
کتاب شکلات تلخ
پدیدآورندگان:
هما پوراصفهانیانتشارات:
انتشارات سخن٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
pz
۱۱۱
ای کاش همه مادر و پدرها یاد میگرفتند از همان زمان که بچهدار شدند بچهاشان را زیر نظر روانشناس بزرگ کنند تا کمتر بیمار تحویل جامعه بدهند. بچه مگر چهقدر میتواند تاوان عقدهها و مشکلات و ندانستنهای والدین را پس بدهد!
کاربر ۱۲۳۱۸۰۲
۶۴
چهقدر شهر زیباتر میشد اگر مردم یاد میگرفتند عشق خودشان را به همدیگر نشان بدهند، بدون ترس... بدون خجالت... بدون فکر کردن به اینکه مردم چه میگویند!
Mahboob
۵۵
ــ شکلات تلخ کنار اسپرسو میچسبه. در صورتی که پشت سرش یه نخ هم سیگار شکلاتی بکشی، سرطان هم گرفتی دیگه اهمیتی نداره.
Sama
۵۰
سعی کن حتی اگر تلخی، تلخیات مانند شکلات بر جانها خوش بنشنید و همه اطرافیانت طرفدار تلخیات باشند. تلخیات بشود آرام جانها. شیرینیات را در پشت تلخیات پنهان کن. مهربانی و عشق نقطه ضعف است. همیشه حواست را به نقطه ضعفهایت جمع کن. دشمن در کمین تو است.
Gloria
۴۶
معتقدم آدم اول باید همسرشو دوست داشته باشه تا بتونه بچهای رو که به دنیا میآد توی آرامش بزرگ کنه. وگرنه آوردن بچه بین یه عالمه تنش گناه کبیرهس!
a_sahar_n
۳۵
ثانیهها میگذرند و جای خود را به دقایق میدهند. دقایق میگذرند و جای خود را به ساعتها میدهند، ساعتها روز میشوند، روزها ماه میشوند و ماهها سال... به همین سرعت چشم به هم بزنی یک سال از عمرت گذشته و این خودت هستی که تعیین میکنی یک سال پر بار را سپری کنی یا یک سالی که چیزی جز ثانیه و دقیقه و ساعت و ماه نداشته باشد.
a_sahar_n
۳۲
دل زبان نفهم است ولی عقل باید یاد بگیرد او را سر جایش بنشاند. اگر همیشه به خاطر دل به راحتی از خطاها بگذریم کم کم عقل خودش را کنار میکشد و همهٔ تصمیمات زندگی احمقانه میشود.
عرف
۲۵
همین مهم نبودنها باعث شد بتوانم تا این حد در هر چیزی که برایم مهم بود پیشرفت کنم.
pz
۲۵
ــ زندگی یک چمدان است که میآوریش
بار و بندیل سبک میکنی و میبریش
خودکشی، مرگ قشنگی که به آن دل بستم
دست کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم
گاه و بیگاه پُر از پنجرههای خطرم
به سَرم میزند این مرتبه حتما بپرم
گاه و بیگاه شقیقه ست و تفنگی که منم
قرص ماهی که تو باشی و پلنگی که منم
چمدان دست تو و ترس به چشمان من است
این غمانگیزترین حالت غمگین شدن است
pz
۲۲
معتقدم آدم اول باید همسرشو دوست داشته باشه تا بتونه بچهای رو که به دنیا میآد توی آرامش بزرگ کنه. وگرنه آوردن بچه بین یه عالمه تنش گناه کبیرهس!
ARASTEH
۱۳
من فقط یک روزهایی نیاز داشتم یکی باشد... یکی باشد که من را بفهمد. دردم را بفهمد. آرامم کند. با فهمیدنش آرامم کند. هیچوقت نداشتم چنین شخصی را...
ARASTEH
۱۱
با کسی بمون که دوستت داره، نه با کسی که دوستش داری.
sevda
۷
آدم عاشق میتواند همان کاری را بکند که دلش میخواهد. چرا جلوی خودش را بگیرد؟ هر وقت دلش خواست همسرش را ببوسد. هر وقت دلش خواست در آغوشش بگیرد. هر وقت دلش خواست برایش ناز کند. هر وقت دلش خواست غذا هم در دهانش بگذارد. چه میشود مگر؟ چهقدر شهر زیباتر میشد اگر مردم یاد میگرفتند عشق خودشان را به همدیگر نشان بدهند، بدون ترس... بدون خجالت... بدون فکر کردن به اینکه مردم چه میگویند!
نیکو
۷
چهقدر دلم برای هیاهوی شهرم تنگ شده بود.
شقایق خیری
۷
نه فریال زیاد نیست. حرفهای تو خیلی سر نخها به من داد. بهت میگم تا خودتم بدونی. بعد از تو حتما باید با پدر و مادرتم صحبت کنم و یه بارم اینا رو برای اونا بگم حتما. ببین دخترم دوران کودکی و نوجوونی حساسترین سنین برای انسانهاست. تو هر دوی این سنها رو با درد سپری کردی. با کم توجهای و بیمهری از جانب والدین. با درد حقارت! غرورت رو شکستن. اعتماد به نفست رو گرفتن.
از طرفی تو رو گرفتن توی مشتشون و هی فشار دادن. هی فشار دادن و فکر کردن دارن به بهت لطف میکنن و از بدیها دور نگهت میدارن. غافل از اینکه بدتر دارن تو رو هول میدن سمت بدیها. اشتباه اکثر پدر و مادرها همینه. فکر میکنن هر چی بیشتر کنترل کنن و گیر بدن آینده فرزندشون درخشانتر میشه. در حالی که بهترین و مؤثرترین چیز برای داشتن یه فرزند سالم اینه که بتونی باهاش دوست باشی. بتونی رفیقش باشی نه مادرش؛ نه پدرش! اشکال از تو نیست فریال. اونا تو رو توی این مسیر هول دادن.
