میدانید که سرایدارها معمولاً دقیقترین و موثّقترین اطلاعات را دارند و گاهی با همان سادگی و به زعم ما کمسوادی چیزهایی میگویند که مثل یک فیلسوف و تحلیلگر لُبِّ مطلب را میرساند. وقتی سیامک رفت تا وسایل شخصی خودش را در شرکت جمع کند، سرایدار را صدا زد تا کلید اتاق را از سیامک تحویل بگیرد، گفت: «نمیفهمم اینجا چه خبر است، آقای مهندس! آنکه باید برود، میماند؛ آنکه باید بماند، میرود!»