
کتاب قهرمانان تاریخ
تاریخ مختصر تمدن، از دوران باستان تا سحرگاه عصر مدرن
انتشارات:
بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Mohammad
۶۰
تنها زمانی که از بیرون احساس امنیت داشته باشیم، میتوانیم به نیازهای درونیمان بپردازیم
Mohammad
۴۳
زن، گوسفند، سگ، الاغ و خوک را رام ساخته بود، و حال، مرد را رام مینمود. مرد آخرین حیوان رامشدهٔ زن است که فقط تا قسمتی - و ناخواسته - متمدن گشته است.
احسان رضاپور
۱۲
با گذشت قرنها، مرد خود را با خانه و زندگی یکجانشینی وفق داد. زن، گوسفند، سگ، الاغ و خوک را رام ساخته بود، و حال، مرد را رام مینمود. مرد آخرین حیوان رامشدهٔ زن است که فقط تا قسمتی - و ناخواسته - متمدن گشته است. او آرامآرام از زن، قابلیتهای اجتماعیشدن از جمله: عشق به خانواده، مهربانی، وقار، همکاری، فعالیت مشترک، را یاد میگیرد. حال صفاتی برجا میمانند که به نفع کل گروه باشد.
m007m007
۱۱
تصمیم گرفتم تاریخ را بخوانم تا دریابم انسان چیست
ادریس
۷
فروریزی عقاید کهن میان قشر تحصیلکرده، پشتوانهٔ معنوی ازدواج، وفاداری و بچهداری را از بین برده بود؛ گذر از مزرعه به شهر، ارزش فرزند را بهعنوان سرمایه تقلیل داده و آن را به مسئولیتی سنگین و اسباببازی گرانقیمتی بدل کرده بود؛ زنان ترجیح میدادند از لحاظ جنسی دلپذیر باشند تا اینکه بهعنوان مادر مورد احترام قرار بگیرند؛ بسیاری از رومیهای اصیل از قیدوبند ازدواج گریزان بودند، یا با استفاده از راههای پیشگیری از بارداری، سقط جنین یا کشتار نوزادان، خانوادههای خود را کوچک کرده بودند. آگوستوس علت این پدیدهها را افول قدرت والدین، نظم اجتماعی و شخصیت رومی میدانست
Bardia
۷
او بهتنهایی دارای همهٔ حقوق قانونی بود، حتی مهریهٔ همسرش به او تعلق داشت. اگر همسرش مرتکب جرمی میشد، وظیفهٔ او بود که دربارهٔ وی قضاوت و او را مجازات کند. میتوانست به اتهام کفر یا حتی دزدیدن کلید کمد شراب، او را به مرگ محکوم کند. حق مرگ و زندگی فرزندان یا فروش آنها به عنوان برده نیز بر عهدهٔ او بود، بر بردگانش هم همه حقی داشت. این حقوق برای بزرگ خانواده بهتدریج توسط خرد جمعی، سنت، شورای قبیله و رشد امنیت و قانون میتوانست کاسته شود، در غیر اینصورت، تا زمان مرگ همراهش بود.
محمد
۶
تمدن یعنی تغییرات فرهنگی که بر اثر ترویج نظم اجتماعی پدید میآید.
منصوربارانی
۶
با رشد قدرت دریایی و رفاه تجاری، تجملگرایی رشد کرد و اخلاقیات رنگ باخت. روسپیان فراوان بودند و مشتریان آنها بهندرت از نگاه عموم نکوهش میشدند. آتن حتی این حرفه را رسمیت داد و قانونی کرد و برای عاملانش مالیات معین کرد. برخی از آنان آموزش موسیقی، رقص و دیگر اشکال سرگرمی دیده بودند. بالاترین طبقه میان آنان هتایرای یا همدمها بودند که تحصیلات مطلوبی داشتند و مشتریان بافرهنگ را با صحبت دربارهٔ ادبیات، هنر یا فلسفه سرگرم میکردند. یکی از آنان معشوقهٔ سوفوکلس بود و دیگری ـ به نام آسپاسیا- با پریکلس ازدواج کرد.
