
بریدههایی از کتاب زخمی که از زمین به ارث می برید
۲٫۵
(۱۳)
لابد هدف پرواز بود
که دستهایمان را بُریدند
در تشتِ باروت خواباندند
دمنوش
وقت نداشتیم
آنقدر که بفهمیم صدای گلوله از خودش دیرتر اتفاق میافتد
min
روی دریچههای گرفتهٔ قلبمان نوشت:
«اینجا یک مرد به خاطر شعر کشته میشود.»
دمنوش
حرفی هست که پشت غضروف آروارهتان مانده
در لحظهٔ رسیدنِ دود به مغز استخوان
در لحظهٔ فرورفتن ماه به جناقِ شغال
شما را میبینم که اگر اشتباه نکنم دست از دویدن کشیدهاید
به دستهایتان خیرهاید
به کلمات که پیش از ادا شدن دود میشوند
و این منطقِ مطلقِ درد است
منطقِ مطلقِ زخمی
که از زمین به ارث میبرید.
Atia
نامت را با دود سیگار و استخوان نهنگی در اقیانوس اطلس
مینویسم
با خون زنی که نمیداند کجای تنش داسیست
که شبها گندم درو میکند
da☾
بلند شو
تو روح کوچکی هستی که از اردوگاه کار اجباری فرار کرده
da☾
هیچ راهی به عقب نیست
هیچ راهی به هیچ جای جهان نیست
zima blue
من میگویم این کارمای دایناسورهاست
که تمامناشدنیست.
zima blue
لابد هدف پرواز بود
که دستهایمان را بُریدند
در تشتِ باروت خواباندند
zima blue
برو ابونواس! برو!
از این جهنمِ نانوشته برو!
دمنوش
ما از نفس کشیدن دست کشیدیم
به مردمکهای هم خیره شدیم
سرهامان را جابهجا کردیم
و بعد
باز به نفس کشیدن ادامه دادیم.
da☾
ما را سوزاندند
فقط یادشان رفت گلومان را با خودمان چال کنند
ما را به جرم حرف زدن با مُردگان نسوزاندند
ما دیوانه نبودیم
haniyh mir
در زمین حسرتی هست که به جنس خاک برمیگردد
به جنس آبونمک
و هیچوقت هیچ کاریش نمیشود کرد.
Solidsmoke
من به خروج از این وضعیت دردناک محتاجم
دمنوش
ما از نفس کشیدن دست کشیدیم
به مردمکهای هم خیره شدیم
سرهامان را جابهجا کردیم
و بعد
باز به نفس کشیدن ادامه دادیم.
دمنوش
حالا سهبار به خودت بگو وجود داری
da☾
وقت نداشتیم
آنقدر که بفهمیم صدای گلوله از خودش دیرتر اتفاق میافتد
همچون صدای شکستن استخوان ترقوه که دیرتر از خودش
کسی به ما نگفته بود
zima blue
کسی به ما نگفته بود
کسی که رفت
نمیرود
بخار میشود
دمنوش
ما را سوزاندند
فقط یادشان رفت گلومان را با خودمان چال کنند
دمنوش
و فریاد زدن:
ما با دو چشم ندیدهایم
با گلوی بُریده دیدهایم
و این آغاز کشف نقطهٔ انقراض پرنده است.
دمنوش
زمان از رگی که پشت جناق سینهات گرفته آغاز شده
از لحظهای که تکهای از خودت را به دندان گرفتهای
و چیزی از خودت
da☾
اگر تو ببر باشی
من خدای سلاخخانهام.
شیلا در جستجوی خوشبختی
باد ربطی به کندن صدای دیوانگان در شیار
حنجره دارد
*𝐻𝑒𝒾𝓇𝒶𝓃
پُر از دشمنان خیالیام
پُر از شاخههایی که به نبودن عادت نمیکنند
و خالی شدن و پُر نشدن
زمین تاریخیست که روی سینه کندهام
*𝐻𝑒𝒾𝓇𝒶𝓃
به کُشتارهای دستهجمعی شبیهتری
به انواع جنایتهای جنگی
و اینکه در جاهای نامعلومی از زمین
تکههایی از خودت چال کنی
و بگویی:
جهان نجاتدادنی نیست
shabnam
که دستهات دو مربع جاودانهاند در لحظهٔ انهدام کائنات
دو شیء بیتعریف که رویشان نوشتهایم:
در زمین حسرتی هست که به جنس خاک برمیگردد
به جنس آبونمک
و هیچوقت هیچ کاریش نمیشود کرد.
shabnam
ما فقط وقتی هنوز باران نباریده بود
زیر درختان کاج میایستادیم
و از خودمان صدای پرندهای درمیآوردیم
که قرنها پیش مُرده بود.
zima blue
در زمین حسرتی هست که به جنس خاک برمیگردد
به جنس آبونمک
و هیچوقت هیچ کاریش نمیشود کرد.
دمنوش
حجم
۵۲٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۱۱۱ صفحه
حجم
۵۲٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۱۱۱ صفحه
قیمت:
۸۷,۰۰۰
تومان