیز دیگر؛ من تسلیم چیزی شدم که حس آزادی به من می‌داد
Alighrv
ما که تک وتنها نمی‌توانیم دنیا را نجات بدهیم. این کار به همان بیهودگی کار سیزیف خواهد بود. این دنیا نه دست ماست، نه دست قدرتمندها، نه دست یک ملت و نه دست شیطان که قدرتمندترین است. بلکه دست خداست که به‌تنهایی تصمیم می‌گیرد. ما هرکدام به‌تنهایی می‌توانیم کمک کنیم، نه جمعی. حد و حدود گالیور بینوای یهودی، حدوحدود همهٔ آدم‌هاست. ما نباید سعی کنیم دنیا را نجات بدهیم، بلکه باید سعی کنیم تا نگه‌اش داریم. این تنها ماجراجویی واقعی است که در این آخرالزمان برایمان مانده است.
Alighrv

حجم

۱۲۴٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۵

تعداد صفحه‌ها

۱۶۶ صفحه

حجم

۱۲۴٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۵

تعداد صفحه‌ها

۱۶۶ صفحه

قیمت:
۴۰,۰۰۰
تومان