جملات زیبای کتاب فقط برای تفریح | طاقچه
تصویر جلد کتاب فقط برای تفریح
off

کتاب فقط برای تفریح

داستان یک انقلاب اتفاقی

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۳۳ رأی)
محسن
۲۰
پول دیگر اصلی‌ترین انگیزه افراد نیست. ثابت شده که افراد وقتی بهترین محصول را تولید می‌کنند که انگیزه آن‌ها شور و اشتیاق به کار باشد؛ یعنی وقتی که کار برایشان تفریح باشد.
محسن
۱۳
می‌بینم. فرض کنید کسی هست که روزی ۵۰ دلار درآمد دارد. آیا انتظار دارید این آدم ۲۵۰ دلار پول یک نرم‌افزار را بدهد؟‌ به نظر من که اگر از نسخه غیرقانونی استفاده کند و آن ۵۰ دلار را خرج غذا کند، کاری غیراخلاقی نکرده.
محسن
۱۱
خیلی زود یاد گرفتم که بهترین و مفیدترین روش رهبری این است که به افراد اجازه دهیم کارها را به این دلیل که به آن علاقه دارند انجام دهند، نه به این دلیل که من به انجام شدن آن کار علاقه دارم.
hiva
۱۰
حالا رسیده‌ایم به جایی که باید قانون‌های طلایی‌ام را افشا کنم. قانون اول این است: "با دیگران چنان رفتار کن که می‌خواهی آن‌ها با تو رفتار کنند." اگر پیرو این قانون باشید، در هر موقعیت به راحتی خواهید دانست که چه رفتاری بهتر است. قانون دوم این است که: "به خودتان افتخار کنید." و قانون سوم هم اینکه "و از کارها لذت ببرید
محسن
۶
یک بار شخصی به من گفت که از بدو پیدایش بشر، دو سوال همیشه ذهن او را مشغول کرده است. اول: "معنای زندگی چیست؟" و دوم: "با این همه پول خرد که آخر روز در ته جیبم جمع می‌شود چه‌کار کنم؟".
محسن
۵
در فنلاند، مدارس، بچه‌های باهوش یا ضعیف را از یکدیگر جدا نمی‌کنند اما هر مدرسه یک موضوع منحصر به فرد دارد که گذراندن آن الزامی نیست
محسن
۵
برتولت برشت در طول جنگ جهانی دوم مدت کوتاهی را در فنلاند زندگی کرده و در نقل‌قول معروفش، در مورد مشتریان کافه کنار ایستگاه راه‌آهن گفته است که: "به دو زبان ساکت می‌مانند"
پویان
۴
لینوکس مونولیتیک است و می‌پذیرم که میکروکرنل‌ها زیباتر هستند. اگر موضوع بحث این‌قدر حساس نبود، شاید با بخش زیادی از نوشته‌های شما موافقت می‌کردم. از دیدگاه نظریه و زیبایی‌شناسی، لینوکس بازنده میدان است. اگر پروژه کرنل گنو بهار گذشته آماده شده بود، من اصولا زحمت شروع این پروژه را هم به خودم نمی‌دادم: اما واقعیت این است که آماده نبود و هنوز هم نیست. برگ برنده لینوکس، آماده بودن آن است.
آرش مکینیان
۴
فناوری برای بقا به وجود آمد و فقط هم نه برای بقای صرف، بلکه برای بقای راحت‌تر. شما آسیاب‌بادی می‌سازید که آب را از چاه بیرون بیاورد.
محسن
۳
آن روزها هر تازه‌کاری مثل من، می‌توانست کاپوت کامپیوتر را بالا بزند و موتورش را بررسی کند. حالا که کامپیوترها پیچیده‌تر شده‌اند، دیگر هر کسی نمی‌تواند به راحتی کاپوت را بالا بزند و موتور را پیاده و سوار کند و در نتیجه دیگر نمی‌تواند یاد بگیرد که این ماشین‌ها دقیقا چطور کار می‌کنند.