مشکل آنها قانون نبود بلکه پسران بودند. تاجران پسران خوشتیپ را به بالاترین خریداران میفروختند و آنها هم ابتدا این پسران نیکصورت را نخست بهعنوان معشوق و سپس بهعنوان برده بهکار میکشیدند. قانون آتنی روابط با هر دو جنس را محکوم میکرد اما مردم آن را تحمل میکردند. وقتی افلاطون در کتاب فایدروس از عشق بشری سخن میگوید، از عشق همجنس حرف میزند و در مبحث ضیافت، آن را بالاتر از عشق مرد و زن میبیند.
Bardia
۶
سیاستْ هنر سازش با طبقات متفاوتی است که جامعه را تشکیل میدهند. انسانها برابر آفریده نشدهاند، اگر برابری را به جامعه اجبار کنید، طبقهٔ بالاتر شورش میکند، همانطور که اگر نابرابری افراطی باشد، طبقات ضعیف یاغی میشوند. پس ارسطو یک شرفسالاری (تیموکراسی) را طراحی کرد که مابین دموکراسی و حکومت اشراف بود، در آن فقط مالکان حق رأی دارند و طبقهٔ متوسط محور و چرخ تعادل قدرت خواهند بود.
Mephisto
۴
علایم فانی بودن زندگی غمگینم نمیکند. اگر بیش از زمان مفید بودنم زنده بمانم بیشتر شرمنده خواهم بود.
LittleStar
۳
اگر بیش از زمان مفید بودنم زنده بمانم بیشتر شرمنده خواهم بود.
پویا پانا
۳
جهان چگونه در دست خدایی عادل و مهربان است درحالیکه در بیشتر مواقع بیعدالتی است که غالب میشود؟
m007m007
۳
اگر کشور به آشفتگی افتاده، راه اصلاحش انقلاب نیست، بلکه مسئولیتپذیرشدن افراد جامعه است. اگر با مقاومت مواجه شدید، راهش نزاع، جدال یا جنگ نیست بلکه باید اندکی کناره بگیرید و با تحمل و صبر به آرامی به پیروزی نایل آیید. انفعال گاهی حتی بسیار بیشتر از کنش، موجد و زمینهٔ موفقیت است.
Bardia
۳
ظاهر و باطن هر چیزی در مصر دین است. آن را در هر شکلی از توتمگرایی تا خداپرستی مییابیم و تأثیرش را در ادبیات، حکومت، هنر و هر چیزی جز اخلاقیات میبینیم. و خدایانش تقریباً به بیشماری خدایان هندوستان هستند. در ابتدا، راهبان میگفتند که آنها در آسماناند و نیل نیز باقیماندهٔ آسمان در زمین است. هیاکل بهشتی صوری از روح الهی است که مشیت خود را با اعمالی متفاوت و پیچیده بر مردمان روا میدارد.
Bardia
۳
هدف سلوک شادی است، اما راز شادی در فضیلتمندی است و بالاترین فضیلت خرد است، مشاهدهٔ دقیق واقعیت، هدف و وسیله؛ گاهی اخلاق بهمثابه ابزاری طلایی در میانهٔ دو بینهایت عمل میکند.
منصوربارانی
۲
چینیان باستان هم مانند گذشتگان ما افسانههایی از داستان خلقت دارند. یکی از آنها میگوید پان کو ۲۲۲۹۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح، در طول هجده هزار سال کار، دنیا را به ضرب پتک به شکل کنونی درآورد. همچنانکه کار میکرد، «نفسش به باد و ابرها، صدایش به طوفان، رگانش به رودخانهها، بدنش به زمین، موهایش به علفها و درختان و عرقش به باران تبدیل شد، و پشههایی هم که از بدن وی تغذیه میکردند، نسل بشر را بهوجود آوردند.»
علی
۲
علم و فلسفه را در وجود من باریدند و با این کار بذر قدردانی از زندگی، کار و پیام ویل
پویا پانا
۲
عوام فرصت کمتری داشتند که به کتابهای بزرگ اختصاص بدهند و آنها را بیشتر به چشم انجام وظیفهای ناخوشایند میدیدند تا لذتی بیشتاب.
