جملات زیبای کتاب مشق اخلاق (دفتر اول) | طاقچه
تصویر جلد کتاب مشق اخلاق (دفتر اول)

بریده‌هایی از کتاب مشق اخلاق (دفتر اول)

۵٫۰
(۱۱)
یکی از دعاهای انسان باید این باشد که خدایا: توفیق عطا فرما که به طور ناخودآگاه به واجبات اهمیّت دهم، از محرّمات پرهیز کنم، مکروهات را به جا نیاورم و به اندازهٔ ممکن نسبت به انجام مستحبّات، اهتمام ورزم. و خود نیز همّت و تلاش وافری در این زمینه داشته باشد تا انشاءالله موفّق شود.
مصطفی
جوانان عزیز، مراقب باشید گناه نکنید که گناه موجب سقوط آدمی است و ذلّت دنیا و آخرت را به همراه دارد. ولی اگر گناهی مرتکب شدید، فوراً توبه کنید و از خداوند رحمان و رحیم عذرخواهی نمایید که تأخیر توبه و اعراض از توبه، انتقام سخت الهی را نصیب انسان می‌کند. همچنین اجازه ندهید که گناه برای شما عادت شود و مراقب باشید در سرازیری معصیت واقع نشوید و از گناه روی گناه به شدّت پرهیز کنید.
مصطفی
خواجه عبدالله انصاری در مقام مناجات با خداوند، عقل را چه زیبا توصیف می‌کند که: خداوندا، آن را که عقل دادی، چه ندادی، و آن را که عقل ندادی، چه دادی!؟ یعنی اگر ما در کارهایمان تفکر و تعقّل و عاقبت‌اندیشی داشته باشیم. خواهیم توانست، خوب و بد را از همدیگر تمیز دهیم و با انتخاب خوبی‌ها و عمل به آن، به موفقیّت در دنیا و آخرت دست بیابیم.
مصطفی
رسیدن به امنیّت دل، راهی جز رعایت تقوا و پرهیز از گناه ندارد. تلاش و کوشش و به کارگیری عقل و درایت، در این مسیر، شایسته است و لازم، امّا آنچه مهم‌تر ازهمهٔ تدبیرهای انسانی است، عنایت خداوند تبارک و تعالی است.
مصطفی
پروردگار عالم می‌فرماید: وقتی بنده‌ام در راه افتاد، وقتی اهمیّت به واجبات داد، وقتی که اهمیّت به مستحبات داد، به خصوص اگر به نماز و خدمت به خلق خدا، اهتمام نمود، من او را دوست خواهم داشت؛ یعنی عاشق او می‌شوم و وقتی من عاشق او شدم، دیگر چشم او چشم من، گوش او گوش من، دست او دست من و زبان او زبان من است. دعای او مستجاب می‌شود و هر چه از من بخواهد به او عطا می‌کنم.
Rogayyeh
در روایات ما، نداشتن و به کار نبستن عقل، از بالاترین مصیبت‌ها شمرده شده، و کسی که از عقل محروم مانده را شقی و بدبخت می‌خوانند؛ لذا نیروی عقل برای تأمین آتیهٔ جوان، برای دست‌یابی به علم، برای حقیقت‌یابی و حقیقت‌جویی، برای عاقبت به خیری و برای رسیدن به سعادت فردی و اجتماعی، بسیار مؤثّر، بلکه یک ضرورت شمرده می‌شود.
M_`N
آن جوانی که سر و کار با منبر و محراب نداشته باشد، شیطان انسی و جنی او را می‌بَرد، چه بردنی!
mahdi_313
شب اوّل قبر، خداوند می‌پرسد چه آورده‌اید؟ هیچ چیزی پذیرفته نمی‌شود مگر اینکه رنگ خلوص داشته باشد و انسان بتواند بگوید این عمل را مختصّ تو آوردم.
mahdi_313
آدم کسی است که اگر دست بینوایی را گرفت، خوشحال شود
mahdi_313
«اگر خیرتان به کسی نمی‌رسد، لااقل به او شر نرسانید»
mahdi_313
همهٔ انسان‌ها به صورت بالقوّه آن روح الهی را دارند و خلیفة‌الله هستند. ولی این موهبت الهی باید به فعلیّت برسد؛ یعنی انسان باید با تلاش و کوشش و تحمّل سختی‌های فراوان و با سلوک معنوی، راه تعالی را بپیماید تا به مقصود نهایی برسد.