علی
۳
سعی کنید مساله را آن قدر خرد کنید که اصولا دیگر مساله‌ای باقی نماند و ناگهان احساس کنید که مساله خودبه‌خود حل شده است. به شیوه دیگری به مساله نگاه کنید و ناگهان به روشنی خواهید رسید: مشکل اصولا به این دلیل وجود داشت که شما از زاویه اشتباهی به مساله می‌نگریستید.
محسن
۲
بارها سعی کرده‌ام با این تصویر از خودم مبارزه کنم ولی این نوشته‌ها هیچ‌وقت به چاپ نرسیده‌اند. من دوست ندارم چیزی باشم که رسانه‌ها دوست دارند باشم. واقعیت این است که با تصویر آن راهب از خودگذشته مشکل دارم چون بامزه نیست، حوصله‌سربر است و غیرحقیقی است.
محمدرضا
۲
اگر به باهوش‌ترین بچه‌های دور و برتان نگاه کنید، می‌بینید که خیلی از آن‌ها به لینوکس گرایش پیدا کرده‌اند. مطمئنا یکی از دلایل اینکه چرا فلسفه متن‌باز و لینوکس در دانشگاه‌ها پیروان بیشتری دارند، احساسات ضد امر مستقر است (همان احساسی که بخش عمده‌ای از زندگی پدر من را شکل داد). ذهنیت این دانشجویان، نبرد بین شرکت بزرگ و شیطانی مایکروسافت به همراه بیل گیتس-لعنتی-پولدار-حریص علیه عاشقانه‌های-لینوکس-و-نرم‌افزار آزاد-برای-همه به همراه لینوس-توروالدز-خودشکن-قهرمان است. این بچه‌ها بعد از فارغ‌التحصیلی در شرکت‌های تجاری استخدام می‌شوند و عشق به لینوکس را با خود به آنجا می‌برند. رفقایی که جرات کرده‌اند به عمق شرکت مایکروسافت نفوذ کنند، اطلاع داده‌اند که عکس من روی صفحات دارت آنجا نصب شده. تنها حرفی که در این مورد دارم بزنم این است: واقعا مگر ممکن است کسی نتواند دماغ من را هدف قرار دهد؟
آرش مکینیان
۲
متن‌باز بهترین اهرم برای به‌کارگیری نیروهای خارج از سازمان است ولی هنوز برای پاسخ به نیازهای خود سازمان باید افرادی در سازمان شاغل باشند.
hiva
۲
حالا فهرست ما کامل شده: بقا،‌ وضعیت فرد در نظام اجتماع و سرگرمی. این‌ها سه عاملی هستند که باعث می‌شوند ما کارهایی را بکنیم که داریم می‌کنیم.
yahya
۲
این یک تله معمول است، همین که مردم شما را زیادی جدی گرفتند، گرفتار آن می‌شوید.
yahya
۲
پول اصلی‌ترین انگیزه افراد نیست و هنوز هم نظرم را درباره آن جمله عوض نکرده‌ام. ولی لازم است اضافه کنم که به نظر من پول در قبال کار سخت، اصلا پاداش بدی نیست
yahya
۲
مردم از تغییر می‌ترسند و بخشی از این ترس، حاصل ناتوانی در پیش‌بینی نتایج است.
yahya
۲
کتابی که من را به مرحله جدیدی پرتاب کرد، سیستم‌های عامل: طراحی و اجرا نوشته آندرو س. تاننباوم بود.
