
کتاب دعوت به فلسفه؛ عشق به حکمت و جستجوی راههای نو در فلسفه
انتشارات:
بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
منمشتعلعشقعلیمچکنم
۳۱
فقط یک متخصص میتواند دروغگویی خودش را با حقیقت همساز کند
صبا بانو:)
۲۱
الاهیات جامهای واجب و ضروری برای پوشاندن جهل بیانتهای ذهن آدمی است؛ اما مدل این جامهها مثل سایر لباسها تغییر میکند. انسان، خدا را برحسب رشد جایگاه اخلاقی خودش، دائماً بازفهم میکند.
صبا بانو:)
۱۷
آناتول فرانس میگوید: «آنچه انسان را از حیوانات متمایز میکند دروغگویی و ادبیات است»،
پویا پانا
۱۵
هرچه بیشتر میآموزیم، امیدمان کمتر میشود.
الهام
۱۱
«متافیزیک، پیدا کردن دلایل بد است برای آنچه از سر غریزه به آن باور داریم؛ اما پیدا کردن این دلایل خودش کم از غریزه نیست.»
پویا پانا
۹
هر کسی عاشق آن چیزی در معشوق است که خودش فاقد آن است.
پویا پانا
۸
«بچهها و ابلهها حقیقت را میگویند.»
سپهر
۸
فیثاغورس میگوید ما موسیقی افلاک را نمیشنویم چون آن را مدتی دراز شنیدهایم. مثل آهنگری که سروصدای کارگاهش را نمیشنود چون مدتهای طولانی آن را شنیده و به آن عادت کرده است.
پویا پانا
۷
نیچه با اشاره به افلاطون، میگفت: «همهٔ زیبایی، طعمهای برای تولیدمثل است.»
Mahshid Pourhosein
۷
شاید اگر دنبال ثبات ذهن و روان هستیم، باید بیشتر آن را در فلسفه جستجو کنیم تا علم.
رئوف
۵
حکومت یعنی خود ما در مقیاسی بسیار بزرگ.
پویا پانا
۴
حال ما مثل قطرهٔ آبی است که سعی میکند دریا را بفهمد، یا اتمی که میخواهد نقشهٔ کهکشان را ترسیم کند.
پویا پانا
۴
خوشبختی، بازی آزاد غرایز است.
narges
۴
چرا همانطور که از کنار زیباییها رد میشویم از کنار زشتیها رد نمیشویم؟
narges
۴
وقتی به هدفم دست یافتم خدا کند هدف دیگری بر من ظاهر شود و مرا به خود بخواند و دغدغه و خارخاری در من بهوجود بیاورد تا برای رسیدن به آن بکوشم. خدا کند هیچوقت راضی نشوم و عطش روحم سیراب نشود.
رئوف
۴
انسان به همان اندازه پیر است که عروقش پیرند، و به همان اندازه جوان است که ایدههایش جواناند.
پویا پانا
۳
زن مبهم است، ولی کدام مرد وسوسه نمیشود تن به این خطرِ همیشگی بدهد که به این ابهام نفوذ کند و گره از راز آن بگشاید؟
پویا پانا
۳
فلسفه کیف پولمان را پر نمیکند و ما را به مدارج بالا در حکومتی دموکراتیک نمیرساند. چون اگر کیفی پر از پول داشته باشیم و به بالاترین مدارج و مقامات برسیم ولی با همهٔ اینها، خام و نادان بمانیم و بینوایی کور باشیم، و ذهنی زشت، رفتاری ددمنش، شخصیتی بیثبات و امیالی آشفته داشته باشیم، آن پول و مقام به چه کار میآید؟
پویا پانا
۳
فقط یک چیز در تاریخ قطعی است و آن، انحطاط است. فقط یک چیز در زندگی حتمی است و آن، مرگ است.
☆Nostalgia☆
۳
سوگناکی زندگی در این است که فقط زمانی به ما حکمت ارزانی میکند که جوانیمان را دزدیده. ــ «کاش جوان میدانست و پیر میتوانست!»
عادل
۳
معنی زندگی چیزی نیست که از طبیعت بخواهی آن را به تو بدهد. معنی زندگی، چیزی است که تو باید به طبیعت و تاریخ بدهی. معنی زندگی تو در این است که زندگی فرصتی است برای ابراز سازنده و خلاق خودت؛ اینکه کاری انجام بدهی که به زندگی دیگران کمک کند،
hoseinbahranii
۳
چون لذتهای فلسفه شبیه رازهای عشق است، هیچ روح ناپاکی به آن دست پیدا نمیکند
پویا پانا
۲
اگر عقلی این عالم را هدایت میکند، فلسفه دوست دارد آن را بشناسد و بفهمد و با احترام با آن کار کند. اگر چنین عقل هدایتگری وجود ندارد، فلسفه دوست دارد این را هم بشناسد و بدون ترس با آن روبهرو شود.
☆Nostalgia☆
۲
کنفوسیوس مینویسد: «همهٔ فضیلتها در آداب معاشرت ریشه دارند. حتی در کشتن انسانها نیز باید قواعد ادب و نزاکت را بهجا آورد.»
رئوف
۲
ولتر آنقدر صداقت داشت که بگوید آرزو میکرد خدمتکار و آشپزش اعتقادات سنّتی زمانهشان را میپذیرفتند. او فکر میکرد این موضوع، احتمال این را که آنها پول و جواهراتش را بدزدند و در غذایش سم بریزند، تا اندازهای کم میکرد
اخوان
۲
فرهنگ ما امروزه سطحی است، و دانش ما خطرناک است چون ما غنی در سازوکارها، و فقیرِ در اهداف هستیم.
Donya Haghighi
۲
همانطور که عنوان کتاب حکایت از آن دارد، یکجور «دعوت» است. دعوت به شرکت در پژوهش صادقانه و تأمل درست راجع به گستره و حدومرزهای فهم انسان. دورانت هیچ درمانی پیشنهاد نمیکند، هیچ نسخهای نمیپیچد و حُکمی نمیکند، با اینکه سابقهٔ بیش از شصت سال دانشپژوهی و تحقیق در این حوزه دارد.
مه....
۲
هیچچیز شریفتر از عشق به حقیقت نبود.
مه....
۲
آناتول فرانس میگوید: «آنچه انسان را از حیوانات متمایز میکند دروغگویی و ادبیات است»،
صبا بانو:)
۱
او هیچ اشتیاقی در خود حس نمیکند که اموری را سروسامان بدهد، و به آشفتگی عصر خود نظم و وحدتی بدهد و حاصلی به بار بیاورد. او با ترس، به گوشهٔ خلوتی میخزد و به کمک لایهلایه اصطلاحات فنی، خود را از دنیا ایزوله میکند و انزوا در پیش میگیرد. او دیگر فیلسوف نیست. معرفتشناس شده است.
در یونان چنین نبود. در آنجا فیلسوفان، کمتر ادعا میکردند و بیشتر به عهده میگرفتند.