حالت شانههایش از پشتسر و تردید پنهان پاها، گویای رنجی بود که این مرد باید با خودش به خانه میبرد.
n re
در جزیرهای که حتا نسل جوانش، هنوز با کار دخترها و زنها در شرکتها و ادارات خو نگرفتهاند، از این به بعد چه حرفها باید بشنود و به دل بکشد، آن هم به خاطر دل باختن به آدمی که نمیتواند برای خودش تصمیم بگیرد.