گفتم: «میگویند یک روز میرسد که آدمها میتوانند توی لولههای آزمایشگاهی موجود زنده درست کنند. میتوانند با چیزهای شیمیایی و برق و نیروی هستهای موجود زنده خلق کنند.»
گفت: «این جوری که به دردسر میافتیم. شاید ندانیم تا کجا باید پیش برویم.»
«شاید هم هیولا درست کنیم.»
«آره. شاید هم آن هیولاها علیه خود ما بشوند، تهدیدمان کنند، پدرمان را درآورند.»
gh.hanieh
به ما گفته شده است که زمان پیش میرود. روز به شب، شب به روز و روز به شب میرسد. گذشته، حال، آینده. کودکی، نوجوانی، بزرگسالی. تولد، زندگی و مرگ. اما گاهی زمان متوقف میشود. نمیتوانیم به راهمان ادامه دهیم
کاربر ۴۰۲۴۹۶۰
به ما گفته شده است که زمان پیش میرود. روز به شب، شب به روز و روز به شب میرسد. گذشته، حال، آینده. کودکی، نوجوانی، بزرگسالی. تولد، زندگی و مرگ. اما گاهی زمان متوقف میشود. نمیتوانیم به راهمان ادامه دهیم
کاربر ۴۰۲۴۹۶۰