حرفی هست که پشت غضروف آروارهتان مانده
در لحظهٔ رسیدنِ دود به مغز استخوان
در لحظهٔ فرورفتن ماه به جناقِ شغال
شما را میبینم که اگر اشتباه نکنم دست از دویدن کشیدهاید
به دستهایتان خیرهاید
به کلمات که پیش از ادا شدن دود میشوند
و این منطقِ مطلقِ درد است
منطقِ مطلقِ زخمی
که از زمین به ارث میبرید.