
٪۵۰
Sara
۱۲
او میتوانست بهآسانی هایدن دوم شود، ولی میخواست اولین بتهوون باشد.
Pendar Ghorbani
۴
محبت به همنوع و ترس از مردم همواره در درونش در مبارزه بودند.
Sara
۳
اگر میخواستم تمام نیروی حیاتی خود را به زندگی بدهم، دیگر چه چیزی برای چیزهایی که در دنیا بزرگ و شریف است باقی میماند؟
کاربر... :)
۲
او میگفت:
نمیتوان اشخاصی بیچارهتر از آقایان بزرگ ما یافت. وقتی یکی از اشراف پولش را گم کند، کارش تمام است. غلام دربار میشود.
Pendar Ghorbani
۲
دیشب بسیار به مرگ اندیشیدهام و تمام روز این فکر مرا رها نکرد.
Pendar Ghorbani
۲
هر کس بذر عشق بیفشاند، اشک برداشت خواهد کرد.
کاربر... :)
۱
لودویگ جوان در ساعت شش صبح به صومعه فرانسیسکن میرفت که ارگ یاد بگیرد. این تنها وقتی بود که روحانی ارگزن کلیسا وقت داشت. او آنجا با باخ، هندل، گلوگ و موتسارت آشنا شد
کاربر... :)
۱
بتهوون یک لحظه نیز تملق پیشه نکرد. برای اینکه او بورژوای کوچکی نبود که ناگهان ترقی کرده باشد، برعکس در بُن او یک امیر تغییر شکل داده بود. میل غریزی شاهانه او، که قبلا در اولین آثار او خودنمایی کرده بود، تا زمان ورود به قصر پرنس پابرجا ماند و نگذاشت کسی از دفترچه یادداشت جیبیاش، که خرجهایش را در آن مینوشت، با خبر شود.
کاربر... :)
۱
. بندگی کسان دیگر را هم در برابر خود نمیتوانست تحمل کند. او ویلای یک بارون هنگری را برای احترام زیادی که به او ابراز میداشت، ترک کرد. وقتی یک پیانیست خارجی خواست دستش را ببوسد، دستش را کنار کشید و فریاد زد: «این کار را برای مامان جانت بکن.»
کاربر... :)
۱
خودش بعدها نوشته بود:
بعد از خدا هیچ چیز برایم ارزشی گرانبهاتر از شرافت ندارد.
Pendar Ghorbani
۱
انگشتش که پیانو را رام کرده بود، در زندگی عادی سرگردان میشد.
Pendar Ghorbani
۱
شاید تنها نبوغم، بینظمیام باشد!
Pendar Ghorbani
۱
این مرد آزاده، بیزن، بیوطن و خانمان به جز طبیعت کسی را نداشت که خود را وقفش کند و چنین میگفت:
فقط در طبیعت است که وجودم آرامشی به خود میگیرد.
Pendar Ghorbani
۱
هر قدر بتوانی مرا بیشتر دوست بداری، تو را بیشتر از آن دوست خواهم داشت.
ماهور و هامون
۰
با پیروی از بناپارت، میخواست با حدت نبوغ و ایمان خود را به هنر تحمیل کند و این شیوه او را موفق کرد.
ماهور و هامون
۰
دو نیرو میبایستی به او اجازه میدادند تا وجههای به دست آورد: اشراف و ناشرین. او با تقدیم آثارش به اشراف، خود را به آنها پیوند میداد. ناشرین نیز آنها را چاپ میکردند. هیچ موسیقیدانی قبل از او هدایای خود را به این مهارت و سیاست به کسی تقدیم نکرده است.
کاربر... :)
۰
در یکی از خانههای بزرگی واقع در اباستی، که اگر به دیوار غربیاش یک پنجره بود میتوانست منظره خوبی داشته باشد، بتهوون به بنّایی امر کرد که دیوار را سوراخ کند، ولی صاحبخانه سوراخ را گرفت، بتهوون هم اسبابکشی کرد و رفت.
کاربر... :)
۰
بتهوون برای هر سنفونی سالها وقت صرف میکرد و برای سنفونی نهم، ده سال. برای همین است که چهل سنفونی از موتسارت و فقط نُه سنفونی از بتهوون مانده است.