یاسمن
این انسان با این همه مقام و منزلت، اگر در راه بیفتد، به مقامی می‌رسد که جبرئیل امین هم به آن مقام، راه ندارد.
یاسمن
قرآن کریم می‌فرماید: «وَ مَنْ لَمْ یجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ» و کسی که خدا نوری برای او قرار نداده، نوری برای او نیست. مؤمنان و به ویژه جوانان، باید همیشه این آیهٔ شریفه را در نظر داشته باشند. به مقتضای این آیهٔ شریفه اگر نور خدا نباشد، هیچ عامل دیگری نمی‌تواند زندگی انسان را روشن کند. اگر نور الهی در زندگی کسی نباشد، آن زندگی تاریک و وحشتناک است. زندگی، نور خدا را می‌خواهد و نور خدا از ارتباط مداوم با او حاصل می‌شود. اهتمام به عبادات و انس با قرآن و دعا، به زندگی انسان‌ها نور می‌بخشد.
یاسمن
پس آدمیّت ما به بُعد ملکوتی ماست.
mahdi_313
زندگی منهای تقوا یعنی نابودی
mahdi_313
یکی از دعاهای انسان باید این باشد که خدایا: توفیق عطا فرما که به طور ناخودآگاه به واجبات اهمیّت دهم، از محرّمات پرهیز کنم، مکروهات را به جا نیاورم و به اندازهٔ ممکن نسبت به انجام مستحبّات، اهتمام ورزم. و خود نیز همّت و تلاش وافری در این زمینه داشته باشد تا انشاءالله موفّق شود.
mohadeseh
انسان مُرکّب است از دو بُعد «معنوی یا ملکوتی» و بُعد «حیوانی یا ناسوتی»؛ و این دو جنبه، دائماً در جنگند. اگر روح و جنبهٔ معنوی ما غلبه پیدا کند، ما سرافرازیم؛ با وجود این‌که کسی را به زمین نزده‌ایم، بلکه «خودِمان» را زمین زده‌ایم، امّا سرافرازیم، و اگر به عکس شد، یعنی جنبهٔ مادی، بعد معنوی را به زمین زد، سرافکنده‌ایم، شرمنده‌ایم، با وجودی که کسی ما را مغلوب نکرده، بلکه خودمان، جنبهٔ معنوی را به زمین زده‌ایم. پس آدمیّت ما به بُعد ملکوتی ماست.
یاسمن
آدم کسی است که اگر دست بینوایی را گرفت، خوشحال شود و بنای زندگی‌اش این باشد که دیگرگرا باشد نه خودگرا. تن آدمی شریف است به جان آدمیّت نه همین لباس زیباست نشان آدمیّت اگرآدمی به‌چشم است وزبان وگوش وبینی چه میان نقش دیوار و میان آدمیّت
یاسمن
آدم کسی است که وجدان اخلاقی، گذشت، دیگرگرایی و فداکاری در زندگی‌اش باشد؛
یاسمن
«دل»، جایگاه خداوند رحمان بوده و متعلّق به او و به صورت امانت در دست انسان است، از این‌رو باید تلاش کند تا حضور خداوند را در آن حفظ نماید. اگر صفات رذیله و تمنیّات نفسانی به دل راه نیابد، دل منزل‌گاه خداوند شده و عرش خدای رحمان، در آن جای می‌گیرد؛ لذا می‌فرماید: «قَلْبَ الْمُؤْمِنِ عَرْشُ الرَّحْمَنِ»
یاسمن
امام حسن عسکری (ع) می‌فرمایند: «إِنَّ الْوُصُولَ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَفَرٌ لَا یدْرَکُ إِلَّا بِامْتِطَاء اللَّیل» رسیدن به خداوند عزیز، سفری است که جز با شب زنده‌داری به پایان نمی‌رسد.‌
یاسمن
اهمیّت نافلهٔ شب چنان است که ائمّۀطاهرین (ع) در برخی روایات فرموده‌اند: اگر کسی موفّق به خواندن نماز شب نشد، شایسته است قضای آن را به‌جا آورد. همین توجّه به نماز شب و مداومت بر خواندن و اصرار قضای آن، موجب کسب توفیق دائمی برای انجام نافلهٔ شب در وقت فضیلت آن می‌شود.
یاسمن
یکی از علمای بزرگ که رحمت خدا بر او باد، به من می‌فرمود: خدمت امام زمان «ارواحنافداه» رسیدم و آن حضرت فرمودند: «ننگ است برای طلبه که نماز شب نخواند و عیب است برای شیعه که نماز شب نخواند.»