تو با اولین شخصی که همهجوره بهت محبت کرده اونم بی چشمداشت عشق رو تجربه کردی. این طبیعیه عزیزم.
FATEMEH
۷
ــ چمدان دست تو و ترس به چشمان من است
این غمانگیزترین حالت غمگین شدن است
قبل رفتن دو سه خط فحش بده، داد بکش
هی تکانم بده، نفرین کن و فریاد بکش
قبل رفتن بگذار از تهِ دل آه شوم
طوری از ریشه بکش ارّه که کوتاه شوم
zahra.bah
۶
اتفاقات خاصی درونم در حال رخ دادن بود. این را با تمام وجودم حس میکردم. از این حسها به شدت واهمه داشتم اما جلوگیری از آن کار من نبود. مگر کسی هم بود که بتواند جلوی عشق را بگیرد؟
FATEMEH
۶
ــ همه شهر مهیاست مبادا که تو را
آتش معرکه بالاست مبادا که تو را
این جماعت همه گرگند مبادا که تو را
پی یک شام بزرگند مبادا که تو را
دانه و دام زیاد است مبادا که تو را
مرد بد نام زیاد است مبادا که تو را
پشت دیوار نشستهاند مبادا که تو را
نا نجیبان همه هستند مبادا که تو را
تا مبادا که تو را باز مبادا که تو را
پرده بر پنجره انداز مبادا که تو را
ARASTEH
۶
هر چی که بینتونه چه رابطه چه هر چی، نیاز به یه ذره گذشت و درک متقابل داره تا زندگیتون تبدیل به جهنم نشه.
najmeh_ri
۶
به خودم آمدم انگار تویی در من بود
این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود
mohammad@samet60
۶
شاید به نظرت دیوونگی باشه، ولی خیلی وقتا که دنبال یه گوش شنوا میگشتم تا باهاش درد دل کنم، میاومدم لب کارون و مینشستم اینقدر حرف میزدم تا خالی خالی بشم و بعد میرفتم خونه. این رود همهٔ رازهای منو میدونه. برام بهترین دوسته،
mohammad@samet60
۶
اشتباه اکثر پدر و مادرها همینه. فکر میکنن هر چی بیشتر کنترل کنن و گیر بدن آینده فرزندشون درخشانتر میشه. در حالی که بهترین و مؤثرترین چیز برای داشتن یه فرزند سالم اینه که بتونی باهاش دوست باشی. بتونی رفیقش باشی نه مادرش؛ نه پدرش!
ARASTEH
۵
همه دردها بین قفل بازوها دوا نمیشود. گاهی دردها هیچوقت دوا نمیشوند؛ اما با حرف زدن فقط کمی تسکین پیدا میکنند.
Anisa
۵
ــ سیگار شکلاتی، سیگار رو ترک کن، منم شکلات رو کنار میذارم... شکلات تلخ!
mohammad@samet60
۵
اهواز ما هم یه روز هوا داره ده روز هوا نداره. اصل قضیه اینه که کسی هواشو نداره!
کاربر ۱۵۴۵۰۰۱
۴
شکلات تلخ کنار اسپرسو میچسبه. در صورتی که پشت سرش یه نخ هم سیگار شکلاتی بکشی، سرطان هم گرفتی دیگه اهمیتی نداره.
باغبان 🤗🌱
۴
ای کاش همه مادر و پدرها یاد میگرفتند از همان زمان که بچهدار شدند بچهاشان را زیر نظر روانشناس بزرگ کنند تا کمتر بیمار تحویل جامعه بدهند. بچه مگر چهقدر میتواند تاوان عقدهها و مشکلات و ندانستنهای والدین را پس بدهد!
ARASTEH
۴
عشق من به اردلان، عشق و دوست داشتنی سرسری نبود که در عرض یکی دو هفته فراموش شود. ریشه در جانم داشت و حالا که از دستش داده بودم ذره ذره داشت جانم را میگرفت.
FATEMEH
۳
ــ جانا سخن از زبان ما میگویی.
کاربر ۱۴۸۶۴۳۲
۳
ناراحت بودی از اینکه چرا هیچکس تولدتو یادش نبوده. حساب من با بقیه جداست فریال. تا وقتی که توی زندگی هم هستیم تو میتونی هر گونه توقعی از من داشته باشی و منم وظیفمه انجام بدم، چون حتی اگه فقط به اسم هم باشه الان همسرت هستم. اما در مورد بقیه... به هیچ عنوان به روی کسی نیار که چرا بهت تبریک نگفتن. تو نیازی به تبریک کسی نداری. با گله کردن ازشون خودتو کوچیک نکن. بذار اگه هم یه روز متوجه خطاشون شدن یادشون بیاد که تو اصلا برات مهم نبوده. اونوقت کسی که شرمنده میشه و خودشو کوچیک میبینه اونا هستن. البته منظورم خونوادهت نیست. بیشتر در مورد دوستات اینو میگم. بذار به این نتیجه برسن که اینقدر بیاهمیت بودن که تو حتی از دستشون ناراحتم نشدی. با توقع داشتن از بقیه و به زبون آوردن این توقعات فقط خودتو پایین میآری. بزرگ باش، بالا باش، از کسی توقع هیچی رو نداشته باش، اما هر وقت تونستی برای کسی کاری بکنی، بکن. نه اونقدر زیاد که احمق جلوه کنی، نه اونقدر کم که به نظر آدم بیتوجه و بیمعرفتی بیای.
