
بریدههایی از کتاب گربه درون
۳٫۳
(۱۰)
گربه هیچ خدمتی نمیکند. گربه فقط خودش را عرضه میکند. البته به مراقبت و پناه احتیاج دارد. بهای عشق را باید پرداخت.
کاربر ۴۵۷۷۵۱۳
به قول بریون گایسین: «بشر حیوان افتضاحی است!»
پویا پانا
ورود یک نازی به درجات بالای اساس همراه بود با درآوردن چشم گربهای اهلی با انگشت بعد از یک ماه غذا دادن و ناز و نوازش کردنش. این تمرین بدین سبب طراحی شد تا هر نوع رحم و شفقتی را که زهر به شمار میآمد بزداید و Übermensch کاملی بسازد.
پویا پانا
برای آنکه لذت چیزی را ببری باید آنجا باشی. نمیتوانی فقط دسر برداری، عزیز دلم.
الف.ژ
گربه هیچ خدمتی نمیکند. گربه فقط خودش را عرضه میکند. البته به مراقبت و پناه احتیاج دارد. بهای عشق را باید پرداخت.
الف.ژ
چشمهاش از اعتقاد راسخ برقبرق میزند. «باید کشتشان! ممکن است به کسی صدمه بزنند.»
الف.ژ
هر ارتباطی بر پایهٔ مبادله است، و هر خدمتی بهای خودش را دارد. وقتی گربه از موقعیتش مطمئن است، همانطور که حالا روسکی مطمئن است، کمتر از آنچه باید ادا درمیآورد.
الف.ژ
اینجا فُک مادری هست به همراه تولهاش بر تودهای یخ شناور. سرعت باد سی مایل در ساعت، دما سی درجه زیر صفر. به چشمهاش نگاه کن، شکافمانند، زرد، خشمگین، دیوانه، غمگین و ناامید. در انتهای سیارهای بیحاصل. نمیتواند به خودش دروغ بگوید، نمیتواند هیچ کلامی حاکی از خودستایی رقتانگیز نثار خود کند. همین است، به همراه تولهاش بر این تودهٔ یخ شناور. هیکل پانصدپوندیاش را جابهجا میکند تا بتواند شیر بدهد. تولهای که شانهاش را یکی از نرها از هم دریده. احتمالاً زنده نمیماند. همگیشان باید به سمت دانمارک بروند، هزار و پانصد مایل. چرا؟ فکها نمیدانند چرا. باید به دانمارک برسند. همگی باید به دانمارک برسند.
الف.ژ
از سگها بیزار نیستم. از آنچه انسان از بهترین دوستش ساخته بیزارم. غرش پلنگ بیتردید خطرناکتر از غرش سگ است، اما زشت نیست. خشم گربه زیباست، شعلهای خالص و گربهای زبانه میکشد، همهٔ موهاش سیخ میشود و جرقههای آبیاش ترقتروق میکند، چشمها برافروخته است و جلزوولز میکند. اما غرش سگ زشت است، غرش یک دستراستی گنگستر ضدپاکستانی... غرش یکی که روی ابوقراضهاش چسبانده است «کوییرها را بکشید تا مسیح خشنود شود»، غرش اشغال حقبهجانب.
الف.ژ
وقتی در دانشگاه هاروارد انسانشناسی میخواندم، پی بردم که این تجلی حیوان توتمی بود و دریافتم که نمیتوانم گوزنها را بکُشم.
kimiya
گربهٔ سفید نماد ماه نقرهای است که در اکنافْ فضولی میکند و آسمان را برای روز بعد تمیز میکند. کلمهٔ سانسکریتِ Margaras که یعنی «شکارچیای که ردپاها را دنبال میکند؛ کارآگاه؛ جستوجوگر»، میگوید گربهٔ سفید «تمیزکننده» است یا «حیوانی است که خودش را تمیز میکند». گربهٔ سفید شکارچی است و قاتل، مسیرش را ماه نقرهای روشن میکند. تمامی مکانهای تاریک و پنهان و موجودات در روشنایی دلنشین و بیوقفهٔ آن آشکار میشوند. نمیتوانی از شر گربهٔ سفیدت خلاص شوی چرا که گربهٔ سفیدت خودت هستی. نمیتوانی از گربهٔ سفیدت پنهان شوی چرا که گربهٔ سفیدت با تو پنهان میشود.
kimiya
حجم
۲۱۹٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۱۰۶ صفحه
حجم
۲۱۹٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۱۰۶ صفحه
قیمت:
۹۴,۰۰۰
تومان