یاسمن
مسلمان حقیقی کسی است که هر چه را برای خود می‌پسندد، برای دیگران نیز بپسندد و آنچه را برای خود نمی‌پسندد، برای دیگران نیز نپسندد. اگر شما عزیزان همین روایت را سرمشق زندگی خود قرار دهید، تمام کارها اصلاح می‌شود. اگر می‌خواهید کسی پشت سر شما غیبت نکند، شما نیز از غیبت دیگران دوری کنید. اگر از نگاه شهوت‌آمیز دیگران به نزدیکان خود ناراحت می‌شوید، خود نگاه آلوده نداشته باشید. اگر می‌خواهید هنگام درماندگی کسی به فریادتان برسد، همیشه به فکر درماندگان باشید. اگر می‌خواهید به‌شخصیّت شما احترام بگذارند، همیشه به شخصیّت دیگران احترام بگذارید. مسلمانان باید این چنین باشند تا جامعه اصلاح شود.
یاسمن
آلوده شدن به مال حرام و حقّ‌النّاس رنج‌آور است. مواظب باشید و بدانید اگر در خانهٔ شما از دری حرام آمد، از در دیگر رحمت خدا خارج می‌شود، برکت می‌رود، الفت می‌رود؛ و بالأخره همان بچّه‌ای که برای او دل می‌سوزاندید، در روز قیامت به شما نفرین می‌کند و شما را جهنّمی می‌نماید. در روز قیامت همین زن و بچّه در مقابل این شخص به دادخواهی برمی‌خیزند و می‌گویند: بی‌انصاف! برای چه به ما آتش دادی؟ چرا خمس اموال خود را ندادی؟ چرا مال حرام برای ما تهیه کردی؟
یاسمن
هر فضیلتی که انسان بخواهد پیدا کند، متوقّف بر صبر است
یاسمن
پیامبر اکرم (ص) بر موضوع محکم‌کاری تأکید فراوانی فرموده و خود نیز به این مهم، عمل می‌کرده‌اند. آن حضرت به هنگام تدفین یکی از اصحاب، با محکم نمودن قبر او فرمودند: «... لکنّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یحِبُّ عَبْداً إِذَا عَمِلَ عَمَلًا فَأَحْکمَهُ» ... خداوند دوست می‌دارد، هنگامی که بنده‌ای کاری انجام می‌دهد،‌ آن کار را محکم و استوار نماید. این فرمایش پیامبر گرامی (ص) و محکم‌کاری ایشان در نهادن سنگ لحد، تکلیف مسلمانان و خصوصاً شیعیان را در سایر کارها روشن می‌سازد. مسلمانان نیز باید با تبعیّت از فرامین آن نبیّ گرامی و سرمشق قرار دادن ایشان در زندگی، خدمتی که ارائه می‌دهند، یا کالایی که تولید می‌کنند، با بهترین درجهٔ کیفیت ارائه کرده و از انجام کارها به صورت ناقص و یا به اصطلاح «سرهم‌بندی» به شدّت پرهیز نمایند.
یاسمن
از دیدگاه قرآن کریم و روایات اهل‌بیت (ع) و نیز از منظر تاریخ و تجربه، پدر و مادر نقش بسیار مؤثّری در سرنوشت فرزندان خود دارند. این تأثیر به اندازه‌ای است که پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: «الشَّقِی مَنْ شَقِی فِی بَطْنِ أُمِّهِ وَ السَّعِیدُ مَنْ سَعِدَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ» یعنی پدر و مادر زمینه‌ساز سعادت و یا شقاوت اولاد خود هستند. اگر در تربیت کوشا باشند، فرزند آنان رستگار می‌شود و اگر نسبت به تربیت بی‌تفاوت باشند، فرزند آنان بدبخت می‌شود. البته پدر و مادر، علّت تامّه در تربیت و سعادت فرزند نیستند، ولی تأثیر آنان بسیار زیاد است و زمینه‌ساز تربیت فرزند هستند.
یاسمن
من از پدر و مادرها تقاضا دارم، اگر محبّت به فرزندانتان دارید- که دارید-، اگر تأمین آتیه برای آنها می‌خواهید- که حتماً می‌خواهید - باید به گونه‌ای عمل کنید که فرزندانتان سر و کار با منبر و محراب داشته باشند و الاّ زندگی آن‌ها توأم با اضطراب و نگرانی خواهد شد. آن جوانی که سر و کار با منبر و محراب نداشته باشد، شیطان انسی و جنی او را می‌بَرد، چه بردنی!
یاسمن