پیمان محمدی
۰
هایدن مخترع سونات است و بتهوون شکل کلاسیک و بیمانند خود را به آن داده است. از سوناتها بیشتر چیز یاد گرفت تا از تدریس آفریننده آن.
Pendar Ghorbani
۰
او خیلی زود از اطاعت و فرمانبرداری خانوادهاش، که از شاهزادهای اطاعت میکردند، دست کشید. دیگر نمیخواست به این دسته از نوکران تعلق داشته باشد. عشق به آزادی، که بعدها مشخصه زندگی و آثارش شد، ریشه در رنجها و سرشکستگیهای دوران خردسالیاش داشت.
Pendar Ghorbani
۰
درباره بتهوون، که احساسات جمهوریخواهی خود را پنهان نمیکرد، گفته بودند:
او را در خیالات خود بگذارید! زمانی که چیزی سرش بشود، خیلی بزرگتر از همه شما خواهد شد.
Pendar Ghorbani
۰
موتسارت ستاره شفاف قطبی آسمان موسیقی بود.
Pendar Ghorbani
۰
او به دوستی نوشته بود که در آینده فقط به نفع تهیدستان خواهد نواخت. به یک دِیر، که پدر روحانی آنجا نسبت به او مهربان بود، بسیاری از نوشتهها و قواعد آموزش موسیقی را اهدا کرد. او شاگردی را در پناه گرفت که همچون او شریک فلاکت بود.
Pendar Ghorbani
۰
طغیان بتهوون کاملا نفسانی بود، برای همین است که طغیانش بسیار بهصورت طبیعی جلوه میکرد؛ او نه در پی ایجاد شگفتی بود و نه تحیر. وضع او مانند شکستن سدی نیست که ناگهان به امواج سرکش، مجال طغیان بدهد. تکامل بتهوون به یک زمینلرزه شدید نمیماند، بلکه به تکرار مرتب یک سلسله از زمینلرزهها شبیهتر است.
Pendar Ghorbani
۰
با وجود این وقتی سالییری اعتراف کرد که یکی از ملودیهای شاگردش حتمآ باعث ترقی او خواهد شد، بتهوون اینطور تصدیق کرد که:
پس این ملودی نباید آن قدرها هم بد بوده باشد!
وقتی کسی موسیقیدان جوان را سرزنش کرد که کاربرد فاصله پنج نت خالص و پیاپی مجاز نیست، بتهوون گفت:
خیلی خوب، من این اجازه را میدهم.
Pendar Ghorbani
۰
یک سرشت هرج و مرج طلب نمیتواند در آثار بزرگ خودنمایی کند مگر اینکه خود واضع قوانین باشد.
Pendar Ghorbani
۰
با ادراک و تجربههای خود، قسمتهای خالی آثار دیگران را پُر میکرد. در کنسرتی ویولنسلیست دنباله آهنگ را از دست داد. بتهوون بدون دانستن آن، متن آهنگ را برایش زمزمه کرد. وقتی همه از آن متعجب شدند، توضیح داد که قانونآ و فطرتآ قطعه جز آن نمیتوانست باشد. در مقابل ارکستر، دیکتاتور واقعی بود. مانند تمام رؤسای واقعی، در موسیقی دموکراسی جایی ندارد.
Pendar Ghorbani
۰
نه، من حس میکنم که برای یک زندگی راحت خلق نشدهام.
Pendar Ghorbani
۰
بتهوون آنچه را زندگی برایش رقم زده، پیشبینی کرده بود و برای این است که هر قدر او از دنیا دورتر میشود، آثارش عمیقتر ریشه میدواند.
Pendar Ghorbani
۰
اهمیت جهانی بتهوون را باید با هومر یا شکسپیر، دون کیشوت یا فاوست مقایسه کرد. نام او، حتی برای کسانی که او را خوب نمیشناسند، نمادین است. برای این است که لحن اولین سنفونی خود را با یک لحن مضطرب و شوم و نمادین و کورمال کورمال شروع کرده، ولی سنفونی چهارم سرشار از اطمینان و یقین است. این بیان مردی است مطمئن از خویشتن خویش. بیانش بیشتر در گروِ سازهای بادی است تا زهی و خود را خیلی زود از پرسشهای ناراحتکننده رها میکند. معهذا آهنگ را خرامان خرامان بهسوی لحنی شوم میکشاند.