رابرت
۲
درست نمی‌دانم چطور باید شیفتگی‌ام به برنامه‌نویسی را بیان کنم، ولی به هرحال تلاشم را خواهم کرد. برای کسی که برنامه‌نویسی می‌کند، این کار جذاب‌ترین چیز در دنیاست. بازی‌ای بسیار درگیر کننده‌تر از شطرنج، بازی‌ای که در آن شما قوانین را می‌سازید و بازی‌ای که نتایج چیزهایی هستند که شما تعریفشان کرده‌اید. البته هنوز هم برای افرادی که از بیرون به قضیه نگاه می‌کنند، برنامه‌نویسی حوصله‌سربرترین فعالیت دنیاست.
hiva
۱
راه ماندن و رشد کردن، این است که بهترین محصولی که می‌توانید را بسازید. اگر با این کار نماندید و رشد نکردید، بدانید که دلیلی برای ماندتان وجود نداشته.
yahya
۱
حالا رسیده‌ایم به جایی که باید قانون‌های طلایی‌ام را افشا کنم. قانون اول این است: "با دیگران چنان رفتار کن که می‌خواهی آن‌ها با تو رفتار کنند." اگر پیرو این قانون باشید، در هر موقعیت به راحتی خواهید دانست که چه رفتاری بهتر است. قانون دوم این است که: "به خودتان افتخار کنید." و قانون سوم هم اینکه "و از کارها لذت ببرید."
yahya
۱
اگر سعی کنید با کنترل کردن منابع، پول در بیاورید باید بدانید که به زودی از بازار عقب خواهید ماند.
yahya
۱
کاری که سان می‌توانست انجام دهد این بود که به همه اجازه بدهد جاوای خودشان را داشته باشند -بدون اینکه مجبور باشند زیر چتر سان بروند- و در عوض خودش سعی کند که بهترین کار را ارائه دهد. این نشانه شرکتی می‌بود که از رقابت نمی‌ترسد و به خاطر طمع، کور نشده است. این نشانه شرکتی می‌بود که به خودش اعتماد دارد و وقتش را برای دشمنی با این و آن هدر نمی‌دهد.
رفیع
۱
زنده بمان. اجتماعی بشو. تفریح کن
یک کرم کتاب
۱
احتمالا اگر از اول می‌دانستم که برای موفقیت لینوکس به چه میزان زیرساخت نیاز است، از همان ابتدا روحیه‌ام را از دست می‌دادم.
کاربر ۸۶۶۸۱۹۷
۱
ولی هیچ تفریحی به پای کار با کامپیوتر نمی‌رسد. حالا که کامپیوتر در خانه است، می‌شود همه شب را بیدار ماند. همه پسرها شب را با خواندن "پلی‌بوی" در زیر پتو بیدار می‌ماندند. در عوض من خودم را به خواب می‌زدم تا مادرم سراغ کارهای خودش برود و بعد از تخت بیرون می‌پریدم و پشت کامپیوتر می‌نشستم.
کاربر ۳۹۲۹۱۵۲
۱
دیگر کسی به دماغم توجه نمی‌کرد و حالا که به گذشته نگاه می‌کنم می‌بینم که دلیلش این بوده که آدم‌ها بیشتر از دماغ من، درگیر مشکلات خودشان بوده‌اند.
محسن
۰
کلی آدم دیده‌ام که همیشه مشغول نصیحت دیگران هستند و از این کار احساس نیکوکاری به آن‌ها دست می‌دهد. و حالا خودم شبیه یکی از همان‌ها شده‌ام. این یک تله معمول است، همین که مردم شما را زیادی جدی گرفتند، گرفتار آن می‌شوید.
Rghaf
۰
در زندگی سه چیز معنادار هست. این‌ها، سه انگیزه اصلی در زندگی شما هستند. عواملی که باعث می‌شوند شما کارهایی را انجام دهید که یک موجود زنده می‌کند: اولی بقاست، دومی نظم اجتماعی و سومی تفریح. هر چیزی در زندگی، به همین ترتیب است و بعد از تفریح هم دیگر چیزی نیست. این به نوبه خود، مستلزم این است که در زندگی هر کاری معطوف به رسیدن به مرحله سوم باشد و وقتی به منطقه سوم برسید، کارتان تمام شده است. البته پیش از رسیدن به مرحله آخر، باید از مراحل قبل بگذرید.