
s.latifi
۱۶
انسان چگونه باید زندگی کند تا به بهترین شکل زیسته باشد و با سرشتش سازگارتر باشد و به نحوی کاملتر تواناییهای خاص موقعیت انسانی را تحقق بخشد؟
s.latifi
۱۱
فیلسوف شدن، درس دادن یا کتاب نوشتن نیست. بلکه تغییر دادن مسیر زندگی و پذیرفتن نگرشی متفاوت به هستی است.
s.latifi
۶
صفت «سوفوس» یعنی «دانشمند ـ خردمند» را در کلمه فیلسوف میبینی. «فیل» در کلمه فیلسوف از ریشه لاتینی فیلو میآید که به معنی دوستدار است. پس فیلسوف کسی است که دوستدار دانش و خرد است.
s.latifi
۴
فیلسوفها در جستجوی یافتن بهترین تعریف ممکن از هر فکر و اندیشهای هستند و میخواهند بدانند کدام تعریف، واقعی و درست است.
s.latifi
۴
همیشه فلسفه با همین کشف ناآگاهیمان شروع میشود. جواب را نمیدانیم، در حالی که فکر میکردیم میدانیم و بدون مشکل میتوانیم جواب بدهیم.
مهدیار سجادی
۳
چطور میشود اندیشههای کاملاً قدیمی هنوز تازگی داشته باشند؟
بدون شک به این سبب که آنها با مسائل لحظهای زمان خود نسبتی ندارند. تأمل آنها به نگرش ما در باره وجود مربوط است. آنها به رابطه ما با تمایلات، مرگ، خود انسان، یا دیگران میپردازند. قطعا نوع جامعهای که انسان در آن به سر میبرد، در این پرسشهای سرنوشتساز نقش دارد. اما این نقش آنقدرها هم برجسته نیست.
phi.lo.bib.lic
۳
پیش از دانستن این که آیا فکری درست است یا غلط، دستکم باید سه کار انجام داد: ۱. ببینیم آیا سخنی که این فکر را بیان میکند، زبان یأجوج و مأجوج نیست (مانند «سبز و یا چون») که با آن هیچ فکری به نظر آدم نمیرسد. ۲. ببینیم گفتهمان تناقضی نداشته باشد (مانند «دایره چهارگوش») که موجب شود تصور غیرقابل اندیشیدن شود. ۳. ببینیم گفتهمان به چیزی مربوط میشود که واقعا وجود دارد و نه به چیزی که ممکن است (مانند «پشم لاکپشت»)، اما واقعی نیست.
مهدیار سجادی
۲
در فلسفه، مهم این است که آدم خوب شروع کند. باید از خیالبافی، تعصب و پیشداوری و دیدگاههای مبهم فاصله گرفت. هدف این کتاب نیز همین است: فراهم آوردن نگرشی درست و قابل فهم در باره فلسفه با همه یگانگیها و گوناگونیهایش.
s.latifi
۱
پرداختن به فلسفه صرفا فکر کردن یا داشتن نظر نیست. بلکه به مشاهده افکار و آرای خود پرداختن است. مثل این است که تصورات خود را از بیرون نگاه کنیم و بخواهیم ذهن خود را خانهتکانی کنیم.
مهدیار سجادی
۱
تقریبا تمام فکرهایی که در ذهن داریم از بیرون نشئت میگیرند. بدون اینکه واقعا بدانیم چگونه به ذهن و روح ما رسوخ کردهاند، در کلهمان جای گرفتهاند. منشأ بیشتر این فکرها از خانواده، از محیط یا از دوستان است. عموما خود ما نیستیم که فکرهایمان را میسازیم. تازه، ما کلماتی را هم که با آنها حرف میزنیم، خودمان نساختهایم.
اغلب اوقات این تصورها در درون ما جا میگیرند و به تصورهای «خودمان» تبدیل میشوند؛ بیآن که واقعا خودمان آنها را انتخاب کرده باشیم. کمتر پیش میآید در مقابل فکری قرار بگیریم و به آن «بله» یا «نه» بگوییم. ما واقعا جستجو نکردهایم که بدانیم این تصورات درست هستند یا غلط.
مهدیار سجادی
۱
فلسفه فعالیتی انتقادی است. فلسفه به جستجوی واقعیت در قلمرو تصورها اکتفا نمیکند؛ بلکه میکوشد تصورات غلط را نیز دفع کند. فلسفه در جستجوی آشکار ساختن تصورات نادرست است تا مبادا آنها به ما آسیبی برسانند.
Arvin1382
۰
دانش فقط آموختن نیست، بلکه تغییر یافتن و اصلاح شدن نیز هست.