Bardia
۲
هراکلیتوس، سیصد سال پیش از افلاطون، به زبان رمز و راز، فلسفهای از تکامل را مطرح کرد که میتواند الهامبخش هگل، داروین، اسپنسر و نیچه بوده باشد.
دو نظریه، او را مجذوب خود کرد: تغییر همیشگی و تنها لوگوس فناناپذیر و ابدی است. هیچ، هست و همهچیز میشود؛ همهچیز در تلاش است تا به آنچه هست، تبدیل شود و آن چیزی میشود که خواهد بود: «همهچیز سیال است و نمیتوان از یک رودخانه دوبار عبور کرد و آب همانی باشد که بار اول بوده است.» جهان، یک «شدن» عظیم، خستگیناپذیر و دائمی است.
جودی اَبوت
۲
عملاً مایهٔ اصلی همهٔ نوشتههای ویل دورانت این بود که تمدن از طریق اندیشههایی برای پیشرفت بشر، توسعه یافته و قضاوت کارآمد بودن یا نبودن این ایدهها در دادگاه تاریخ، پیشتر انجام شده است- فقط کافی است که ما زمان بگذاریم و آنها را فرا بگیریم.
Jafar
۱
ایتالیا آنقدر عاشق زیبایی عینی و ملموس بود که آن را فدای حقایق غیرقابل دسترس نمیکرد
A L I
۱
اگر بیش از زمان مفید بودنم زنده بمانم بیشتر شرمنده خواهم بود.
پویا پانا
۱
مرد، با همهٔ زیرکیاش، درواقع تابع زن است
پویا پانا
۱
زن، گوسفند، سگ، الاغ و خوک را رام ساخته بود، و حال، مرد را رام مینمود. مرد آخرین حیوان رامشدهٔ زن است که فقط تا قسمتی - و ناخواسته - متمدن گشته است.
ادریس
۱
یونانیانِ حریص تجارت را بر تولید ترجیح میدادند؛ اینکه چیزی را جایی ارزان بخرند و جایی دیگر گران بفروشند
کاربر ۲۹۶۸۷۷۷
۱
فلسفه مطالعهٔ اجزاء در نور کلیت است و اولین درسی که میدهد این است که ما جزئی بسیاری کوچک از کلی بسیار عظیم هستیم.
m007m007
۱
شما این وضوح را حداقل از دو طریق میتوانید بهدست آورید: راه اول از طریق علم؛ مطالعهٔ علوم مختلف تمام جنبههای وقایع خارجی را در نظر شما رنگ میبخشد. اما شما همچنین میتوانید این وضوح را از طریق مطالعهٔ تاریخ، که درواقع مطالعهٔ وقایع در زمان است، به جای مطالعهٔ چیزها در فضا، بهدست آورید. من راه اول را کنار گذاشتم چون احساس کردم این راه بیش از حد ریاضیوار و بیرونی است؛ و در مقابل نیروی حیاتی که در خود و دیگر اشیا در مییافتم بسیار غیرواقعی مینمود.
m007m007
۱
دورانت بهترین راه برای فهم مشکلات امروز را مطالعهٔ گذشته میدانست، زیرا جایی است که میتوان حقیقتاً طبیعت وجود انسان را دریافت. این دیدگاه و این فلسفه، همان چیزی است که از صفحات قهرمانان تاریخ، ساطع میشود
m007m007
۱
اگر تو راه نزاع را در پیش نگیری، هیچکس در دنیا نخواهد توانست با تو به نزاع برخیزد...
بیعدالتی را با مهربانی پاسخ گویید... من با انسانهای خوب، خوب هستم و با کسانی که خوب نباشند، خوب هستم، بنابراین با همه خوب هستم. با انسانهای بیریا، بیریا هستم، همچنانکه با کسانی که صادق نباشند، بیریا هستم، بنابراین همیشه بیریا هستم...
m007m007
۱
او با هیچ متفکر دیگری مخالفت نکرد و زمانش را برای رد کردن افکار دیگران هدر نداد. کنفسیوس برای شهرت و اعتبار ارزش قائل بود اما بارها تقاضای ملاقات حاکمان را - که به نظرش بیاخلاق و ظالم بودند - رد کرد.